۷ پاسخ

من یه بار ازاین بيسکوئيت ها گرفتم روش نوشته بود بالای یکسال

موزکامل خیلی زیاده برااین سن نصفشوبده

توش خامه بریز بجا شیر خیلی خوشمزه تر میشه

گلم یه پیشنهاد. به جای بیسکوییت های متفرفه و سوپرمارکتی از این بیسکوییت های با شیر بز یا نستله بگیر که برای کودک.خیلی خوشمزس و خاصیت و املاح مدنی و کلی ویتامین داره گلم

نوش جونش گلم....اتفاقا خوشمزش منم به پسرم میدم و دوست داره

نوش جان عزیزم

نوش جونش

سوال های مرتبط

مامان آرتمیس مامان آرتمیس ۱۱ ماهگی
قطع شیر شب
پارت 2
اما خب بازم پشیمون نیستم چون دخترم وزن خوبی گرفت ولی خودم خیلی اذیت شدم
بهرحال
از دو هفته قبل شروع کردم به کم کردن شیر شب
حالا توضیحشو بدم
دختر من 8 شب شیر میخوره
میخوابید
11 شب شیر میدادم
2 شب میدادم
5 صبح هم بیدار میشه و شیر میخورد
دو تا وعده 11 شب و 2 شب میشه شیر شب که باید اول کم و بعد قطع میشد
دو هفته قبل اومدم اول شیر ساعت 8 شب رو بجای 90 تا، 120 تا دادم
همه رو هم یک جا میخورد
مثلا 80 تا میخورد بعد میخوابید و به پهلو میشد، باز حدود نیم ساعت بعد ک به پشت دراز میکشید بقیه شو میدادم که بشه 120 تا
دیگه ساعت 11 شب بهش شیر ندادم
چند روز اول چون عادت داشت اون ساعت شیر بخوره بیدار میشد، اصلا گریه نمیکرد فقط بیدار میشد و شروع میکرد غلت زدن و بازیگوشی یجورایی، اتفاقا بهم میخندید اما نمیخوابید
میذاشتم روی پام باهم اروم حرف میزدیم و خوشحال بود کم کم خوابش میگرفت و بعد حدودا دو ساعت که روی پام بود میخوابید
ساعت میشد 1 شب
بعد ساعت 2 توی خواب یه تکونی میخورد و انگار میخواست بیدار بشه منم بهش 90 تا شیر میدادم و میخوابید تا 5
باز 5 دیگه بیدار میشد و پوشک عوض میکردم و بازی میکردیم و شیر میدادم
اینجوری وعده شیر 11 شب حذف شد
بعد چند روز انگار عادت کرد دیگه ساعتای 11 بیدار نشد، در حد غلت زدن بود که پستونک میدادم خوابش سنگین میشد
اما وعده شیر ساعت 2 شبو میدادم

