۱۴ پاسخ

عزیزم تا میتونی بچتو ببر بیرون تا انرژیش تخلیه بشه

هرچی دهن باز کرد برین بهش
بگو بچه است، خسته میشه نمیتونه حرف بزنه دیگه نمیشه انتظار آدم بزرگ داشت

انگار منو گفتییی

حالا مطمئن باش اوناتو تنهایی نگران اینن ک چرا بچه فلانی شیطون بچه ما اروم،نکنه بچه ما مشکلی داره،دیدم ک میگم

خدارو بابت هر لحظه شیطنتاش شکر کن بچه ای که سالمه شیطنت داره...خدارو شکر کن که جلوت میدوعه راه میره شیطونی میکنه خدای نکرده اگه حسرت این کارا رو داشتی بد تر بود یا الان؟ این روزا هم میگذره ناشکری نکن اصلا

دقیقا مثل دختر من .عیبی نداره بچس

این تاپیک رو خوندم حس کردم خودم نوشتم

پسر منم همینه و اول از همه باید یادگرفت بچها رو باهم مقایسه نکنیم ... پسربچها معمولا شیطونن اینکه یکی بیشتره میزان تستسترون بدنش بیشتره و طبیعی اگه فک میکنی با مهمونی رفتن هم خودت اذیت میشی و هم بچت نرو ارامش مهم تر از هرچیه پسر من یه نمونه بارز شلوغ کاره حتی بچه میبینه با هیجان میره سمتشون این هیجان شاید باعث ناراحتی اون بچه بشه سعی میکنم کمتر برم اینجور جاها و حق بدم بچم شیطونه و سعی میکنم میزان صبرمو ببرم بالا

پسر من انقد اذیت کنه هرکی منو میبینه دلش برام میسوزه

🥴🥴🥴دختر منم همینه از وقتی به دنیا اومده حتی تو ماشین هم همش گریهههههه تا ۶ماهگی بعد اونم که شیطنت های خودشو داره دختر همسایمون یکم از دختر من بزرگتره خودش نشسته بود تو کوچه مامانم از لایه در نگا میکرد ببینه بچه کجاست اون وقت من دو تا پا دارم دوتا دیگه باید قرض بگیرم بیوفته دنبال این بچه دیگه روانیم کرده
این جمله هم که همش مادرشوهرم میگه آیییییی این بچه خیلی تو رو هسته می‌کنه عین یه متههههههه رو اعصاب من رژه می‌ره با یه لحنی دلسوزانه ی میگه می‌ره رو‌اعصابم

والا پسر منم خیلی شلوغه داشتم ظرف میشستم رفت لوله پایین ظرفشویی رو درآورد کلی آب ریخت اشپزخونه

هیعی پسر منم خیلی شیطونه خیلی من هیجا نمیرم
یعنی بررررم خودم دخترم و همسرم پوره میشیم انقد ک میدوییم دنبالش بس ک ب همه چی دس میزنه

منم همینم خواهر هر جا میرم فقط شروع میکنن مشاوره دادن که چکار کن چکار نکن که بچه آروم بشینه همه هم قضاوت میکنن نمی‌دونم چی میکشم

چققققد منی

سوال های مرتبط

مامان آیسام مامان آیسام ۱ سالگی
سلام خانما من یه پسر ۹ساله دارم ما تو یه شهرک زندگی میکنیم بچه های همسایه ها همه میریزن بیرون بازی میکنن که بیشترشون پسر هستن تقریبا همسن و سال هستن پسر منم میره چون تو خونه تنهاست .اما از یه طرف دوست ندارم بره همه ی پسرای همسایه هامون پرو هستن پسرم میاد خونه بهم همه چی رو میگه خودم ازش خواستم بگه که یوقت کسی بهش نزدیک نشه .دیروز پسرم به من گفت مامان پسر همسایه مون به من گفته من میخوام برم پشت خونمون ج*ق بزنم به پسر من که بلد نبود توضیح داده گفته مامان بهم گفته از اونجایی که شاش میکنی کف سفید در میاد وقتی ج*ق بزنی به پسرم گفته میرم حموم اینکارو میکنم همش ۳ ماه از پسر من بزرگ هست من موندم واقعا چیکار کنم به پسرم چی بگم بخدا از دیروز اعصابم خورده استرس دارم چرا باید پسرای ۹ ساله همه چی رو بدونن اونم با توضیحات کامل بلدن به پسر منم گفته خوب من نمیدونم چیکار کنم به دوستش بگم ؟چرا با پسر من این حرفهارو میزنی .از یه طرف نمیتونم تو خونه زندانیش کنم بگم نرو بیرون چون صدای بچه ها تا خونه میاد پسرم گریه میکنه که منم برم کوچه بچه ها دارن فوتبال بازی میکنن .اما هر اتفاقی که می افته میاد خونه میگه حتی دوستش چند ماه پیش اونجاشو گذاشته تو ک*و*ن اون یکی دوستش اون موقع داشتن فوتبال بازی میکردن پسرم اومد به من گفت.من چیکار کنم واقعا کمکم کنید