۵ پاسخ

آفرین عزیزم🌹

من بعد هرغر زدنی یادم یاد ک خداچطور معجزشو نشونمون دادم هزارباربابت فرشته هام خداروشکرمیکنم البته ماهایی ک ب لطف خدا دوتاداریم گاهی وقتا حق داریم ک خسته بشیم قطعا توبهترین مادری دوست عزیز، شبا برافرشته هات آیت الکرسی بخون حتما

چقدر همه مثل همیم‌
منم‌خیلی ناشکری میکنم خدا منو ببخشه

دوقلویی خیلی سخته . حق داریم گاهی غر یا شکایت کنیم خودتو سرزنش نکن هممون مثل همیم . ولی همینکه بعدش شکر گذار داشته هامون باشیم و یادمون نره چقدر هستن آدمایی که در حسرت بچه می‌سوزن کافیه بنظرم

انشالا عزیزم خدا حفظشون کنه

سوال های مرتبط

مامان 🎀 باران 🎀 مامان 🎀 باران 🎀 ۱۶ ماهگی
امشب یه قضیه ای پیش اومد دوباره همه اتفاقایی که افتاده و رو یادم اومد و از اونموقع دارم خودخوری میکنم ، متنفرم از این اخلاقم که به شدت بهم آسیب میزنه اینکه بارها خاطرات بدو مرور میکنم بارها خودمو سرزنش میکنم بابت حماقتم بابت کوتاه اومدنم بابت اجازه دادنم به اینکه یه سری آدما کوچیکم کنن بهم بی احترامی کنن فرق بزارن بعد من مثل احمقا بخاطر همسرم بخاطر مامانم گذشت کنم و یه جوری رفتار کنم که انگار هیچ اتفاقی نیفته و باز اجازه بدم که بهم بی احترامی بشه تا جایی که به خودشون اجازه بدن حتی به دخترمم بی احترامی کنن تا بالاخره من به خودم بیام و جلوشون وایستم و ارتباطمو به شدت محدود کنم ، عقل الانمو تو ۱۶ سالگیم داشتم ولی متأسفانه نذاشتن اونجور که می‌دونم درسته رفتار کنم نتیجش شد سالها توقع بیجا ، بی احترامی به خودم و خانوادم و دخترم ، فرق گذاشتن ، بهم زدن آرامش و اعصابم و خودخوری
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری شیرخشک پوشک بچه نوزاد رفلاکس یکسال نوزاد بچه شیشه شیر بچه نوزاد یکسال
مامان نیکان مامان نیکان ۱۸ ماهگی
سلام به همه مامانا خدا قوت به همتون💖چه اونایی که داخل خونه هستین و مشغول خانه داری و بچه داری چه اونایی که الان شاغل هستید😘
دیشب این بازی رو آماده کردم که با نیکان انجام بدم(این بازی رو از فاطمه جان مامان مهراد و هیراد یادگرفتم)
رو برگه نقاشی کشیدم چسبوندم به در قوطی قسمت دهان رو باید ببرید که بچه ها برگه های غذا هر حیوون رو بندازن داخلش (البته نیاز به تکرار زیاد داره تا یادبگیرن)که نیکان اصلا با این بازی ارتباط نگرفت همش غر میزد و می‌خواست بغلم باشه یا می‌گفت بریم دده🥴کاغذ های هویج و استخوان رو که می‌خواست بخوره به خاطر همین من گوش پاک کن آوردم تا بندازه داخلش یه چند تا انداخت دوباره شروع کرد غر زدن
امروز صبح که بیدار شدم خیلی عصبی بودم نیکان دیشب خیلی بد خوابید و زیاد شیرخورد اولین بار نبود که اینجوری میشه اما انگار من کم آورده بودم،فکر کنم هیچ روزی انقد بهم فشار نیومده بود بعضی روزا فقط باید دووم بیاریم💚
البته یه نکته مثبت بخوام از امروز بگم صبحانه خوب خورده😂
امیدوارم ادامه روز برای همه خوب باشه✨
شیرخشک
رفلاکس
تغذیه
بازی
فرزندپروری
مادرانه
مامان دوقلوها💞 مامان دوقلوها💞 ۲ سالگی
خیلی با خودم کلنجار رفتم که بهتون بگم یا نه.. راستش شما دوستای خوب من هستین تو این 2سال خیلی بهم لطف داشتین، هم خودم هم بچه ها دوسشون داشتین، با چندتا ازمامانای گل که همدیگه رو دیدیم و زحمت کشیدن برای بچه ها کادو گرفتن از همینجا مجدد ازشون تشکر میکنم...🌹
راستش همه هم میدونستن منم بارها گفته بودم که بچه میخوایم و دوست داریم، حالا یا امسال که بچه ها 2ساله میشن اقدام میکنیم یا سال بعدش، اما همه چی یهویی شد و کوچوهای ما یهویی وارد زندگی مون شدن🥹اولش که فهمیدم شوک شدم گفتم من از پسش بر میام دیگه مگه نه؟ بعد با خودم گفتم معلومه که میتونم، خدا منو لایق دونسته و فرشته هاشو بهم امانت داده پس باید مامان خوبی باشم و بتونم و از اون روزیکه فهمیدم خیلی خوشحالم و دارم تمرین میکنم که صبورتر بشم و بتونم از پسش بربیام.. من خیلی دوسشون دارم خیلیییی و از خدا ممنونم که منو دوباره لایق مادرشدن دونست🙏🏻🥹
.
حالا بهتون بگم که خانواده ما داره 7 نفره میشه و من از این بابت خیلیییی خوشحالم... میگم اولش شوکه شدم انتظارشو نداشتم ولی بعدش هزاران مرتبه خداروشکر کردم و ممنون دارش شدم که منو لایقش دونست...
خلاصه بگم که بله من شدم مامان 3قلوها🤭بهم میاد مامان 5تا فسقلی باشم؟؟؟😝
کوجولوهای دلبندم، از خدا میخوام که صحیح و سالم باشین و بسلامت بدنیا بیان و در پناه امام زمان باشید دلبندای من.. 🥺قول بدین که باهم سفر 9ماهه خوبی رو داشته باشیم و همکاری کنیم که همه چی خوب پیش بره و بوقتش بیان بغلم که منو بابابی و آبجی ها بیصبرانه منتظر دیدن روی ماهتون هستیم دلبندای من🤰🏻😍
بازم خداروشکر بابت فرشته هام..
از ته قلبم میخوام که خدا به همه اقدامی ها نگاه کنه و به حق 6ماهه اباعبدالله دامنشون سبز کنه🌱