سلام مامانا در چه حالین؟
توروخدا بیاین یکم باهم حرف بزنیم اگر تجربه ای دارین در اختیار منه بی نوا بذارین🫠
عاقا
این‌پسر من خیلی خیلی اخلاقش بد شده یعنی سطح لجبازیش ی مدته تقریبا دوماهس که ب اوج رسیده
اصلا نه برا این بشر معنا نداره هرچی میخواد فقط باید بشه بخدا همه زبونی امتحان کردم اصلا جواب نیست وقتی میگی نه شروع میکنه جیغ داد و جدیدا هم ک دست بزن هم پیدا کرده مثلا امشب همش قند برمیداشت میکرد تو ته چایی میخورد سه تا برداشت حرفی نزدم بعد گفتن دیگه بسه نخور مامان شروع کرد نه نمیخوام میخوام بخورم همه اینارم باز با نق نق میگفتا منم دیدم پافشاری میکنه چایی و قند رو برداشتم بردم اشپزخونه دنبالم اومد گفت اومدم بزنمت و تا نزنه یا چنگ نندازه ول نمیکنه خیلی اذیتم موندم چ کنم و اینکه فقط منو نمیزنه ها همه رو میزنه هرکی میگه نه میگه الان میام میزنمت و میره میزنه خیلی پرخاشگر و عصبی شده ب نظرتون روانشناس لازمه؟
میشه بگین بچه های شما تو چ وضعی هستن صادقانه بگین چون احساس میکنم این حجم از بی تابی طبیعی نیست
مثلا اونروزم داشتیم‌میرفتیم‌خونه مامان بزرگم و میگفت من نمیام جیغ و گریه تا اونجا مغزمو برد رفتیم داخل با همه غریبی میکرد فقط میگفت برگردیم با کلی خوراکی سرگرمش کردم تا‌مونده

تصویر
۱۵ پاسخ

نباید اجازبدین بزننتون کاراشتباهیه

پسر من الکی الکی میاد مشت میزنه سیلی میزنه وای از روزی که لج کنه مگ میشه جلوش واستاد

یه روز بیا خونه ما
تا بفهمی کوچولوت خیلی هم طبیعیه.
دوقلوهای من مدتیه تمام چیزهایی که گفتی رو انجام میدن منتهی با شدت بییییشتز
یعنی طر لجبازی، تا مرز غش میرن
ناراحتی شدید اعصاب گرفتم.

پسر منم میزنه چنگ گاز فشار داد دستام پافشاری روی کاراش صادقانه بگم انگار دارم با یه دیونه زندگی میکنم که همش مراعات میکنم ولی خب می‌دونم برای سنش از کودکی نوزادی در اومده یهو دنیا رو فهمیده معنی لجبازی غرور حس های گوناگونی یهو سمتش هجوم آوردند

عین دختر من تازه دختر من ار بچه خواهرم و داداشم یاد گرفته هم منو میزنه هم امروز شنیدم میگه تو گوه بخور منم الکی گفتم گوگو ی چیزی گفتم شاید یادش بره اما باز تکرار کرد ک من منظورم اون نیست ک تو میگی عاجز شدم من تا میخوام ازش چیزی بگیرم ک ندم بهش منو میزنه و لج میکنه و فحش هم یاد گرفته به لطف اونا هر کاری آپ میکنم ک وفتی خونه مامانم میرم با اونا ک میان ی جا نباشه میره می‌چسبه به اونا موندم بخدا منم

