۱۸ پاسخ

_خب اول بگم که روش تدریجی رو انتخاب کردم
پسر من عادت کرده بود قبل و بعد خواب شیر بخوره و فقطططط با شیر میخوابید،پس مرحله اول این بود که یه روش جدید برای خوابوندش پیدا میکردم...
که پیدا شد،حدود ۲۰ دقیقه در آغوشم راهش بردم و حدود ۵ دقیقه هم روی پام گذاشتم تا بخوابه...
و یک هفته برای خواب ظهرش همین روش رو پیش گرفتیم...
اینکه بگم اصلا بهونه نگرفت که اشتباهه اما واقعا قابل قبول بود یه مقدار نق زدنش...
یک هفته بعد شیر قبل خواب شب و خواب بعد از بیداری صبح
و یک هفته بعد هم شیر ساعت ۶ صبح قطع شد

من دلم میخواست که فاصله اش از یک هفته بیشتر باشه
اما یک هفته بعد قطع شیر روز،شب موقع خواب اومد درخواست کرد که بغلم کن و راهم ببر تا بخوابم
منم حس کردم زمانش مناسبه و استارت مرحله بعد رو زدم...
همین
یه گل پسر داریم که پذیرفته بزرگ شده و در خواست شیر نداره
یه مامان داریم که یه مقدار آسوده خاطره و شکرخدا سنگینی و درد سینه نداره

خب نکات:(البته که من قصدم نصیحت و ارشاد نیست،فقط تجربه در میون گذاشتم)
۱,روش و زمان هر مادر برای ترک شیر فرزندش قابل احترامه،لطفا به بقیه مادرا احساس ناکافی بودن ندین(زوده،از شیر نگیر،گناه داره بذار دوسالش بشه و فلان و...)
۲,صبور باشیددد،صبور
شیر مادر(حتی شیر خشک که کودک از بدو تولد خورده)فقط شیر نیست منبع دلبستگی و آرامش کودکخ،مقداری نق و آشفتگی کودک توی این مسیر طبیعیه

فعلا همینا یادمه
خلاصه که اونقدرا هم که میگن از شیر گرفتن سخت نیست...
ایمان هم خیلییی‌وابسته بود دیگه من جزئیاتشو نگفتم...
و یه مورد‌ دیگه اینکه بد غذایی و کم غذایی اش هم چنان هست و از شیر گرفتن اثر مثبتی روی این قضیه نداشته،اما خوابش رو‌پیوسته تر کرده.
تامام😁
شادو پیروز باشید

من خودم هر موقع که در خواست شیر داشت حواسش رو پرت نمیکردم🤭
بغلش میکردم،میگفتم مامان میدونم الان دلت شیر میخواد،میدونم دوس داری با شیر بخوابی،اما ما الان این گزینه ها رو داریم(مثلا شیرعسل،بیسکویت،فرنی(هرچی فرزندتون دوس داره)
این رفتار،حس درک شدن و همدلی رو بهش القا میکنه و پذیرش این جدایی رو براش راحت تر می کنه
۴,ما داریم فرزندمون رو از شیر میگیرم نه از مادرش،فلذا(وی فرد باسوادی است🤣😬)،محبت و آغوش خودتون رو ازش دریغ نکنید
از اطرافیانتون کمک بگیرید،اما اینکه زمانی که درخواست شیر داره از شما جداش کنند به نظر من اصلا زیبانست و اضطراب کودک بیشتر میشه

دیگ مثل قبل گریه و زاری شدیدی نکرد ..حالا فقط موقع خاب خیلی میخاس با شیر بخابه که من بغلش میکنم ..حالا بازم خیلی بهتر از شبای اوله اما هنوز موقع خاب و کلا در طول روز بهونشا میگیره اما همین ک میدونع بد شده و طعمشا خورده ک با تلخک تلخش کردم هکین باعث شده اینا بپذیره ... شاید اگ نمیزدم تلخکا ب راحتی نمیتونستم ازش جداش کنم...

گلم درخواست میدی من پرم❤️✨️

گلم درخواست میدی من پرم❤️✨️

من خیلی دوست داشتم ک تدریجی بگیرم اما اصلا همکاری نکرد و هر موقع میخاس دیگ با گریه های بددد میخاست ..منم یهو گرفتم چن شب اول بد بود الان تقریبا یه هفتس گرفتم بعد ک دید طعمش بد شده

