۷ پاسخ

مبارکه عزیزم
ان شاءالله خوش قدم و مبارک باشه
خیلی خوشحال شدمممم🥹🥰😘

مبارک باشه

مبارکه خوشگلم الهی خوش قدم باشه ♥️

سلام چند هفته بودی

به سلامتی عزیزم
قدمش پرخیرو برکت باشه

سلام عزیزم مبارک باشه ان شاالله عاقبت بخیر بشه 😍❤

بسلامتی قدم نورسیده مبارک

سوال های مرتبط

مامان اقاکیان و ماهان مامان اقاکیان و ماهان ۱۳ ماهگی
پارت سوم #
تا اینکه روزی که سنو ان تی گفته بود فرا رسید و چهل هفته من تموم شد( تاریخ سنو ان تی با پریودیم دقیقا یکی بود ) درد داشتم اما منظم نبود و شدت هم زیاد نبود زنگ ماما همراهم زدم گفت راهکار بده واسه باز شدن دهانه رحم و منظم شدن درد ها که گفت یه قاشق روغن کرچک بریزاب داخل اناناس بخور دمنوش گل گاوزبان بخور دوش ابگرم بگیر اسکات و پله برو همه اینکارو کردم کلی هم پیاده روی کردم بازم دردام منظم نبود حرکتهاشم کمتر حس میکردم رفتم بیمارستان نوارقلب گرفتم زیاد جالب نبود باتوجه ب اینکه قند و کم کاری تیروییدداشتم بستریم کردن و دکتر بخش برام سنو نوشت خلاصه رفتم سنو بدم که دردام قوی تر شده بود اما بازم منظم نبود توی سنو ماهان حرکت نمیکرد دکتره کلی ضربه ب شکمم وارد کرد که خیلی دردم رفت بخوام تعداد ضربه هاشو بگم بیشتر 50 60 تا ضربه وارد کرد که با هر ضربه من یه متر میپریدم هوا درنهایت جواب سنو خوب بود و دکتربخش گفت فعلا بستری بمون تافرداصبح تصمیم بگیریم ختم بارداری بهت بدیم یا نه
مامان مامان تیام 🩵 مامان مامان تیام 🩵 ۳ ماهگی
زایمان طبیعی .
پارت۲. خلاصه اومدیم خونه فردا که شد شکمم سفت میشد شل میشد هعی بچه کلا حرکت نکرد بعد صبر کردم ساعت ۶ عصر شد شوهرم اومد گفتم از صبح شکمم سفت شده هرکته بچمو اصلا حص نکردم گفت چرا بهم زنگ نزدی زود بیام خلاصه رفتم اول حموم اینا که میدونستم انقباض ایناس اینا بلک بستریم کنن وسایل اینامو جمع کردم رفتیم بیمارستان بازم معاینه کردن گفتن ۳ سانتی و دکتر گفت معاینه تحریکی کنم گفتم نه ولی دیرم که انجام کرد و گف برو سنو و نوار قلب رفتم اول سنو همه چی خوب بود و بعدش رفتم نوار قلب نوار قلب کلا انقباض نشون داد و یکم درد پریودی داشتم وقتی نوار قلب میگرفتن و بعدش به دکتر نشون دادیم گف بستری هستی من ترسیدم گف برین پرونده اینا باز کنین و لیست دادن وسایلی که نیاز هست بخریم شوهرم رفت خرید من لباس اینامو پوشیدم و من که فقط گریه میکردم که بستریم نکنن میخواستم دردام خودش شروع بشه ولی نزاشتن گفتن باید بستریشی بری خونه بلک رحمت اینا بازشد خونه میزایی بهم گفتن ولی من گوش نمیکردم فقط گریه میکردم..
مامان محمدحیدر مامان محمدحیدر ۷ ماهگی
تجربه زایمان
من ۴۰ هفته و ۵ روز بودم ولی هیچ طوری دردام شروع نشد دکترم گفت بیا تا معاینه کنم ببینم چطوری رفتم مطب معاینه کرد گفت دهانه رحمت بسته است و بیشتر از این هم نمیشه بمونی من گفتم میخوام طبیعی باشم گفت با آمپول فشار هم فک نکنم بتونی زایمان کنی سزارین میشی گفتم اشکال نداره من تلاشمو میکنم دیگه نامه داد گفت برو بیمارستان نوار قلب بگیر ببینم امشب بستری بشی یا فردا رفتم بیمارستان معاینه کردن و نوار قلب گرفتن گفتن امشب باید بستری شی ساعت شیش بود بستریم کردن تا کارمو کردن ساعت ۸ شب معاینه کرد گفت یه سانتی دیگه دوز اول رو برام شروع کردن دردای کمی میومد سراغم منم پاشدم پیاده روی کردم و ورزش کردم ساعت دوازده شب بود زنگ زدن دکترم گفت تا ساعت یک شب سرم بگیرم بعد استراحت بدن تا شیش صبح ، ساعت یک که سرم رو قطع کردن دیگه منم دردی نداشتم یکی دو ساعت خوابیدم دیگه ساعت ۶ اومدن دوز دوم رو برام وصل کردن اینم بگم شب معاینه کرد گفت همون یه سانتی ولی دهانه رحمت خیلی نرم شده
دوز دوم رو که صل کردن دیگه دردام شدید تر بود منم مدام راه میرفتم و ورزش میکردم وقتی دراز میشدم دردام خیلی بیشتر میشد همراهم کمرمو ماساژ میداد خوب بود برام تا ۱۱ و نیم ظهر که معاینه شدم گفتن ۴-۵ سانتی دیگه دکتر گفت یه ساعت استراحت بدیم سرم که قطع شد بازم درد داشتم ولی با فاصله بیشتر
ادامشو پارت بعد مینویسم