ببرش مهد بزار ازین رو به اون رو میشه

دختر منو ببینی چیمیگی واقعا دیگه رد دادم وقتی صبح بیدار بشه ببینه باباش نون آورده ولی اینو نبرده ی غوغایی ب پا میکنه ک اصلا هرچی بهش بگی آروم نمیشه اون روز من بهش گفتم اسما بیا بریم دستشویی فقط همین رو بهش گفتم وااااااای چشمت روزه بد نبینه جیغ و داد گریه ک به من نگو اسما بریم دستشویی گریه میکرد ب باباش میگفت چرا ب من گفت اسما بیا بریم دستشویی اصلا منو صدا نزنه من ازین بدم میاد ب خدا هنوز باباش بهش هیچ چیزی نگفته بود اون روز اینقدر اذیتش کرد مجبورش کرد سرش داد زد زد تو گوشش یعنی دیگه واقعا می‌خواستیم بریم براش دعا بگیریم ک یکم آروم بگیره😞😔

من پیج روانشناسی کودک دارم میگه تا حدودی پرخاشگری و لجبازی برای سن ۳سال طبیعیه
ولی اگر از نوزادی تاالان تنش و روابط ناسالم منظور جنگ و دعوا بین والدین عدم بازی با بچه و دراکثر مواقع بی حوصلگی نسبت باهاش زیاد بوده بچه تو یه لول دیگه ای پرخاشگری و نشون میده
اگه حس میکنی زیاده حتما با مشاور درارتباط باش و راهکار بگیر

ماهان هم همینطوره میزنه لجباز شده تازه اینطوری شده اینطور نبود
فکر کنم اکثرا اینطور باشند باید باشون کنار بیایم با ارامش تا از سرشون بی افته
من شب که میشه دیگه نای ندارم شارژم تموم میشه 😅🥴

دخترمن اصلا نمیزنه اصلاهیچی پرت نمیکنه فقط دوسه ماهه نق نق وغرغرولجبازشده

فکر میکنم ب خاطر سنشونه چون سارای هم دقیقا همینه خیلی هم نق نقو شده

هی خواهر...پسر من فحشم میده..
نق میزنع گریه میکنه..همش گوشی میخاد و تا به خواستش نرسه همرو دیوونه میکنه

فکر کنم تو این سن اینجوری میشن دختر منم اینجوری بعضی وقتی واقعا کم میارم من تا مرز جنون میبره

تا حدودا پسرمنم همینه میزنه یهو
میخوایم بریم جایی همیشه میگ نریم با هزار تا داستان میاد گاهی رو نود نباشه غریبی میکنه بزور گوشی پیشینه دست بزن هم داره

بچه من نمیزنه ولی پرت میکنه خرابکاری میکنه

سوال های مرتبط

مامان آرمان مامان آرمان ۳ سالگی
مامانای باتجربه دستم به دامنتون
دیگه نه اعصاب دارم نه روان باهمه مشکلاتش ساختم
الان احساس میکنم دیگه نمیتونم..از وقتی دنیا اومد پسرم خواب و خوراک از من پدرش گرفته شد تا الان که سه سالشه
غذا خوردنش با همه هم سن هاش فرق دارن
خیلی زیاد هم خجالتی بخدا میبرمش شهربازی فقط کنار من میشینه نگاه میکنه در حالی که بچه های کوچیک تر خیلی اجتماعی تر و مستقل ترن آخه خیلی دلم براش میسوزه میگم چطوری قراره بره تو اجتماع بره مدرسه
دیشب یه بچه یک ساله از راه رسید تو خیابون یه دفعه دیدم داره پسرمو میزنه خیلی رو اعصابم تاثیر بد گذاشت
پسرم دوید سمت من اینقدر خجالتیه حتی سعی نکرد از خودش دفاع کنه ترسیده بود
آخه چطور اون بچه اینقدر رو داشت حتی مادرش معلوم نبود کجاس از راه رسید پسر منو زد
بعد بچه من که سه سالشه ترسیده بود
الانم ده روزه اینقدر بی اعصاب شده همش جیغ و داد گریه
معلوم نیست چی میخواد
شبا تا نصف شب بیداره میگه نمیخوام بخوابم
نه تو بخواب نه بابا همش گریه گریه
ببرمش روان شناس یا مشاور بنظرتون؟؟