وای بهت تبریک میگم، واقعا مرحله سختیه

خداقوت عالی نوشتی برامون خداخیرت بده

من ازشیر گرفتم چندروزه،شما شیرپاستوریزه یا لبنیات میدی؟

عالی بود.منم جانا رو دارم از شیر شب میگیرم و دست تنها واقعا سخته

خسته نباشی عزیزم
من که هنوز نگرفتم دخترم اصلا همکاری نمیکنه

کاش منم بتونم ب زودی پسرمو از شیر بگیرم خیییلی نگرانم 🥲🥲

خسته نباشید مامان مهربون

خسته نباشی مامان مهربون

عالی ❤️👍

خیلی عالیع
چقد قشنگ نوشتی
اون بد غذایی و کم غذایی ام روبه رو بهتر میشه عزیزم
هله هور خورش نکنی
با مغزیجات
پنکیک
میوه خشک
هرچی خودت بهتر میدونی سیرش کن
اولویت الان غذاس دیگه

لاااایک

سوال های مرتبط

مامان دوقلوها👧🏻👧🏻 مامان دوقلوها👧🏻👧🏻 ۱ سالگی
سلام اومدم تجربه گرفتن از شیر رو بگم 🩷
چون اکثرا می‌خوندم تجربه ترک شیر مادر بود و برای ما شیرخشکی ها چیزی نبود
اول از همه بگم دخترای من ۱۸ شهریور دوسال میشن و حدودا از عید که ۱۹ـ ۲۰ ماه بودن وعده شیرشون رو به مرور کم کردم مثلا اول وعده شیر ظهر رو قطع کردم ، بعدش شیر صبح و الان یک و نیم دوماه بود که بهشون یه وعده قبل خواب شب ۱۸۰ تا میدادم ، اینم بگم که هم شیرخشک هم پاستوریزه ، یعنی مثلا یه شب شیرخشک نداشتیم پاستوریزه میدادم به خاطر همون عادت کرده بودن و هر دو رو میخوردن
اینجا پرسیدم از مامانا و گفتن که مشکلی نداره یه وعده رو بده بهشون
ولی طبق تحقیقاتی که کردم درستش این بود که من باید اون وابستگی که به شیر قبل خواب داشتن رو حذف میکردم و اگه با لیوان هم شیر بهشون میدادم بازم اون وابستگی سرجاش بود
بنابراین تصمیم بر این شد که کلا قبل خواب بهشون شیر ندم
الان دو روزه نمیدم و خداروشکر خوب همکاری کردن
در طول روز بهشون شیر پاستوریزه میدم ولی تو لیوان اونم تاکید نمیکنم که شیره فلان که حساس نشن همون با کیک میدم اونم یه زمان ثابت نمیدم یهو صبح یهو روز بعد ظهر
اینجوری
ممکنه یه روز هم ندم چون به جاش ماست ، و بستنی ،و پنیر و فلان استفاده می‌کنن
همین ✨🌸
✨ اولین شبی هم که شیر نخوردن موقعی که خوابیدن گریه ام گرفت ، فکر میکردم چون شیر خودم رو فقط دوماه خوردن از این لحاظ بهش حسی نداشته باشم ولی تمااااام اون روز ها و شب هایی که با وجود رفلاکس شدیدشون بهشون شیر میدادم و بالا سرشون بیدار میموندم که شیر نیاد تو گلوشون
اومد جلو چشمم و گفتم شما کی بزرگ شدین؟🥹😭🩷🌸🫀

بماند به یادگار
۱۴۰۵.۴.۱۰ روز قطع شیر
مامان شاه دختم مامان شاه دختم ۲ سالگی
سلام من رو پذیرا باشید به عنوان یا مادر موفق
کسانیکه میخوان بچشونو از شیر بگیرن بیان این ور بازار
من همیشه بزرگترین ترسم از شیر گرفتن بود چون دخترم بسیار وابسته بود و شبا هم دو سه بار بیدار میشد و همیشه فقط با شیر می‌خوابید
خیلی تحقیق کردم خیلی راجبش خوندم تو گهواره ،گوگل تا به این نتیجه رسیدم که به روش تدریجی از شیر بگیرم
هم خودمو اذیت نشدم هم دخترم
و هم روحیه دخترم آسیب ندید
اول ده روز تعداد شیر خوردنش رو کم کردم
بعد روزی یک بار
و یک هفته شیر روز رو کامل قطع کردم
و در آخر تلخک زدم رو سینه هام دخترم یه جوری شد
اصلا امتحانش هم نکرد
گفت مامان نمی‌خورم تلخه
شبا رو پام می‌خوابه
براش قصه میخونم
روزی یک لیوان شیر میدم بهش
شاید باورتون نشه دختر من که به شدت وابسته بود و من که خیلی ترس از این موضوع داشتم
حتی یک شبم گریه نکرد ،حالش بد نشد ،آروم آروم کنار اومد از اسمش معلوم تدریجی
من کلا یه اخلاقی که دارم دوست دارم یه کار خوبی که انجام میدم به بقیه هم بگم
امیدوارم که مفید بود باشه براتون مهربونا🥰
مامان 🍒حلما🍒 مامان 🍒حلما🍒 ۳ سالگی
سلام سلام🤗

