۱۰ پاسخ

برا اینه که هرکی میگه بچه دوم بیار میخوام دهنشو جر بدم

منم همینم داغون واقعی
پسر بزرگم ۲ سال و ۸ ماه
پسر کوچکم دارمیشه ۴ ماه
از صبح میدوئم هم این بازی میخواد هم اون ....
دقیقا همه سختی ها واسه من مردا فقط حرف میزنند موقع عمل و وقتش هیچ.....
از کی بهش گفتم نگهشون دار برم بیرون تنهایی تو مغز در از صدای گریه و نق هستش ادعا فقط ناهار آماده شام حاضر صبحانه حاضر بازم فرمایش میکنن خونه مرتب نیس نه خواهر دارم و نه مادری که بهم کمک کنه خودمو خودم دیگه باید چیکار کنم فقط دعا میکنم بگذره......

خدا صبرتون بده
به نظرم بهترین کار کوتاه اومدن و سکوت کردنه هر دو طرفه
بچه‌ها که شرایطشون مشخصه هر دو تو بخران قرار دارن

در حال پاره شدن😂😂😂😂😂

خوبه این پیامها رو میبینم منکه الان با یه بچه همه چی تعطیل شده، خدابهتون قوت بده

بچه های من فاصله سنیشون ۱۶ماهه و کم.هرچی فاصله سنی کمتر سخت تر.تنها کارم پختن غذاس همین.نمیرسم کارای دیگه انجام بدم و یا حتی موهامو شونه کنم.خونه منم داغونه و هیچی از دستشون سالم نمونده فقط مونده سرامیک خونه رو بکنن.آخرشم شوهره میاد میگه چکار میکنی تو خونه.همه مردا واقعا اینجورین؟؟

منم اوضاع همینه ،دخترم ۳ سال و دوماهش، پسرم ۱۳ ماهش ،فقط میتونم برا پسرم یه غذایی درست کنم ،دخترم که فقط سفارش غذا میده وقتی آماده بشه فرار میکنه ،غذا نخوردنش دلیل عصبی بودن همه روزم میشه ، از عید که پسر عمش دیده خواهرش میزنه اینم یاد گرفته داداشش هل میده، همه روز رو‌مبل میشینم که هر دوشون زیر نظرم باشن ،اصلا دیگه نمیکشم دست تنها شهر غریب واقعا این هفته هم داغون تر از همیشه مچ پام پیچ خورد ،نمیتونم راه برم ، پریود بهم ریخته ۱۰ روز خونریزی دارم ،اقلا با این اوضاع حوصله خودمم ندارم
حالا این وسط شوهر بی درک که همه روز مثلا سر کار ،یه جوری رفتار میکنه انگار کوه میکنه ،خودمم قبل بچه ها سر کار نیست میرفتم از ۲ ظهر تا ۱۲ شب ،جیک نمیزدم
الان فک میکنم اون روزا راحت تر بود با اینکه کار سخت و شلوغی داشتم
بعد فکرش کن رفتار شوهره اعصابت بهم بریزه ،بجای عذرخواهی و ... اون زودتر قعر میکنه ... اصلا انگار سه تا بچه دارم بزرگه شوهرم از این دوتا نفهم ترررررر

ما که از روز اول همین وضعیت داشتیم و بسا سخت تر
گند خورده تو رابطه مون
از زندگی سیرم

یکی دارم از کمر درد میمیرم. خدا صبرت بده

منم پسر بزرگم سه سال و دوماه
کوچیکه شش ماهشه..

سخته خدایی آخر شب میفتم و هلاکم
الان هم زمان دندون هس همش شبا بیدار میشه

سوال های مرتبط

مامان پسرک من مامان پسرک من ۳ سالگی
سلام مامانا در چه حالین؟
توروخدا بیاین یکم باهم حرف بزنیم اگر تجربه ای دارین در اختیار منه بی نوا بذارین🫠
عاقا
این‌پسر من خیلی خیلی اخلاقش بد شده یعنی سطح لجبازیش ی مدته تقریبا دوماهس که ب اوج رسیده
اصلا نه برا این بشر معنا نداره هرچی میخواد فقط باید بشه بخدا همه زبونی امتحان کردم اصلا جواب نیست وقتی میگی نه شروع میکنه جیغ داد و جدیدا هم ک دست بزن هم پیدا کرده مثلا امشب همش قند برمیداشت میکرد تو ته چایی میخورد سه تا برداشت حرفی نزدم بعد گفتن دیگه بسه نخور مامان شروع کرد نه نمیخوام میخوام بخورم همه اینارم باز با نق نق میگفتا منم دیدم پافشاری میکنه چایی و قند رو برداشتم بردم اشپزخونه دنبالم اومد گفت اومدم بزنمت و تا نزنه یا چنگ نندازه ول نمیکنه خیلی اذیتم موندم چ کنم و اینکه فقط منو نمیزنه ها همه رو میزنه هرکی میگه نه میگه الان میام میزنمت و میره میزنه خیلی پرخاشگر و عصبی شده ب نظرتون روانشناس لازمه؟
میشه بگین بچه های شما تو چ وضعی هستن صادقانه بگین چون احساس میکنم این حجم از بی تابی طبیعی نیست
مثلا اونروزم داشتیم‌میرفتیم‌خونه مامان بزرگم و میگفت من نمیام جیغ و گریه تا اونجا مغزمو برد رفتیم داخل با همه غریبی میکرد فقط میگفت برگردیم با کلی خوراکی سرگرمش کردم تا‌مونده