چند روز پیش بعد مدت ها رفتیم خونه بابام اینا قرار بود یکشب بمونیم و برگردیم دقیقا همون یکشب دخترم مریض شد منم دارو تب بر نبرده بودم شب تا صب بالا سرش بودم بدجور تب داشت خیلی حالم خراب بود با فرداشم همینطوری بود چون بازم تب بر نداشتم خلاصه ک حالم خیلی گرفته بود اعصابم خورد بود ب دخترم حرف زدم گفتم همیشه ی سرطانی رو دل ادم و میخا جایی بریم فورا مریض میشیو میدونم مقصر دخترم نبود ولی حس کردم اینا رو بگم یکم از اعصبانیتم کم میشه مامانم گفت چرا این حرفو میزنی همش اسم سرطان میاری شدی مثه بختیاری ها یسری بختیاری همسایمونن منظورش اونا بود منم عصبی شدم گفتم ولم کن تو هم من الان حالم خوب نیس گیر دادی چرا اینطور میگی بعدش اونو خواهرم خندیدن چیزی نگفتن خودم بعدش پشیمون شدم گفتم چرا جوابشو دادم عذاب وجدان دارم
ولی خب اونم باید درکم میکرد من کل شبو پلک رو هم نذاشته بودم نخوابیدنم ب درک در حد مرگ استرس داشتم نکنه دخترم تبش شدید بشع خدایی نکرده چیزیش بشه حال روحیم خیلی بد بود انتظار داشتم درکم کنن الان ک بش فک میکنم میگم کاش تحمل میکردم چیزی نمیگفتم بهش ولی واقعا هرکس دیگم جای من بود شاید رفتار بدتری میکرد فکرش میکنم واقعا خوب تونستم زیر اون همه فشار دوام بیارم و دیونه نشم چون دخترم سابقه تشنج داشته تب شدید براش خوب نیست دکتر گفت اون تشنج بخاطر عفونت شدیدی بوده ک تو خونش بوده دیگه این اتفاق نمیوفته ولی انگار این ترس تا ابد با منه نمیتونم ریسک کنم و بیخیالش بشم

۶ پاسخ

حق داری چون ما هم آدمیم خسته میشیم پسر من که انقد شیطون شده خستم کرده
منم یه چیزی به پسرم بگم مامان و بابام ناراحت میشن دعوام میکنن که چرا بچه رو سرزنش میکنی آدم نیستی و اینا
ولی اینکه سرطان گفتی حرفت اشتباه بوده . یه دردی میگی که درمان نداره و انرژی منفیه
میگن درست صحبت کنید ک اتفاقات درست جلوتو بیاد

اشکال نداره دیگ گذشته
ولی دیگ ریسک نکن هرجا رفتی شربتم نبرده بودی بگو یه نفر بره بگیره بیاره

همیشه استامینوفن تو کیفت داشته باش با شیاف

عین منی اخلاقات

عزیزم خیلیامون اینجور مواقع همینطور رفتار میکنیم...من یادمه اوایل بچه داری
بد رفتاری کردم با مامانم و بقیه ولی بعد معذرت خواهی میکردم میگفتم مامان واقعا بیخوابی عصبیم کرده ..مادرا ناراحت نمیشن چون خودشونم مادرن دیگه...
شما هم از دلش در بیار که خیالت راحت شه
ولی گلم من به همه دوستام میگم میخواید برید مهمونی حتما تب سنج شربت استامینوفن ی دارو هم برای دلدرد ببرید بچه ها اصاا قابل پیشبینی نیستن اخه

عزیزم همه ی ما یه وقتهایی از کنترل خارج میشیم😁
مخصوصا وقتهایی که بچها مریض میشن که قاطی میکنیم
تشنج هم تا ۶ سال همیشه باید مراقب باشی،پسر منم همینه،تا تب میکنه ،دنیا رو سرم خراب میشه😟🫠

سوال های مرتبط

مامان آرادکوشولو مامان آرادکوشولو ۳ سالگی
یکم دلدرد کنم شاید اروم شم خواب نمیرم از بس دلم شکسته....😔😔😔😔دیشب خونه آبجیم دعوت بودیم بعد شوهرم رفته بود ی سوسک داده بود دست پسرم و اونم باهاس بچه هارو میترسوند بعد خواستیم بیایم خونه من ب آراد گفتم مامان دیگه کثیفه بندازش دور بریم دستاتو بشوریم مریض میشی هرکار کرد نمیداخت بیرون منم گرفتم ازش و رفتم دستشو شستم و آراد خیلی گریه کرد یدفعه شوهرم جلو همه هرچی رسید بمن گفت ک چرا بچه رو ب گریه انداختی و ازش گرفتی خودم دادمش منم گفتم کارت اشتباهه نباید آیت چیزارو بدی دستش ولی اون خیلی بد رفتار کرد جلو همه واقعا قلبم شکست خیلی ماراحت شدم البته دفعه اولش نیستا همیشه بخاطر آراد هرچی میرسه بمن میگه اگ گریه کنه میگل هیچی نگو بهش ک گریه نکنه انگار من مامانش دیشب خونه آبجیم دعوت بودیم بعد شوهرم رفته بود ی سوسک داده بود دست پسرم و اونم باهاس بچه هارو میترسوند بعد خواستیم بیایم خونه من ب آراد گفتم مامان دیگه کثیفه بندازش دور بریم دستاتو بشوریم مریض میشی هرکار کرد نمیداخت بیرون منم گرفتم ازش و رفتم دستشو شستم و آراد خیلی گریه کرد یدفعه شوهرم جلو همه هرچی رسید بمن گفت ک چرا بچه رو ب گریه انداختی و ازش گرفتی خودم دادمش منم گفتم کارت اشتباهه نباید آیت چیزارو بدی دستش ولی اون خیلی بد رفتار کرد جلو همه واقعا قلبم شکست خیلی ماراحت شدم البته دفعه اولش نیستا همیشه بخاطر آراد هرچی میرسه بمن میگه اگ گریه کنه میگل هیچی نگو بهش ک گریه نکنه انگار من مامانش نیستم مثلا آراد رفته آب گرفته تو خونه و فرشارو خیس کرده میگه ولش کن چیز خاصی نشده ک 😔😔😔نمیدونم دیگه چ کنم ...نیستم مثلا آراد رفته آب گرفته تو خونه و فرشارو خیس کرده میگه ولش کن چیز خاصی نشده ک 😔😔😔نمیدونم دیگه چ کنم ...