۴ پاسخ

منم تقریبا یه ماه پیش پارک بودیم پسرم بغل مادرشوهرم بود تند تند راه میرفت پاش گیر کرد ب چیزی با بچه افتادن فقط شانس اوردم خودشو چرخوند بچم چیزیش نشد ولی من فکر کردم سرش خورد زمین بیهوش شدم چقدر اب دادن خوب شدم

شوهرمن بچه از رو شونه اش افتاد تو پنج ماهگی جمجمه بچم شکست هووووف هنوز صداش تو گوشمع هنوز دردش تو قلبمع خداروهزاربارررشکر خوب شد نگران نباش

من صبح خواب بودم بچم غلت زده بود از رو تخت افتاده بودم.خونمون اصلا رو تخت نمیخوابم فقط روی زمین میترسم بخاطر دخترم.اومدیم شهر دیگه بخاطر این جنگ لعنتی مجبوریم روی تخت بخوابیم.بخدا صبح یجوری وحشت کردم شیرم تا بعدازظهر نمیومد از صبحه دارم میمیرم از عذاب وجدانو ترس😔خدا لعنت کنه منو😔

وای اصلا بچه رو دست کسی نده من حتی ب خواهرم هم نمی‌دم چون می‌دونم همش سرش توگوشیه و حواسش نیس اصلأ

سوال های مرتبط

مامان گل پسر مامان گل پسر ۱۳ ماهگی
مادر شوهرم امشب دعوتی گرفته منو اصلا نگفته
بعد با شوهرم دعوا کردم ک اینا تقصیر توعه اگه تو هم مث داداشت خط قرمزت زنت بود الان اینجوری مامان جرعت نداشت رفتار کنه دعوامون شد گفت برو طلاق بگیر و مسدودم. کرده الان سرکاره چیکار کنم از دست این خانواده خسته شدم از دست شوهرم مادرش خسته شدم دلم برا بچم میسوزه چیکار کنم 😭😭
همیشه دعوتی گرفتم یا مریض شد بهترین چیزا رو براش بردم فقط دوشب پیش مامانم و داداشم چون از تهران اومده بود دعوت کردم رستوران اینجوری شده ک چرا منو نگفتید من ب شوهرم گفتم ک خونه مهمونی بگیریم خونوادتم بگم گفت نه حوصله ندارم بچه بگیرم تا تو کارا تو بکنی
خسته شدم بخدا از بس عصبی شدم از دیروز پسرمم بی قراره بخاطر دندون یه سره سر پسرم داد میزنم عصبی میشم بچم خیلی ترسید چیکار کنم 😭😭😭الان دارم میمیرم. از عذاب وجدان دیروز ب خودم قول دادم دیگه دعواش نکنم اما دست خودم نیست 😭😭😭😭😭😭😭از دست این خانواده روانی شدم 😭😭😭
شیرخشک
فرزند پروری رفلاکس بچه