۱۱ پاسخ

عزیزم درکت میکنم خیلی نگرانی و عذاب وجدان بدی تو وجودته منم گاهی اینطوری میشم این یه حس مادرانه عجیبی هست که فقط مادر ها درک‌ میکنن
ولی به این فکر کن که خواست خدا اینطور بوده و حتما و حتما و حتما خیر و صلاح زندگیت همین بوده اصلا نگران آینده نباش توکل کن به خدا....!
طبیعی هست که اوایلش سختی هایی داری ولی بعدا هر دوتا باهم بزرگ میشن و خیلی راحت میشی و باهم بزرگشون میکنی و بچه هات هم دوتا داداش میشن و هم دوتا رفیق مهربون زندایی منم دقیقا مثل تو زایمان کرد ولی الان خیلی راحته بچه هاش باهم خیلی خوبن و خودشم فقط همون اوایل اذییت شد بعدش دیگه راحت بزرگشون کرد خیلی راحت تر از بقیه

عزیزم منم مثل تو بودم ولی وقتی دومی ب دنیا اومد عاشقش شدم انگار همون لحظه قلبم و ذهنم ب دو قسمت تقسیم شد . درسته خیلی سخته خیلی ولی شیرینه فوری بزرگ میشن

توکل کن بخدا اون بالایی خودش می‌دونه چیکار میکنه

مال منم 22 روزه ب دنیا اومده خیلیییی عذاب میکشم بخصوص اولی اذیت میشه ناراحتم ک ب دخترم نمیتونم برسم گریه ام میگیره بدنم نمی‌کشه سر گیجه دارم افتادم انگار ی گوشه نمیتونم برم راحت بیرون 😭😭😭خدا کمکت کنه ناراحت نشو ایشلا ب سلامتی میری میایی

الان من دقیقا میفهمم چه حالی

انشالله که خدا خودش کمکت میکنه عزیزم بسپار به خدا

ان شالله که خیره
خدا توان بده بهت 😘

ایشالا به سلامتی زایمان خوبی داشته باشی نگران نباش استرسم نداشته باش بچه دومی هم که میاد دوتا کوچولو با هم دردسر داره ولی تو می‌تونی

سلام عزیزم توکلت بخدا باشع بخدا‌قسم اگه از ته دلت ازش کمک بخای امکان نداره کمکت کنه

عزیزدلم قدم نو رسیدت مبارک پیشاپیش
نگران نباش توکل بخدا ایشالا ک از پسش برمیای عزیزم خیلی سخته خیلی اگ کمکی داشته باشی ک خیلی راحت تری اگ نه هم ک تن خودت سلامت باشه برای تو و بچهای نازت بهترینارو ازخدا میخام ❤️

عزیزم گذشته ها گذشته
الان مجدد قراره مادر بشی آرامش داشته باش
دومی راحتره تجربه ت بیشتره خدا خودش کمکت می‌کنه
باهم بزرگ میشن تو قوی هستی مطمعن باش

سوال های مرتبط

مامان نرگس🐥حاج‌علی🐣 مامان نرگس🐥حاج‌علی🐣 ۱ سالگی
بعضی وقتا به چهار پنج سال دیگه فکر میکنم
به وقتی که دختری ۶ ساله میشه و داداش ۵ ساله...
با خودم میگم میتونم از پسشون‌ بربیام؟! آیا اونقدر توانایی دارم دو تا بچه رو سالم و صالح تربیت کنم؟ اونقدر انرژی خواهم داشت که سرشون داد نزنم، غر نزنم، کتک کاری نکنیم؟ اونقدر حس و حال دارم که با هم بازی کنیم، کاردستی درست کنیم، کتاب بخونیم؟! اصلا اونقدر جون دارم از پس دوتا بچه بربیام و از آب و گل دربیارمشون!؟ با خودم میگم نکنه دارم ساده میگیرم!؟ نکنه قراره خیلی سخت بگذره برام!؟ نکنه اینا همش واسه فیلما و داستاناس‌ و شرایطم قراره خیلیییی سخت باشه که حتی اینجور کارا به ذهنم خطور نکنه....
خیلی میترسم بعضی وقتا، از تربیت بچه ها، از تربیت صحیح بچه‌ها
دوست دارم محیط خونه امن و آروم باشه براشون، استعداداشون‌ رو شکوفا کنه، حالشون رو خوب کنه

بعد با خودم میگم شایدم بتونم، شاید اصلا خدا اینجوری بهم بچه داده که کمتر اذیت بشم...نمیدونم ولی خیلی ذهنم این روزا درگیره...
بعضی وقتا هم ناشکری میکنم، تازه با نرگس به صلح رسیده بودم، یادگرفته بودم با بچه چجوری به کار و زندگیم برسم که همه چیز سرجای خودش باشه، اما باز یه فرزند جدید و هزار تا چالش جدیدتر...نمیدونم

محتاج دعاهای خیرتون هستم✨️
بماند به یادگار از ۳۸ روز مونده به زایمانم....