۶ پاسخ

من همین الان کلی گریه کردم
تمام روز یا دارم تلاش میکنم نویان بخوابونم یا در حال تلاش برای شیر دادنم خیلی خسته م جدیدا کل روز نق میزنه نمیتونم از درد گردن بغلش کنم
نفس خودش کاراش انجام میده اما بازم ی مدل دیگه درگیرشم
🥺🥺

عزیزم چقد درکت میکنن چقد سخته این روزا چقد کسی مارو نمی‌فهمه چقد چقد چقد...🥲🥲🥲🥲

منم این روزا رو گذروندم دختر بزرگم ۳ سالش بود کوچیکه بدنیا اومد و دختر بزرگم شدید به من وابسته بود باید حتما دست من باشه توی دستش تا بخوابه الآنم که ۵ سالشه هنوز اینجوریه کوچیکه کولیک داشت رفلاکس داشت حساسیت به پروتیین گاوزچی داشت دست تنها بودم کوچیکه از ۱۲ شب شروع به گریه میکرد تا ۴صبح دیگه بیهوش میشد تا ۸ که باز بیدار می‌شد نمیخوابید تا ظهر از اونور بزرگم بیدار می‌شد صبحونه میدادم و می‌گفت بازی کنیم اما من شدید خسته و خواب آلود بودم میومدم روز بخوابم از دختر بزرگم میترسیدم‌کار خطرناک بکنه شوهرم ۹ صبح می‌رفت تا ۹ شب بعد می‌آمد میدید خونه صدای بچه میاد و‌گریه و کلافگی منو میدید می‌رفت بیرون ۱ شب می‌آمد می‌رفت اتاق می‌خوابید اصلا کمک نداشت بهم مادرم راه دور بود و دخترم دنیا اومد ۲۰ روزش بود مادر مادرم فوت کرد و من تنها تر شدم بعد۴۰ روزش بود مادر شوهرم سکته مغزی کرد و همش بیمارستان می‌بردن اینور و اونور تا ۷ ماه همش تا ۶ صبح بیدار بودم بعد ۷ ماه خوب شد شب همش تا صبح هر ۱ یا دو ساعت شیر میخواست که آخر. دیدم دارم دیوونه میشم از بی خوابی ۱سال و‌نیمگی از شیر گرفتم راحت شدم اما حالا یه جور دیگه اذیت میکنن با هم نمیسازن کتک کاری هر چی هم‌میگم‌اصلا حالیشون نیست

بنظرم نوزاد بهتر چون هرچی بزرگتر اعصاب ضعیفتر دردسراسون بیشتر

منم امروز نشستم عصر کلی گریه کردم از خستگی این چندماه و چندسال اخیر. پسر کوچیکه ۷ ماهشه موقع دندونشه نمیدونم چشه همش نق میزنه شیر درست نمیخوره . از صبح هم سرماخورده سرفه داره. بزرگه هم که اندازه ۱۰ تا بچه گرفتاری داره برامون تاخیر گفتار داره نیمه بیش فعاله کلی کلاس ببر بیار مهد ببر بیار هزینه های زیاد لجباز لجباز لجباز دیگه واقعا برا خودم یه ثانیه هم زندگی نمیکنم. شاغلم هستم ۵ صبح باید برم بیرون تا ۶ سر کار باشم اگرم سر کار نرم تو هزینه های زیاد درمان بچه اولم کم میاریم البته بگما کلا اون چندساعت که سر کارم و خونه نیستم حداقل از خونه بیرونم حال روحیم بهتر میشه حداقل یه چایی میتونم بخورم خونه که هستم هیچی هیچی

من سرنرگس خیلی اذیت شدم ولی خداروشکر نگین آرومه

سوال های مرتبط

مامان دلوین وماهلین مامان دلوین وماهلین ۵ سالگی
ماهلین قشنگم که ماشالله به جکنش روز به روز داره خانوم تر میشه خاله ها😍🥰دخترم خیلی ماه شده همین نه هیچکس ازش انتظار نداشت الان از همه لحاظ داره از دلوین میزنه جلو مثلا با هم تمرین می کنیم دلی خانوم داره همش حرف میزنه این چند تا صفحه رو حل کرده خددش میشیمه غذا می خوره میره دستاشو میشوره کفشاشو خودش می پوشه و از اینجور کارا
بله این همون ماهلینمه که به خاطر تاخیرش خیلی از دکترا و روانشناس ها و گفتاردرمانگر ها ته دلمو خالی کردن و گفتن اتیسمه و مشکوکه حتی پارسال تو مهدشونم مهر اتیسم زدن به دخترم 😥😥شاید برای شما بی معنی و عادی باشه ولی واسه من و باباش وقتی یه کلمه حرف نی زنه یه جمله میگه از ته قلبمون خوشحال میشیم و می خندیم مثل امشب اومد گفت مامان کمرم درد نی کنه می خوام یه کم دراز بکشم 😂یا امروز برای اولین بار گفت خدایا شکرت هر روز به من میگه مامان خیلی دوست دارم شنیدم این جمله ها واسه مادری که هر روزش پر از استرس بود خیلی لذت بخشه خداروشکرت که تلاش های بی وقفم بی نتیجه نبوده تا الان و از این به بعدشم نیست می خوام به مادرایی که بچه هایی با خصوصیت اخلاقی ماهلین من دارن بهشون بگم نگران نباشید درست میشه همه چی با تلاش های شما 🥰🥰دختر منم اگه پی پی رو بگه که ویگه خیلی خیلی خوب میشه الان یک ماه بیشتره که دیگه کاملا بیخیالش شدم تا بالاخره خودش خسته بشه و بگه😥😥خواستم خوشحالیمو با شماها به اشتراک بزارم