۲۶ پاسخ

مطمئن باش به سزای اعمالش میرسه
از ما ۴ سال پیش ۳۰۰ میلیون پول بردن

عزیزم بعضی وقتا آدم ها کار های میکنن که قابل جبران نیست من انقدر فشار کشیدم انقدر حرف شنیدم که فشار خون بالا دارم و دیابت تو سن کم ولی اصلا ارزشش رو نداشت که تو خودم بریزم ک چیزی نگم،دیگه هم کوتاه نمیاد تو بعضی موارد و حرفمو میگم

خدا لعنتش کنه
چ جوری بعضیا راحت حق بقیه رو می خورن 😐

عزیزم همین بلا سرماهم اومده الان یکسال داریم بااین وضعیت میجنگیم کع بچه هام اذیت نشن حداقل ولی با این گرونی نمیشه کاری کرد هیچ کاری هم گیر نمیاد رسمن کشتیمون به گل نشسته الان نزدیک دوسال دارم فقط غصه میخورم نفرین میکنم گریه میکنم اما فایده نداره 😔
ولی بدون اون آدم نمیتونه اون پولو راحت بخوره چون ماهم خدایی داریم بالاسرمون منکه به خدا سپردمش

درسته خیلی سخته عزیزم میدونم واقعا لینکه داشته باشی و از دست یدی خیلی سخته ولی مهم سلامتی خودتون سه تا هشت غصه نخور صرر مالی هر چقدر هم سخت باشه جبران میشع ما هم ۸ساله ازدواج کردیم و مستاجریم خونمم ۷۰متره با ایرادای زیاد
وقتی برسام جون داری ماشالله به این نازی و خوشگلی و خوردنی غصه چرا فدات شم

آخی عزیزم خدا خودش انشالله حقتونو بگیره چقدر دلم گرفت برات 😔
سال ۹۴ هم ۵۰ میلیون شوهر منو دوستش گرفته نداده میدونم چیزی نیست ولی واسه ما زیاد بود هنوزم ندادن الان حالتو میفهمم ولی ارزششو نداره این همه خودتو ناراحت کنی از زندگی الانت از پسر گلت از همسرت از جوونیت لذت ببر این روزا دیگه برنمیگردن

صاحب کار شوهر منم فرار کرده ما موندیم بیکار و کلی قسط

ای بابا تف تو ذات هرچی نامرده

وای حالم بد شد واقا خیلی سخته مخصوصا اینکه از رفیق بخوری
ادمای این دوره زمونه رفیق حالیشون نیس ک دنبال منفعت خودشونن
خدا ازشون نگذره

باز شما خونه داری
وضعتون خوبه معلومه.
من چی بگم ک سه سال و نیمه
هنوز مستاجرم

دورت بگردم بسپارش بخدا
انشاالله به زودی میایی و با لبخند برامون از شیرین کاری های پسرت تعریف میکنی

عزیزم واقعا تو این زمونه خیلی سخته مطمئن باش به وقتش تقاص کاراشو میده همسرشو شما هم دوباره از نو میسازه محکمتر و بهتر از قبل

خدا بهتون صبر بده خیلی سخته
ولی به شوهرت دلداری بده واسه اون خیلی سخته

تو رو من عمیقا میفهمم،قضیه تون چی بود؟

عزیزم
خدا به قلبت صبر بده
درسته گاهی ما کارما کارهای بدی که دیگران در حقمون کردن و نمی‌بینیم
اما این و بدون خدا خیلی بزرگه
الهی شکر که یک کوچولو خوشگل بهتون هدیه داده انشالله که مشکلتون هم حل بشه

خدا ازش نگذره عزیزم

عزیزدلم ناراحت نباش میفهمم چی میگی ولی به خدا هیچ کدوم به اندازه سلامتی خودت همسرت پسرت ارزش نداره خیلی وقتا حق مارم خوردن اما من مطمئنم اه مظلوم زمین نمیمونه

چی شده خب عزیزم

عزیزم چی شده .

