۲۲ پاسخ

آدم وقتی مادر میشه خیلیییی عجیب غریب، قوی و قدرتمند میشه🥹❤️

انگار خدا میگه برو جلو
من هزاران برابر بیشتر بهت توان میدم…

عزیزمم 🥺
این وسط هوای همسر رو داشته باشیم رو نگفتی
واقعاااا خیلی قوی خدا خلقمون کرده و خداروشکر بابت این موضوع
دم همه مامانای قوی و با اراده گرمم😍😍🫀

چه قشنگ گفتی واقعا چه استرس هایی رو گذروندیم. ولی خداروشکر بخاطر وجود این عشقای کوچولو🥰

حالا بخوای این وسطم اسباب کشی کنی خخخ

مادر شدن اونم تو سن من...
خیلی وقتا فک میکردم از پسش برنمیام
ولی دیدم نه قوی تر از این حرفام...
خداروشکر بابت وجودشون💗✨

اره واقعا

✨😻خداروشکر که مادر شدیم تا بفهمیم چقدر قوی هستیم و چقدر عاشق

درخواست دوستی بده گلی

اییی جووونم
واقعااا
خوشحالم از اینکه خدا به این قشنگی قویمون کرده....😍😍😍

شب بيداري هاشو نگفتين

همسرامونم مثل بچه باید تروخشک کنیم احساس میکنم همسر من حسودی میکنه 😂

حق🤚🤚🤚
درست و کامل عزیزم. فدای تو ❤️

اینا خوبه عزیز مرحله تربیت بچه از همش سخت تره

تمام این نگرانی هارو باپوست وگوشتم حس کردم
خداهمه ی بچه هارو سالم وسلامت برای ماماناشون حفظ کنه❤️

دقیقا گل گفتی عزیزم

مرحله پرچالش ویار ،تهوع ،مشکلات گوارشی کم خوابی‌ ها و استرس وزن گیری جنین

🌱
به قول امام حسین جان در دعای عرفه
خدایا شکرت که محبت منو به دل مادرم انداختی......

اگر عنایت خداوند و محبت فطری خدادادی به فرزند نبود تحمل یه دونه از اینا یک معضل بود حقیقتا👌

دندون در آوردن 😕کولیک😕رفلاکس🙁 اینا رو جا انداختی 🤕👍

من اصلا باور نمیکنم اینارو گذروندم و غررررر نزدم
بعدش کلی دیگه چالش داشتم و غر نزدم
واقعا از منه غرغرو بعید بود
تک تک درداش و لذتاش استرساش پر بود از عشق

عالییی

اره واقعا ...
و انگار که خدا توان و صبر هر مرحله اش رو قبلش میده بهمون 😍🤍🤌🏼✨

گل گفتی بخدا ...جیگر شیر میخواد بچه داری ...

عالی بود👏👏

سوال های مرتبط

مامان شکرپنیر مامان شکرپنیر ۱۷ ماهگی
مامانای عزیز سلام
الان در روزای آخر سه ماهگی پسرم و پشت سر گذاشتن کلی چالش اومدم ی چیزی بگم‌
بچه هر کسی با دیگری زمین تا آسمون فرق میکنه
درباره هر چیزی که پیش رو دارید با پزشکش مشورت و تحقیق کتید
نه تجربه دیگران
متاسفانه من درباره بارداریم خیلی استرس داشتم چون که بارداری اطرافیان و شنیده ها خیلی چالش برانگیز بود
اما با پایان بارداریم گفتم خدایا چرا از بارداریم لذت نبروم و همشو با ترس گذروندم نه ویار نه حالت تهوع نه دیابت بارداری نه انعقاد خون نه دفع پروتئن نه لک بینی نه هزار مشکلی که میخوندم و میدیدم
و در زایمان به اشتباه و تجربه دیگران طبیعی رو انتخاب کردم و خودم و فرزندم تا حد مرگ رفتیم در صورتی که من باید سزارین میشدم
اینقد از کولیک و رفلاکس میترسیدم ولی بچه من نداشت اما دوران نوزادی شیرین بچمو با استرس گذروندم
اینقد از تجربه بد واکسن دوماهگی میخوندم و میگفتن که برام کابوس شده بود اما بچه من نه تب کرد نه درد داشت
اینقد از وحشتناک بودن ختنه و فشار های روحی تو همین برنامه خوندم که ارزوم شده بود گذروندن ختنه پسرم
خانما خکاهش میکنم به تجربه دیگران کاری نداشته باشید
لز تک تک مراحل رسد بچتون لذت ببرید بذارید روال پیش بره قبلش با پزشکتون مشورت کنید همین ......
من واقعا حجم زیادی استرس رو این مدت فقط حمل کردم و الان پشیمونم ....
مامان نویان کوچول مامان نویان کوچول ۸ ماهگی
کوچولوی قشنگ مامان ...از روزیکه اومدی تو زندگیمون من تک تک لحظاتم نگاه خدارو تو زندگیم حس کردم..هنوز باورم نشده خدا منو لایق دونست تا مادرت باشم
روزیکه تو اوج ناامیدی تست زدم و مثبت بود خدا دستمو سفت گرفته بود...روزیکه بخاطر نداشتن علایم بارداری ناامید بودم که قلب نازت تشکیل شده یانه با شنیدن صدای قلبت خدا دستمو گرفته بود....
روزیکه نمیدونستم ازمایشات انتیم و انومالیم سالمن یانه و هزار هزار استرس داشتم با دیدن سلامتیت خدا دستمو گرفته بود‌...
روزاییکه نمیتونستم تکون خوردناتو حس کنم و از نگرانیت گریم میگرفت و تو سونو بدن کوچولوتو سالم میدیدم و ذوق میکردم خدا دستمو گرفته بود...
یا روزایی ک تو بیمارستان بستری بودم و تو خطر زایمان زودرس و با شنیدن حرفایی که میگفتن معلوم نیس سالم به دنیا بیاد و بمونه یانه هزار بار میمردم و زنده نمیشدم،باتولد معجزه اسات خدا دستمو گرفته بود...
دوهفته تو دسگاه بودی..ضعیف و کوچولو و کم وزن..کارم شده بود فقط گریه و تحمل استرس واسترس ولی تو تک تک لحظاتش خدا دستمو گرفته بود🥺
عزیزمادر...خدا هم با تو برام نازتر و دوست داشتنی تر شده
تو خوده خوده دست خدایی برام
بودنت نه یه شکر بلکه هزار هزار شکر داره که اینطور تو اوج تاریکی دنیام نجات دهندم شدی...✨️
تنت همیشه سلامت جان مادر🥺
۳ ماهگیت مبارک قند من❤️👼🐣
جونم قربونه جونت😘🥺