۶ پاسخ

منم شیر ب شیرن کوچیک آروم اما بزرگه تا دلت بخاد شیطون اما خیلی کم پیش میاد سرش داد بکشم یا بزنم خیلی بد چن حس میکنن کوچیک رو بیشتر دوسداریم کلا حسودتر میشه همیشه یه کارایی میکنه ک بش تو جه کنیم

خب برو دکتر عزیزم خودتو درمان‌کن بجا اینکه بچه رو بزنی

بیزار که نه ولی ممکنه از صمیمیتش کم شه

الان ب جز تو کسیو نداره هرکاری کنی بازم سمت تو برمیگرده ولی وقتی بزرگ بشه ممکنه دیگه سمتت نیاد

نزن خب بچه چ میفهمه

😳😳😳 برو‌دکتر خب عزیزم بچه که گناهی نداره. برو دارو میده اروم‌میشی

سوال های مرتبط

مامان آرتین مامان آرتین ۷ ماهگی
من اوایل دلم میخواست پسرم منو بشناسه بودنم براش مهم باشه که تو بغل کسی هم بره بعد ی مدت بهونه بگیره بیاد پیش خودم و این چیزا
الان فهمیدم بیشتر اضطراب جدایی ازش دارم
مثلا چه خانواده همسرم چه خانواده خودم اکه بگن بزرگتر شه بیاد بمونه دگ شما نمیبیندش یا مثلا یکم بزرگتر شه دگ با شما کاری نداره میاد میمونه اوایل میگفتم حرفه ولی چون تقریبا هر سری تکرار میشه استرس میگیرم نکنه واقعا ازم جدا بشه بچه کوچیکه یکم محبت ببینه شاید خودشم دیگه دلش نخواد پیش من باشه
چون پسرم خیلی شبیه همسرمه و خانواده همسرم انگار یه نسخه دیگه ازش میبینن این حرفارو زدنی من بیشتر از خانواده خودم اگه بگنحساس تر میشم که نکنه واقعا ازم جدا بشه چون بچه مم بیشتر بهشون محبت نشون میده اونجوری که با اونا حرف میزنه و بازی میکنه خیلی وقتا با من نیس با اینکه خیلی باهاش حرف میزنم بازی میکنم
نمیدونم به خاطر جابه جایی هورمون بعد زایمانه یا الکی حساسم
یه سریا هم میکن چون بچه اوله و دو سه روز بیمارستان بستری بود ندیدیش روش خساسی