۱۰ پاسخ

من از ده روزگی میزاشتم کالسکه میرفتم لب دریا😅 الانم میدم دست باباش میرم بازار خونه بابام ۵ ساعت راهه از یک ماهگی بردمش

من بچم دوماهش بود با ماشین رفتیم مشهد ، همش هم به راه حرم و زیارت بودیم ، اتفاقا زیاد سخت نبود ، خیلیا منو ترسوندند که نرو و.... اینا
ولی من رفتم

ما بیرون میریم گردش من پسر بزرگم رو میام شوهرم کوچیکه نصف راه عوض میکنیم😅

چقد سختش میکنی برو خوش بگذر

منم خسته شدم تو خونه کمکی هم ندارم تازه بخوام برم بیرون کلی جلو خونمون شلوغه مغازه مکانیکی پر از مرد اصلا نمیشه تنهایی رفت اعصابم خورد میشه

با بچه نمیشه هیجا رفت بقرآن. من فقط تا خونه مامانم میرم و برمیگردم. الانم همونجام 😁 بیرونم میرم با خواهرم میرم میگیره بچه رو ولی خب اونم خسته میشه. دیروز رفتم واسه شوهرم لباس بگیرم تا رسیدیم خانم شرو کرد ب گریه رفتم پشت رگال لباسا همینجور تکون دادم پیش پیش کردم خوابیده بعد خرید کردم برگشتم. واسه خودمو پسرم معمولا آنلاین سفارش میدم چیزی بخوام.

وا عزیزم من که دوست دارم با بچه برم بیرون چند روز پیش که شنوایی سنجی بردم یکمم تو ساحل قدم زدم با بچه اگه از چهل روزگی بگذره میخواییم بریم جنگل 😂😂

من بازار میرم با شوهرم بچه رو هم میبریم

آره بخدا منم کمکی ندارم هر جاه برم میذارمش تو کالسکه میریم دوتای دور دور😊

من سفر میرفتم از چهل روزگیش کمکی ام ندارم

سوال های مرتبط

مامان قندونبات🍭🩵 مامان قندونبات🍭🩵 ۳ ماهگی
سلام مامانا خوبین
مامانا شما میزنین بیرون با وجود بچهاتون؟؟ پیش کی میمونن؟ من باورتون میشه اصلن نمیزنم بیرون هیچکسم درکم نمیکنه بگه این زن افسردگی میگیره نزنه بیرون با مادرشوهرم زندگی میکنم ی خواهرشوهر مجردم دارم بچهام دوقلوان تا حالا بم نگفتن ما بچهاتو میگیریم تو برو بازاری جایی بگردوبیا همش ب فکر خودشونن هرروز بیرونن من میمونم خونه یعنی وقتایی ک مامانم میاد اون روز روز منه خودش تنهایی بچهارو میگیره بعد وقتی ب مادرشوهرم میگم میگه ن من نمیتونم تنها بمونم با دوتاشون حتا موقعی ک خواب باشن هم راضی نمیشه شوهرمم راضی نمیشه برم جایی ب زور اگه بهونه بیارم میزاره حتا نمیزاره برم خونه مامانم اینا حداقل بچها پیشش باشن من برم بیرون دلیل این نزاشتنش هم چون خیلی حساسه رو بچها چون بستری بودن میخاد یعنی مراقبشون باشه از شلوغی... والا خونه ما هرروز یکی میادومیره خواهرشوهرم با ۳تا بچه هرروز خونه ماس همه فامیلامون دیوار ب دیوارماعن هرروز یکی میاد اما خونه بابام چون دورتره کسی نمیره جز خواهرم خیلی دوسدارم برم خونشون بنظرتون چطوری راضیش کنم بزاره برم بیرون ن میزاره من برم نه میزاره بچهارو ببرم واقعا دیگه دارم دیوونه میشم