من اومدم با تجربه ی از شیر گرفتن حلما🤭
اول گفتم خیلی گذشته و نگم ولی باز گفتم شاید به درد کسی بخوره☺️

پروسه ی از شیر گرفتن حلما خیلی طولانی بود چون خودم طولش دادم وگرنه حلما واقعا خیلی خوب همکاری کرد
من از بهمن شروع کردم وعده های حلما رو قطع کردم
اولین کاری که کردم نگاه کردم ببینم حلما چند وعده در روز شیر میخوره
دختره من ۵ وعده در روز شیر میخورد من برای شروع اول یکی از وعده های صبحشو قطع کردم
《داخل پرانتز بگم من شیر شب حلما رو از ۶ ماهگی قطع کردم》
بعد ۳ روزیکی از وعده های عصر و قطع کردم یه هفته وقت دادم تا عادت کنه دوباره ۱ وعده ی دیگه به همون روش قطع کردم حلما برای شیر تو تایمی که وعده هاشو قطع میکردم بهونه نمیگرفت پس چیزه خاصی نمیدادم فقط باهاش بازی میکردم و بیرون میرفتیم.
من قبل خواب ظهر و شب به حلما شیر میدادم یعنی عادت داشت با سینه بخوابه،من از اسفند پروسه قطع شیر و عقب انداختم دیدم دخترم همکاری میکنه پس گفتم گناه داره انقد زود بگیرم و گفتم اون دو وعده بمونه،دیگه دنبالش نبودم تا اردیبهشت
اول وعده قبل خواب ظهر و قطع کردم برای خوابوندنش توی تاب ریلکسیش میزاشتمش که بخوابه اینجا هم اذیت نشدم نه من نه حلما یه هفته تایم دادم که به این حالت عادت کنه نمیگم اصلا یادش نمیومد چون موقع خواب شیر میخورد میومد شیر میخواست و منم میخوابوندمش تو تابش چیزی نمیگفت تنها امیدش به شب قبله خوابش بود😂،واسه شبم تو همون تاب میخوابوندمش میخوابیدا ولی چند شبی دنبال شیر بود که باهاش صحبت کردم و قانع شد که شیری دیگه درکار نیست و تمام نه خودم اذیت شدم که شیر تو سینم جمع شه و درد بکشم نه حلما اذیت شد
سوالیم هست در خدمتم💛
مامان پارسا جانم👶🏻 مامان پارسا جانم👶🏻 ۱ سالگی
احساس میکنم هیچ مادری مثل من از شیر گرفتن براش آنقدر سخت نبوده🥺❤️‍🩹
هربار میبینم یکی داره بچش رو از شیر میگیره کلی خوشحاله
ولی من حس افسردگی دارم وقتی به این فکر میکنم که می‌خوام از شیر بگیرمش ،میخوام بگیرمش ولی هی امروز فردا میکنم ،در حال حاضر بزرگترین دغدغه ام همینه🥺
فکر کنم از تایپکای قبلم هم مشخص باشه چند باری میخواستم اقدام کنم و دیگه شیر ندم ولی نمیتونم انگار بغض و غصه خفم میکنه😭با خودم فکر میکنم از حس مادرانه ام کم میشه🥺احساس میکنم بهش ظلم میکنم ،حس اینو دارم که خودم دارم غذاش رو ازش میگیرم😭💔 احساس میکنم بعداً برای مظلومیتش موقع شیر خوردن و خوابیدن زیر سینه دلم خیلیییی تنگ میشه🥲😭😭 برای درخواست شیر و شیر گفتنش دلم تنگ میشه😭😭پارسای من وابسته به سینه است حتی شاید شیر نیاد ولی دوست داره الکی دهنش باشه 🥲
من خیلی شیر ندارم ینی بچم بیچاره نیم ساعت الکی دهنشه بعد به اندازه ۱۰ ثانیه اینا شیر میاد بعدشم تموم، برای همین حس میکنم موقعی که از شیر بگیرمش یکی دو روز بعد که سینه ام پر شیر بشه بعدش عذاب وجدان خفم می‌کنه از این که شیر هست و نمیتونم بهش بدم😭😭😭😭

درسته این پروسه رو همه طی میکنن ، می‌دونم فقط من نیستم که بچم رو از شیر میگیرم ولی انگار متوجه اش نمیشم ، با این که خودم می‌دونم به هر حال راهی هست که بالاخره باید طی بشه ولی دلم نمیاد اصلا🥺نمی‌دونم چیکار کنم🥺💔



(البته اینم بگم شیرم خیلیییی کمه و وزن خودمم خیلی اومده پایین🥲)