ادامه دارد...
مامان آرتمیس مامان آرتمیس ۱۱ ماهگی
قطع شیر شب
پارت 3
از 5 شب پیش شروع کردم به کم کردن حجم وعده شیر ساعت 2 شب
چجوری
یعنی به جای 90 تا، کردمش 60 تا
ک 3 شب پیش دیدم همون 60 تارو هم به زور میخوره انگار میلی نداشت اصلا
دیگه 2 شب دم غروب قبل شام، یه زرده تخم بلدرچین آبپز شده رو با یکم پنیر خامه ای رامک که خیلی خوش طعمه با یکم اب جوشیده سرد قاطی کردم و بهش دادم، بعد شام دادم و ساعت 7.30 حدود 120 تا شیر دادم و خوابوندم
دیگه ساعت 11 بیدار نشد اما حدود ساعت 1.30 بیدار شد و میخندید و غلت میزد وروجک، گذاشتم روپام و پستونک دادم و بعد حدودا دو ساعت که روپام بود خوابید
و با خودم گفتم بذار امتحان کنم ببینم شیر میخواد که بیدار شده یا نه
60 تا درست کردم بهش بدم، لب نزد و اصلا نخورد نه بیداری نه توخواب
پستونکو گرفت و بعد دو ساعت که رو پام بود خوابید
تا 5.30 صبح که دیگه بیدار شد کامل مثه همیشه
اینجوری انگار ار 7.30 تا 5.30 شیر نخورد
باز شب بعدش دوباره همینجوری شد و ساعت حدودا 2 بیدار شد و تا 3 روپام بود اما 30 تا شیر درست کردم محض اطمینان، بازم دیدم نمیخوره
و متوجه شدم از روی عادت بیدار میشه و این که چون سر شب میخوابه دیگه اون ساعت خوابش سبک شده که بیدار شده و ربطی به شیر خواستن نداره
اینجوری شد که شیر شب کامل قطع شد
ادامه دارد...
مامان آرتمیس مامان آرتمیس ۱۱ ماهگی
متن دلی از یک روز بدون سانسور مادرانه....
امروز اولین روزیه که مرخصی گرفتم و سرکار نرفتم تا امتحان کنم ببینم خونه بمونم و تا 4 سالگی دختر سرکار نرم یانه
هرشب ساعت 7 میخوابه و جالب بود که دیشب اصلا نمیخواست بخوابه، مثلا ماست دادم که خوابش ببره بدتر انرژی گرفت
گفتم خوبه دیر خوابیده صبح هم بیشار میخوابه، که زهی خیال باطل چون از 4ونیم صبح بیدار شد و لبخند زد
5ونیم نق خواب داشت گذاشتم روپام خوابید اما فقط نیم ساعت
بیدار شد و همسرمم بیدار شد و رفت سرکار
توی تایمی که بیدار بود و درحال نق بود، فقط تونستم صبحانه شو بار بذارم و واسه خودم یه قهوه درست کنم
باز از 6ونیم نق خواب زد چرا، چون دیشب کم خوابیده
و ناچارا دوباره روپا گذاشتم انقدر لالایی خوندم تا خوابید
چشاش داشت میرفت اما خیلی مقاومت میکرد
الان درحد چند دقیقه گذاشتمش زمین تا رفتم سرویس، موهامو شونه کردم، لباس عوض کردم، اطراف خونه رو یه مرتب سریع کردم، صبحانه شو خاموش کردم
داره کم کم اماده بیدار شدن میکنه خودشو
دوباره گذاشتم روپام تا خوابش کامل شه خستگیش بره وگرنه هی نق میزنه و تا ظهر مدام خواب داره
چاره ای نبود....
ببینم تا بقیه روز چی بشه.......
مامان رهام🫀🩵🎒 مامان رهام🫀🩵🎒 ۱۷ ماهگی
دیروز رهام از ساعت ده و نیم صبح از خواب بیدار شد ساعت دو خوابش میومد خوابوندمش ساعت یه ربع به سه از خواب بیدار شد دیگه نخوابید تا شب از ساعت ۸ شب داشت گریه میکرد ساعت نه و نیم خوابوندمش پنج دقیقه بعد با گریه شدید بیدار شد باز خوابوندم باز دو دقبقه بعد با گریه بیدار شد دوباره یه ربع بعد خوابید تا ساعت یک شب از خواب بیدار شد تا سه صبح بیدار بود اینور اونور میرفت خوابش میومد ولی مقاومت میکرد اخر سه و ربع بود خوابید
امروزم هشت و نیم صبح از خواب پاشده ساعت یک خوابوندمش دیگه حیلی خوابش میومد الان با صدای وانتی که همچین داشت تو کوچه داد میزد که من ادم بزرگ ترسیدم چه برسه به بچه طفلکی همچین از خوای پرید جیغ زد گریه کرد که نگووو
میخواستم برم فحش بارونش کنم مرده رو
چه خبرته اخه ماه رمضونی سر ظهر اینطوری داد و بیداد میکنی تو کوچه آخه اه
حالا میدونم امشب باز رهام زود خوابش میگیره یه هفته س این حوابش بهم ریخته نمیدونم جهش رشدیه یا دندون
خدا کنه امشب خوب بخوابه خیلی خستم