۳ پاسخ

پسر من 😐

سلام عزیز...خوبی؟؟بخدا دقیقا دوقلوهای منم همینه اخلاقشون..بقول شما یکی شوخی کنه متوجه نمیش قهر میکنن..اگ ی روز غیبت کنن مدرسه گریه میکنن دوستامون سرجامون میشینن..یا دیر برسن بغض میکنه..اصلا ی وضعی دارم ک نگو..با دینک وفاشی میرن ژیمناستیک میرن

سلام مامان الی پسر من الان پیش دبستانیه دقیقا عین بچه شما... چیشد بچه تون درست شد؟؟ چیکار کردید ...خستم کرده دیگه انقدر گریه میکنه سر هرچیزی

سوال های مرتبط

مامان مهیار مامان مهیار ۶ سالگی
پسرم یه مدت اخلاقش خیلی خوب شده بود الان باز کارهای بد بچگیش یادش افتاده حرفای بد میزنه مخصوصا که کسی بیاد خونمون یا جایی بریم یا همش آویزون میشه ازم شال و مانتومو میکشه سر هر چیزی لج میکنه مثلا بهش میگم کار بدیه نکن میگه خوشم میاد میکنم به تو چه
یا میاد میزنه منو دستام از جای بشگون ها و چنگ هاش زخمه تمام به هیچ وجه نمیشه به زبون گرفتش خستم دیگه فقط آرزوی مرگمو میکنم هر دو روز یبارم باید بمونه خونه مامانم عمرا نمیتونم بیارمش خونه انقدر جیغ میزنه گریه میکنه همسایه ها شاکین از دستش اصلا هیچ جوره حریفش نیستم
یا اگه بخواییم چیزی خلاف میلش بگیم پامیشه وسیله کشو هارو میریزه بیرون مبل هارو میکشه وسط کنترل هارو میکوبه نه با کتک آدم میشه نه با زبون خوش
بعد اینکه با من تو خونه تنها بودنی هیچ کدوم از این کارارو نمیکنه ولی یکیو ببینه شروع میشه منم از این میسوزم که همه این کارهاش از قصده چون اگه همیشه اینجوری بود میگفتم حتما نمیفهمه دیگه …

مشاور هم زیاد رفتم راهکار هاشون فقط به نفع بچس و بیشتر لوسشون میکنه
مامان boys مامان boys ۶ سالگی
سلام مامانا این یه درد و دله 😭😭😭😭خسته شدم چیکار کنم پسرم داره ۱۷ ماهش تموم میشه کلا انقدر شیطونه همش باید بگیریش از در و دیوار کل روزم کار دارم کار بچه ها خونه لجبازی های پسر اولم به کنار این یکی که تا میام بشینم دراز بکشم میاد شیر مک میزنه روانی شدم چند وقته بدتر شده تکون میخورم گریه گریه دنبالم میاد پامو میگیره شلوارم میکشه در میاره همینجور ظرف و غذا انجام میدم موقع خواب روز و شب میگه فقط باید رو پات یا رو دست تو بخوابه تا میذارم زمین گریه باز بیدار میشه چرا گذاشتی یهو داد میزنم خسته شدم ولم کن گریه میکنم خونمم کسی نمیاد دوروز یا یه روز چند ساعت برم خونه مامانم همون جلو در تو بغلم گریه هر چی همه میخوان کمک کنن بیا بغل ما لباسش مامانت در بیاره نمیذاره با لباس میرم اونجام غذامو با بدبختی میخورم میام تازه اونجا بدتره چون علاوه بر این چیزا که خونمم تحمل میکنم حاضر شدنم زجر میکشم میچسبه نمیذاره کاری بکنم حرص میخورم دارم دیونه میشم چند وقته اینجوری مثل چسب شده قبلا فقط موقع شیرخوردن بود اینکاراش بخدا روانی ش دم شبا هم که خواب نداره 😭😭😭😭