۷ پاسخ

شاید شما زیادی حساسی یه مدت پیگیر نباش خودش،خوب میشه ،یادمه ۵ سال پیش چشمای پسرم خشکی شدید گرفته بود و وحشتناک قرمز ۱ سال تمام بهترین چشم پژشکا رو بردمش یعنی پسرم نفرت داشت از چشم پزشکی هر دارویی میدادن میرفتم خارجیشو گیر میاوردم میگفتم پسرم خوب بسه بدتر و بدتر میشد،و دیگه مدام میگفت چشمم درد میکنه حتی mriمغز و و CT سر و صورت هم بردمش گفتم نکنه خدای نکرده پشت چشماش توموری باشه،آخرین دکتری که بردم تو یه مرکز مجهز چشمای بچه رو دید و معاینه کرد ،گفت خانم همین یه بچه رو داری گفتم اره گفت درمان بچتون اینه که یه بچه دیگه بیارین دست از سر این بردارین ،ول کن خانم بچت هیچ مشکلی نداره یه مدت بیخیالش شواگه خوب نشد ،و دقیقا همینم شد وقتی دکتر بهم گفت هیچ مشکل نداره من بیخیال شدم چند وقت بعد به خودم اومدم دیدم چشمای بچم خیلی وقته خوب شده و هیچ مشکلی نداره شما هم الان بزرگترین دغدغه اشتهای بچه هاته اونم خیلی وسواس گونه بچه که رشدش خوبه و روی نموداره چرا باید اینقدر حساسیت به خرج بدی!

غذا میکشم زیرانداز میندازم میره میشنه میخوره 😁😑

من خواب دخترم بهم کمک کرده
دور بودن از گوشی
صبحانه خوردن
دوری از تنقلات
حساس نمیشم اصلا روی غذا خوردنش اصلا. تشویق هم نمیکنم
خودش میل داره و استقبال میکنه
درکل انگار وظیفه خودش میدونه

من تنقلات رو خیلی کم کردم، دو ساعت قبل از غذا چیزی بهش نمیدم
ساعت ۶ بهش عصرونه یک چیزی مثل پنکیک میدم ۸ الی ۸ و نیم شام میخوریم، چالش زیاد داریم خیلی وقتها نمیخواد بخوره ما بهش هیچ جایگزینی نمیدیم گاهی راضی میشه بخوره گاهی نون خالی میخوره

مینا جان از مربی مهدش کمک بگیر ماهم یه سری مامان به مربی گفتیم
طرح تشویق داد که به در یخچال بچسبونبچیم در طول هفته اگه وعده هاش خورد بهش استیکر بچسبونیم با دوستاش مقایسه شه
از فردا قرار اجرا کنیم آخر هفته تحویل مربی بدیم

من غذا درست میکنم اصلا اصرار نمیکنم برا خوردنش هم بخوره که خوب نخوره هم گشنش بشه میخوره

چه کاریه اگه گرسنه باشه میخوره حتما گرسنش نیست تنقلات بش نده وقتی میبری پارک یا بیرون غذا بزار براش اونجا بازی کنه گرسنش بشه بش بده بخوره والا من دخترام ایقد غذا میخورن ماشالله اصلا اسرار نمیکنم دیگه هر بچه ای یه جوریه شاید خیلی حساس شدیه

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۴ سالگی
سلام بچه ها کسی بیداره؟؟
من دو شبه عذاب وجدان روانیم کرده تا صبح بیدارم الان با دوتا قرص آرامش بخش هرکار کردم خوابم نرفته....
من جز ایلیا یه دوقلو ۲ ساله هم دارم دیشب خونه برادر شوهرم بودیم ایلیا خیلی دوقلو ها رو اذیت میکرد و میزد یه بارش چنان محکم زد زمین بچه رو که. خون دماغ شد هرچی صحبت میکردم باهاش فایده نداشت هرکار کردم سرگرم بشه ولی کنه دوقلو ها نبود و میزدشون به درو دیوار و اونام یه سره گریه و جیغ
انقد عصبی شدم ایلیا رو زدم😭تا آروم نشست و ول کرد
اینو بگم من صبرم خیلی زیاده اصلا اینجور نیستم دست بزن داشته باشم و بزنم بچه ها رو بخدا آنقدر اذیت میشم ولی مدارا میکنم کل زندگیمو گذاشتم پاشون و اینکه توجه هم من هم باباش به ایلیا خیلی زیاده گفتم اینجور باشیم که وجود دوقلو ها اذیتش نکنه ولی انگار بدتر شد بیشتر وقتا میگه کاش این بچه ها رو نداشتیم و.....
بابت کتک دیشب خیلیییییی ناراحتم 😭هرچی گریه میکنم آروم نمیشم دیوونه شدم کل روانم به هم ریخته می میکنم مادر خوبی نیستم براش😔کاش دستم می‌شکست همون لحظه....