سوال های مرتبط

مامان بهراد مامان بهراد ۸ ماهگی
تجربه زایمان
خلاصه که زنگ زدم مامانم گفتم آماده شو بریم برا زایمان
رفتم خونه دوش و این داستانا😂 شامم و هم دل سیررررر خوردم
وسیله ها رو برداشتم رفتیم بیمارستان حکیم برا پذیرش
رفتم داخل اورژانس مامایی خانمه گفت جانم بفرما
منم با خنده گفتم اومدم بزام😂😂😂😂
گفت جاااان چند هفته ای از کجا می‌دونی که میزایی و این سوالا جواب دادم گفتم سه سانتم باور نکرد گفت برو برا معاینه 🥴😐
رفتم معاینه گفت آره سه سانتی ولی درد داری؟ گفتم آره انقباض دارم ولی برام قابل تحمله و زود فول میشم برا زایمان
بازم باور نکرد 😐😐😐 گفت برو آن اس تی رفتم و انقباض نشون داد گفت برو پذیرش شدی 😐🥴 فقط چهل دقیقه وقت منو گرفتن😂😂😂😂😂

دیگه رفتم بالا و ماما همراهم با من رسید و ساعت ده رفتم زایشگاه تا ساعت یک دردام خوب بود قابل تحمل از یک تا دو صبح که زایمان کردم اوووووج درد هام بود که با گاز انتونوکس خیلی خوب تحمل میشد برام
حتما حتما گاز انتونوکس بگیرید خوبه

مامام گفت برات بیحسی بزنن خودم نخواستم چون دیسک دارم و اینکه روند زایمان و چند ساعت عقب می‌انداخت ارزش نداره
دیگه دو فول شدم و زایمان کردم ❤️❤️❤️❤️❤️


سوالی چیزی بود بپرسید جواب میدم بهتون ❤️❤️❤️❤️
مامان سبحان وبهار🇮🇷 مامان سبحان وبهار🇮🇷 ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی دوم، ۳۶ هفته و ۵ روزگی، بدون برش 😄
صبح ساعت ۵.۵ پاشدم دیدم کمرم میگیره و شکمم سفت میشه، فهمیدم انقباض دارم، نشستم نوشتم که چند ثانیه طول میکشه و چند دقیقه فاصله‌شونه، دیدم انگار واقعنی انقباض زایمانه. زنگیدم همسرم از سر کار بیاد، ساعت ۷ اینا رسید و رفتیم بیمارستان دولتی نزدیک که ببینم چند سانتم و خیر سرم برم تهران بیمارستان خصوصی که مدنظر داشتم، ساعت ۸ رسیدیم بیمارستان، این بیمارستان به رسیدگی نکردن و کشتارگاه بودن معروفه.😂 بعد ولی رفتیم بخش زایمان که ساختمونشو جدید ساختن و دیدم چقدرررر تمیزه. معاینه شدم گفت ۳-۴ سانتی.(دردامو تو خواب کشیده بودم😂) گفتم میخواستم برم تهران. گفت به نطر من همینجا بمونی بهتره. چون شکم دوم هم زودتره پیشرفتش. دیگه خودمم حساب کتاب کردم دیدم بخوام یک- یک و نیم ساعت تا تهران برم تو راه زایمان میکنم، دیگه گفتم همینجا می‌مونم. خلاصه که ۸ تا ۹ دردامو کشیدم و فول شدم، بعد نیم ساعت هم بچه به دنیا اومد. واقعا تصورشو نمیکردم تو ۱.۵ ساعت زایمان کنم 😂 اتاقاش LDR بود (اتاق خصوصی از اول تا آخر زایمان)، مامایی هم که زایمانو انجام داد بسیار مهربان و کاردرست بود، زایمانمم بدون برش اپی‌زیاتومی و کاملا فیزیولوژیک انجام شد. فقط چند تا دونه بخیه داخلی خوردم. یه هفته بود که ماساژ پرینه انجام میدادم و چند روز بود که ورزش‌های لگنی انجام میدادم.
خلاصه حال بچه هم خوب بود و بعد ۶ ساعت مرخص شدم.
وزنشم ۳۲۰۰ بود.