۱۱ پاسخ

نوشجان ولی من حس اشپزی ندارم

رازیانه میگن برا پسر خوب نیس

نوشجان منم بخاطرپسرم پامیشم اشپزی میکنم ولی حوصله ندارم واقعا

نمیدونم چرا اینقد بی حس شدم اصن حوصله هیچب ندارم دگ

کپلمه

نوش جونتون باشه🥹😍

نوش جان عزیزم

نوش جونتون

چجوری درس کردی

نوش جان ولی حس میکنم اون گلت که برگ پهن داره جون دار نیست ویتامین بهش میدی انگار ضعیفه

سلام عزیزم
چندوقت پیش بفکر بنیامین بودم

چطوره خوب شد دیگه؟

سوال های مرتبط

مامان .🍓⚡ مامان .🍓⚡ ۳ سالگی
چند روز پیش بعد مدت ها رفتیم خونه بابام اینا قرار بود یکشب بمونیم و برگردیم دقیقا همون یکشب دخترم مریض شد منم دارو تب بر نبرده بودم شب تا صب بالا سرش بودم بدجور تب داشت خیلی حالم خراب بود با فرداشم همینطوری بود چون بازم تب بر نداشتم خلاصه ک حالم خیلی گرفته بود اعصابم خورد بود ب دخترم حرف زدم گفتم همیشه ی سرطانی رو دل ادم و میخا جایی بریم فورا مریض میشیو میدونم مقصر دخترم نبود ولی حس کردم اینا رو بگم یکم از اعصبانیتم کم میشه مامانم گفت چرا این حرفو میزنی همش اسم سرطان میاری شدی مثه بختیاری ها یسری بختیاری همسایمونن منظورش اونا بود منم عصبی شدم گفتم ولم کن تو هم من الان حالم خوب نیس گیر دادی چرا اینطور میگی بعدش اونو خواهرم خندیدن چیزی نگفتن خودم بعدش پشیمون شدم گفتم چرا جوابشو دادم عذاب وجدان دارم
ولی خب اونم باید درکم میکرد من کل شبو پلک رو هم نذاشته بودم نخوابیدنم ب درک در حد مرگ استرس داشتم نکنه دخترم تبش شدید بشع خدایی نکرده چیزیش بشه حال روحیم خیلی بد بود انتظار داشتم درکم کنن الان ک بش فک میکنم میگم کاش تحمل میکردم چیزی نمیگفتم بهش ولی واقعا هرکس دیگم جای من بود شاید رفتار بدتری میکرد فکرش میکنم واقعا خوب تونستم زیر اون همه فشار دوام بیارم و دیونه نشم چون دخترم سابقه تشنج داشته تب شدید براش خوب نیست دکتر گفت اون تشنج بخاطر عفونت شدیدی بوده ک تو خونش بوده دیگه این اتفاق نمیوفته ولی انگار این ترس تا ابد با منه نمیتونم ریسک کنم و بیخیالش بشم
مامان صدرا مامان صدرا ۳ سالگی
چقدر پسرا هم میتونن خودشیرین باشن من کارایی که الان پسرم داه میکنه هیچ وقت دخترم نکرد حتی الان که ۸سالشه
اینم بگم که خیلی درون گراست
پسرم همش داره بوسم میکنه صورتشو می‌ماله به صورتم😄 قربون صدقه م میره تو آشپزخونه میاد میگه مامانی خسته نباشید یا بعضی وقتا چیزی بهش میدم میگه خیلی خوشمزه بود زحمت کشیدی
یه بار عمش براش سیب زمینی درست کرده بود گفت چقدر خوشمزه شده چقدر مهربونی🥹 همش داره زبون میریزه برعکس دخترم
دیگه بعضی وقتا از بس صورتش تو صورتمه دیگه اعصابم خورد میشه دورس میکنم و بهش میگم بسه مامان😄
دخترم خیلی خجالتیه حتی میگم به بابات بگو دوست دارم یا تولدت مبارک خجالت میکشه دراین حد
ولی کارای دیگه و حرفای دیگه میزنه اینکه تو خونه داد بزنه یا با داداش دعوا کنه ولی کلن درون گراست خیلی دوست داشتم پرحرف و پررو باشه میدونم که اون متاسفانه از اون دسته آدمایی هست که تو جامعه نمیتونه گلیمش رو از آب بکشه بیرون کم رو خجالتی کم حرف درون گرا🙁