۱۰ پاسخ

زندگی همینه عزیزم
گذر لحظه هاست

و آخرین بچه نیست البته چند سال دیگه نوه هات رو بغل میگیری که حتی شیرین تر از بچه های خودتن

عزیزم فکر کنم خیلیا درک کنن،منم از نوزادی پسرم لذت نبردم چون به شدت حالم بود و حسرتش به دلم موند؛بخاطر همین الان سعی می‌کنم فقط خودمو کنترل کنم چون میدونم این روزا هم میگذره

آره منم حس میکنم اونقد ک باید لذت نبردم فقط استرس داشتم گاهی خیلی دلم میگیره ولی فقط دارم میگذرونم تموم شه بره

خوب خواهراین که عادیه من تا۱ سالگی علی هیچیییی نفهمیدم درگیردکتر و عمل اینابودم چی بگمم اخه

حق داری منم ابن روز ها گذرونم

منم اوضاع داغونی دارم
اما مطمئن باش هر چی بهش فکر کنی که من لذت نمیبرم و من خوب نیستم و من کامل نیستم دنیا همه چیزای منفی رو میذاره سر راهت
همیشه بدون اینو

من رو چی میگی من تاالان لذت نبردم بااینکه همش دوییدم تا یدونه بچه داشته باشم امااون چیزی که انتظارش داشتم این نبود اصلا

اره من خیلی سعی میکنم لذت ببرم یادم بمونه ولی یادم میشه😭😭
سر پسر بزرگم یادم شده کی دندون درآورد کی نشست
الزایمر گرفتم

ومنی که الانم استرس دارم ،😑😑

لذت ببر ب این نازی ببوسش زیاد بغلش کن میگذره سختی هاش

سوال های مرتبط

مامان آقـــا آریــــا مامان آقـــا آریــــا ۲ سالگی
خدایا خسته ام دیگه دلم میخواد بمیرم 😭
بیست و دو روزه که پسرم رو از پوشک گرفتم هنوز سر پی پی کردنش توی دستشویی مشکل دارم. نمیکنه، مقاومت می‌کنه و نگه میداره، تمام راه ها رو هم رفتم یکی دوروز موفق شدم باز بعدش مقاومت شروع شد. سه چهار ماهه دارم آماده اش میکنم. با کتاب و شعر و قصه و آشنایی با دستشویی و فیلم و بازی و ....
با توجه به علائمش و تایید دکترش پروسه رو شروع کردم. اما پی پی😓😭
اینقدر نا امیدم اینقدر خسته و درمونده که فقط و فقط دلم میخواد بمیرم.
علائمش هم اینا بود واسه اونایی که می‌خوان بدونن:
شب تا صبح پوشکش خشک بود
بعد پی پی خبر می‌داد
چند ساعت خشک بود در طول روز
بدش میومد از تعویض پوشک و با بدبختی میگرفتمش و عوضش میکردم
از پله بالا پایین می‌ره
الحمدلله خوب حرف میزنه
حتی توی این چند ماه آمادگی توی دستشویی جیش هم میکرد

اما الان درمونده از همه جا، دکترش گفت دیگه اصلا پوشک نکن
نه راه پیش دارم نه راه پس
خواهرانه اگر تجربه ای دارید به من درمونده بگید 😓🙏🏻