بعضی وقتا به چهار پنج سال دیگه فکر میکنم
به وقتی که دختری ۶ ساله میشه و داداش ۵ ساله...
با خودم میگم میتونم از پسشون‌ بربیام؟! آیا اونقدر توانایی دارم دو تا بچه رو سالم و صالح تربیت کنم؟ اونقدر انرژی خواهم داشت که سرشون داد نزنم، غر نزنم، کتک کاری نکنیم؟ اونقدر حس و حال دارم که با هم بازی کنیم، کاردستی درست کنیم، کتاب بخونیم؟! اصلا اونقدر جون دارم از پس دوتا بچه بربیام و از آب و گل دربیارمشون!؟ با خودم میگم نکنه دارم ساده میگیرم!؟ نکنه قراره خیلی سخت بگذره برام!؟ نکنه اینا همش واسه فیلما و داستاناس‌ و شرایطم قراره خیلیییی سخت باشه که حتی اینجور کارا به ذهنم خطور نکنه....
خیلی میترسم بعضی وقتا، از تربیت بچه ها، از تربیت صحیح بچه‌ها
دوست دارم محیط خونه امن و آروم باشه براشون، استعداداشون‌ رو شکوفا کنه، حالشون رو خوب کنه

بعد با خودم میگم شایدم بتونم، شاید اصلا خدا اینجوری بهم بچه داده که کمتر اذیت بشم...نمیدونم ولی خیلی ذهنم این روزا درگیره...
بعضی وقتا هم ناشکری میکنم، تازه با نرگس به صلح رسیده بودم، یادگرفته بودم با بچه چجوری به کار و زندگیم برسم که همه چیز سرجای خودش باشه، اما باز یه فرزند جدید و هزار تا چالش جدیدتر...نمیدونم

محتاج دعاهای خیرتون هستم✨️
بماند به یادگار از ۳۸ روز مونده به زایمانم....

۱۶ پاسخ

عزیزم به قول حضرت آقا اول خودتون درست کنید بچه ها هم از شما یاد میگیرند درست میشن وقتی هم بچه اولی درست شه بقیه هم از اون یاد میگیرند

چقد منی🥲
دخترم ۱۳ ماهشه و دختر دیگم کمتر از ۲۰ روز دیگ میاد و هتوز باور نمیکنم

درخواست دوستیموقبول کن گلم

عزیزم میدونی من از کی باهات دوست شدم؟؟
ازون موقعی ک تازه متوجه شده بودی بارداری و میترسیدی چون بچه کوچیک هم داشتی
تونستی بهترین تصمیمو بگیری و پسرتم نگه داری
مطمئنم از پس بقیه چالشای زندگیتم ب خوبی برمیای ☺️
نگران نباش اتفاقا چون فاصله سنیشون کمه بهترین دوست و همبازی میشن براهم♥♥

عزیزم ❤️

راستی اگه بتا۲۰باشه احتمال بارداری زیاده یااحتمال باردارنبودن؟؟

خواهرجان منم بی بی چکم مثبت شدآزمایش دادم بتا۲۰بودگفت مشکوکی وبایدتکرارکنی...منم میگم اگه باردارباشم میتونم؟؟توانشودارم؟؟الان دخترم خیلی به شیرم به خودم وابستس..قبلا بدون من پیش مادرشوهرم که طبقه بالامونه میموندولی الان اصلانهایت ۱۰دقیقه
منم‌خیلی سردرگمم

خدا واقعا بهت توان بده عزیزم

من امروز واقعا از دست هانا گریه کردم
این روزا خیلی دارم با چالش های زیادی باهاش روبرو میشم که گاهی کنترلی روش ندارم مخصوصا الان که دوران pms

وای عزیزم😍 واقعا خدا قوت... شک نکن خدا در تو توان و قدرتش رو دیده که بهت همچین نعمت بزرگی عطا کرده. معلومه که روحت ظرفیت این نعمت رو داره. پس کاری کن که در نهایت خدا بهت بگه فتبارک الله احسن الخالقین.
مهدیه جان، همه ما مادرا سختی زیادی میکشیم. هرکسی به یه نحوی. چیزی که من بعد این یک سال و نیم فهمیدم و میخوام زندگیش کنم اینه که انگار باید یاد بگیریم که هرروز همون روز رو ببینیم. وقتی فکرکنیم به اینکه اون روز باید چه کارهایی بکنیم. نه بیشتر. فکرکردن به یک سال و دوسال و پنج سال فقط اضطراب میده و باعث میشه اونطور که باید نباشیم.
نکته بعدی اینکه ذهنت رو از همه چی خالی کن. از فکر کار و درس اگر مشغوله ذهنت به این امور. چون خودم درگیر همین موضوعاتم میگم. دوسال اول فقط باید در لحظه بود، کنار بچه ها. بچه هایی که خودشون معلم زندگی در لحظه هستن برای ما

بسلامتی

اخ گفتی... دقیقا حرف دلمو زدی🥺

ای خدا🥹
چه زود ۸ ماه گذشت مهدیه!
من فکر میکردم الان ۵،۶ ماهه ای 🫠
الهی پسر گلی رو به سلامتی بغل بگیری و آسون ترین و شیرین ترین روز ها منتظرت باشن😍❤️

انشالله بعدها نتیجه همه این روزهای سخت و پر چالشت و زحماتت رو میبینی و حض میبری

قطعا میتونی که خدا بهت دادتش

اتفاقا دوتا بچه باهم بازی میکنن البته دعوام دارن ولی دوتایی بیشتر سرگرمن کاری به پدر ومادر ندارن . الان بچه من تنهاست همش باید من کنارش باشم . من شوهرم اخلاف نداره والا یکی دیگه می‌آوردم سریع .

خداقوت
شیربه شیر توان زیادی میخواد
از پسش برمیای

سوال های مرتبط