چیشده عزیزم

چیشده گلم

چیشده عزیزم

خاک تو سرش

چی شده عزیزم

عزیزم جسارت نباشه چیشده؟

چی شده عزیزم

سوال های مرتبط

مامان امید دلم💫 مامان امید دلم💫 ۱۴ ماهگی
من ادم مذهبی نبودم و نیستم نماز و روزه نمیخونم ولی خیلی با خدا حرف میزدم یادمه مدرسه میرفتم معلما اذیتم میکردن میومدم برا خدا نامه مینوشتم یا درد دل میکردم و تمام اتفاقا رو بهش میگفتم سختی زیادی کشیدم از خیلی ها نارو خوردم ولی فقط شبا میومدم به خدا میگفتم بعضی وقتا هم اصرار به چیزی میکردم که بد بود و خدا نشونه میفرستاد شاید من اینجور فکر میکردم تا زمانی که از خدا بچه خواستم اونموقع میگفتم میکنم خواهش ولی اصرار نه!گفتم هر جور تو صلاح بدونی بعد اولین بار دکتر بهم گفت 2 قلو بارداری یهو رفتم تو شوک که چی؟من؟2 قلو؟ نمیدونم ناشکری کردم یا نه ولی ترسیدم خیلی ترسیدم که نتونم ولی هی میگذشت و سختی حاملگی بیشتر میشد و من عاشق تر فقط دعا دمه اذان دمه بارون هر ثانیه نامه ها رو دارم که فقط سلامتی بچه ها رو خواستم دعایی که به خدا گفتم به بچه ها عمر با عزت و طولانی بده وقتی رهام رنگش عوض شد با خودم گفتم الان میارنش چیزی نی باورم نمیشد هر چی بلا تو تمام عمرم سرم اومد گفتم باشه بازم خدا بازم اوس کریم حتما خیر بوده منکه نمیدونم حالا همون خدای من همون رفیق تنهایی های من همون کسی که تو بچگی بچه ها پناه میبرن به مادرشون من به خدا همون خدا بچه ای که اونهمه التماسش کردم و تو دستای خودم گرفت؟؟؟؟حالا دیگه به هیچی اعتقادی ندارم سر رایان بازم دعا میکنم ولی انگار که دیگه یه چیزی از بین رفته این وسط اعتماد ایمان....نمیدونم
مامان 🌸m.m🌸 مامان 🌸m.m🌸 ۲ سالگی
مامان فریان و عمران مامان فریان و عمران ۱۴ ماهگی
اومدم از تجربم بهتون بگم الان یه تاپیک دیدم که یه بچه ای گریه میکرد و متاسفانه مادرش خیلی خسته شده بود و واقعا هم حق داشت ولی خب اون بچه نمیتونه بگه مشکلش چیه چقدر اذیته از طرفی ما مادرا هم نمیدونیم مشکل چیه ماهم اذیتیم ولی باید باید همه راهها رو بریم تا بچه آروم بشه امشب پسر منم خیلی بهونه اورد من اصلا پسرمو عادت ندادم بخوابونم همیشه خودش می‌خوابه من سیرش میکنم و اب هم بهش میدم خودش بازی میکنه تا خودش خوابش ببره ولی امشب خیلی بهونه اورد اب دادم شیر دادم لالایی خوندم ولی اروم نشد که نشد مونده بودم دیگه چیکار کنم یدفعه ب ذهنم زد که بدنش و بخارونم من پشتشو و شکمشو همرو خاروندم یدفعه کونشم خاروندم بچم ارو آروم شد همینکه خاروندم اروم شد و خوابید بعد چقدر دلم برای بچه ها سوخت فک کن تو تنت بخاره یکی شیر بکنه دهنت یکی تکونت بده پستونک بده خب اعصابت خورد میشه دیگه خلاصه که اینم تحربه ی من از بهونه ی بچه انشالله که همه بچه ها اروم باشن و خوشحال ولی اگه یوقت بچتون بیتابی مرد خاروندن هم امتحان کنید
#پوشک#بچه#بهونه#شب#گریه#خستگی