۱۱ پاسخ

پیاز بزار دور خونه قاچ کن

بعضیا بلانسبت جمع بیشعورن،خودشون گرفتن دوست دارن بقیه رم مریض کنن خاک برسرا

فقط شربت ایمیونس بده بهش

اسپری سدبم‌کلراید برن دماغ بچت
ایشالا نمبگیره

یکم گلاب بخورید. برای پیشگیری هر کدوم یه قاشق شربت بخورید

وای میفهمم حالتو . ما هم همین الان از مطب دکتر اومدیم . انقدر شلوغ بود که ما وقتمون ۴ بود الان رسیدیم خونه

چهارقل‌بخون‌وایه الکرسی محافظت میشین انشالله نمیگیرین

وایی من و پسرم گرفتیم خیلی سخته


یه اب ملایم با لیمو تازه و عسل درس کن بخورین

اسپند دود کن

خب بهش میگفتیی مریضی چرا میای

من گفته بودم بچم مریضه بغل دستیمون گفت اراد نرو پیش سامیار منم ناراحت نشدم حق داره خب

شربت سرماخوردگی بده بچت خودتم دوتا سرماخوردگی باهم بخور
یه قابلمه اب بزار رو گاز توش یه لیوان سرکه ویکم گلاب بریز کل خونت ضدعفونی وپاکسازی میشه ویروس جدید میگن کروناس خیلی مراقب باش

ایشاالله که چیزی نمیشه.اسفند دود کن. اسپری بینی هم بزنید توی بینیتون تا تمیزش کنه

آبجی جونم یه اسفند دود کن ضد عفونی بش خواهر

سوال های مرتبط

مامان فندوق مامان فندوق ۴ سالگی
ای خدا🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️😭

صبح مادرشوهرم زنگ زده به شوهرم که امشب میاین خونمون؟ اگه میاین شام بذارم شوهرمم زنگ زد یه من گفت بریم یا نه گفتم خب بریم تا رفتیم دیدم داره سرفه میکنه گفت دکتر بودم گفتم چرا گفت یکم گلوم درد میکنه مال هواست دیدم همه داروهایی که دکتر بهش داده دارو سرماخوردگی بعد قبلش با من دست و روبوسی کرد همشم پسرمو بغل میکرد بوس میکرد خیلی ناراحت شدم چون هروقت مریض میشدن خودش میگفت نیاین بعد ایندفعه اینجوری کرد
منم قبل از اینکه برم خونشون خربزه خوردیم با پسرم همینکه خوردم چون آلرژی شدید دارم گلوم شروع که به خارش و سوزش حالا وقتی از اونجا برگشتیم هی توهم سرماخوردگی دارم به پسرمم قبل خواب گفتم مامان گلوت درد میکنه گفت آره گفتم کجاش دست گذاشت رو گلوش گفت این وسطش حالا نمیدونم واسه خربزه که خوردیم اینجوری شدیم یا از مادرشوهرم گرفتیم😭
من تا رسیدم قرص سرماخوردگی و ویتامین دی خوردم به شوهرمم گفتم ویتامین سی بخره بخورم
پسرمو نمیدونم چیکار کنم😭😔
مامان ❤Hana ❤ مامان ❤Hana ❤ ۴ سالگی
داره ۴ سال میشه ک من کلان ۱۰ شب هم خونه مامانمم شب نموندم
از بس این بچه مریض میشه تا میبرم

شهر دیگس و من صب میرم شب میام شده یه شب بمونم این بچه فرداش مریض شده ....

روز اول عید رفتم خواهرم بعد ۳ ماه دیدم گفت یه شب پیش هم باشیم فرداش بچم مریض شد
برگشتم خونم بردم دکتر بعد ۱۰ روز همه ی خواهر برادرام عمه ها عمو ها اومده بودن
دلم خواست برم یه شب بمونم پیششون باز
بچم ب استفراغ و اسهال افتاد

منم ادمم خب دوست دارم برم بمونم مثل بقیه
۹ ماه بود ک شب نمونده بودم بچم اصلا مریض نمیشد تا رفتم باز مریضی ....
تو ۱۲ روز سرما خوردگی و گلو درد خوب ک شد رفتم با اسهال استفراغ برگشتم

شوهرم تازه دیدم ب دخترم میگفت تا وقتی ک بری کلاس اول دیگه نمیریم خونه مامان جون


گفتم عههه مگه میشه
گفت منع نمیکنم عزیزم این ک بچه اینجوری ۱۲ روزه اب شد جلو چشمام اذیتم ......

خودمم گفتم دیگه اصلا نمیرم شب بمونم بخاطر بچم .....گفت شوخی کردم بابا میخای همین الان ببرمتون بچس دیگه مریض میشه چه میشه کرد 😅😅
طفلی دخترم الهی بمیرم واسش

کسی هست شرایطش مثل من باشه 🥺🥺