۵ پاسخ

تو میتونی زیبایی خودت بسازییی 😍👏

عالی 👏👏👏👏

عالیییی عزیزم احسنت
منم68شدم لاک پشتی کم میکنم دیگ 3کیلوم مونده همه میگن بسه خودم میگم نه

آفرین بهت.منم چند روزی هست غذامو کم کردم و تقریبا هرروز میبرم پارک و پیاده روی تو این دو سه روز ۱ کیلو کم کردم البته من رژیم ندارم فقط کمتر میخورم

چن کیلویی😍😍
لاغزی واقعا حس خوبیه
منم میخوام رژیم بگیرم

سوال های مرتبط

مامان فنچ🐤🐧 مامان فنچ🐤🐧 ۱۷ ماهگی
#پوشک #بچه#بچه داری #فرزند پروری #لاغری. روزی که زایمان کردم درست ۸۰کیلو بودم چون شیر خودمو‌ میدم وزنم به ۵۷رسید قدم ۱۶۶ خیلی لاغر بودم لباسام به تنم زار میزد بعدش بیشتر سعی کردم بخورم تا دوباره رسیدم به ۶۱ یادگار دوران بارداریم بواسیر دارم بعد رایمان طوری بود که گریه میکردم از دردش برای اینکه بتونم هم دردمو کنترل کنم هم بتونم وظیفه مادری انجام بدم مجبور بودم حجم برنج نون ماکارونی مو کم کنم از طرف دیگه بدبختی تخمدان پلی کیستیک دارم هربار که شیرینی میخوری موی زائد پرقدرت تر از قبل میگه سلام🤣و چون شیرینی قند مصنوعی شیر کم میکرد و رو تخمدان هام تاثیر میذاشت حجم شیرم کم میشد مجبور بودم هرچیزی که قند داره حذف کنم سبک زندگیمه الان سال هاست اینجوریم قند شکر نبات کیک کلوچه شیرینی شکلات نوشتبه سس ابمیوه شربت مربا کمپوت هرچی که فک کنی توش قند داره از روز بیست زایمان برگشتم خونه خودم همه کارامو دست تنها انجام دادم هیچوقت از کسی حتی مامانم کمک نخاستم تحرکم خیلی تاثیر داره تو لاغر شدن و لاغر موندن واقعا چالش های بدنی سختی بعد زایمان داشتم و دارم
مامان سایه های پزشک مامان سایه های پزشک ۱ سالگی
#نیاز ۱۲۹



هفته ای که گذشت با چیزی که فکرشو میکردم خیلی در تناقض بود ، فکر میکردم که برم شرکت و خودمو بیشتر به البرز نزدیک کنم ولی اون کل روزای هفته رو با اخم میومد شرکت و با اخم میرفت ، نمیدونم چرا ولی زیاد با بقیه صحبت نمیکرد، من درس دادن به کارکنان رو شروع کرده بودم و چند باری بود که وقتی سرمو میاوردم بالا میدیدم به چهار چوب در اتاقش تکیه داده و با یه ماگ تو دستش نگام میکنه البته فقط چند بار بود و تعدادش از دفعاتی که نگاش میکردم و پشت میزش نشسته بود و دستش زیر چونش بود خیلی کمتر بود ، اون حتی عصرا هم زودتر از بقیه میرفت و صبح ها هم تا من اون ترافیک رو رد میکردم و میرسیم بقیه همه اومده بودن
زیبا واقعا راست میگفت البرز دبی زمین تا اسمون با البرز تهران فرق داره ، حتی رفتن به اتاقش هم کار درستی نیست چون اوم مدیره و من یه کارمند معمولیشم و اینکه نمیخوام عین این دخترای هر جایی هی برم مزاحمش بشم ولی خب امروز چون با خودم شیر کاکائو و کیک نیاز پز اورده بودم بهانه داشتم که برم پیشش ؛ لیوانشو پر از شیر کردم و کیک هم توی ظرف گذاشتم و رفتم جای اتاقش
چند تقه به دیوار نیمه شیشه ای زدم‌ و رفتم داخل، میدونم که با اینکه به صفحه کامپیوترش خیرس بازم میتونه منو ببینه چون من ورژن دبیش رو دیدم که در حال دوازده ساعت کد زدن بازم حواسش بهم بود ! ولی خب الان حتی سرشم بلند نکرد ، به خودم لعنت فرستادم و دوباره این فکر کردم که احتمالا چون براش ل ^^خ ت نشدم الان دیگه تمایلی بهم نداره
بهرحال من لیوان و بشقابش رو گذاشتم روی میز
بازم بدون نگاه کردم بهم گفت: علی آقا مگه نیست که تو چیزی بیاری؟