۶ پاسخ

هیچی بنده خدا اومد کمکت کنه مثل اینکه خوبی بت نمیاد😉

سخت نگیرید
ولی مراقب بچه باشید
به نظر من اینجا همه چیز تحت کنترل بوده پس جای نگرانی نبوده
همه ی این حس ها به خاطر اخبار منفی هست که مدام میشنویم

سخت نگیر عزیزم.خودت بودی
باید از قبل آماده کنی بچه هارو
مثلا من بجز عموهاش اجازه نمیدم بکسی عمو بگن
عمو یعنی فرد مورد اعتماد
مثلا به همسایه میگن آقای همسایه .خانم همسایه
آقای مغازه دار
خانم دکتر
آقای نانوایی
کسی ام که نشناسیم غریبه
کسای هم که بد بدونم آدم بدا
اینجوری بچه حد و حدود صمیمیت رو رعایت میکنه

ب نظر من مشکلی نداشته
اون میخواسته ب شما کمک کنه ک سختی نکشی ب اون بچه کاری نداشته و از طریق مهربونی بوده

ازنظراون بنده خدافقط کمک بوده به یه بچه ک اذیت نشه همین من بودم ناراحت نمیشدم چون واقعووایب بدی نداشت

اون بنده خدا قصد بدی نداشته فقط خواسته کمک کنه بهت،سخت نگیر اما از دفعه بعد وقتی خوشت نمیاد همونجا بگو،من به پسرم یاد دادم زمانی که خودش اجازه بده بوسش کنن،حتی خودم میخوام بوس کنم میگم اجازه میدی بوست کنم؟

سوال های مرتبط

مامان .🍓⚡ مامان .🍓⚡ ۳ سالگی
چند روز پیش بعد مدت ها رفتیم خونه بابام اینا قرار بود یکشب بمونیم و برگردیم دقیقا همون یکشب دخترم مریض شد منم دارو تب بر نبرده بودم شب تا صب بالا سرش بودم بدجور تب داشت خیلی حالم خراب بود با فرداشم همینطوری بود چون بازم تب بر نداشتم خلاصه ک حالم خیلی گرفته بود اعصابم خورد بود ب دخترم حرف زدم گفتم همیشه ی سرطانی رو دل ادم و میخا جایی بریم فورا مریض میشیو میدونم مقصر دخترم نبود ولی حس کردم اینا رو بگم یکم از اعصبانیتم کم میشه مامانم گفت چرا این حرفو میزنی همش اسم سرطان میاری شدی مثه بختیاری ها یسری بختیاری همسایمونن منظورش اونا بود منم عصبی شدم گفتم ولم کن تو هم من الان حالم خوب نیس گیر دادی چرا اینطور میگی بعدش اونو خواهرم خندیدن چیزی نگفتن خودم بعدش پشیمون شدم گفتم چرا جوابشو دادم عذاب وجدان دارم
ولی خب اونم باید درکم میکرد من کل شبو پلک رو هم نذاشته بودم نخوابیدنم ب درک در حد مرگ استرس داشتم نکنه دخترم تبش شدید بشع خدایی نکرده چیزیش بشه حال روحیم خیلی بد بود انتظار داشتم درکم کنن الان ک بش فک میکنم میگم کاش تحمل میکردم چیزی نمیگفتم بهش ولی واقعا هرکس دیگم جای من بود شاید رفتار بدتری میکرد فکرش میکنم واقعا خوب تونستم زیر اون همه فشار دوام بیارم و دیونه نشم چون دخترم سابقه تشنج داشته تب شدید براش خوب نیست دکتر گفت اون تشنج بخاطر عفونت شدیدی بوده ک تو خونش بوده دیگه این اتفاق نمیوفته ولی انگار این ترس تا ابد با منه نمیتونم ریسک کنم و بیخیالش بشم
مامان آرادکوشولو مامان آرادکوشولو ۳ سالگی
یکم دلدرد کنم شاید اروم شم خواب نمیرم از بس دلم شکسته....😔😔😔😔دیشب خونه آبجیم دعوت بودیم بعد شوهرم رفته بود ی سوسک داده بود دست پسرم و اونم باهاس بچه هارو میترسوند بعد خواستیم بیایم خونه من ب آراد گفتم مامان دیگه کثیفه بندازش دور بریم دستاتو بشوریم مریض میشی هرکار کرد نمیداخت بیرون منم گرفتم ازش و رفتم دستشو شستم و آراد خیلی گریه کرد یدفعه شوهرم جلو همه هرچی رسید بمن گفت ک چرا بچه رو ب گریه انداختی و ازش گرفتی خودم دادمش منم گفتم کارت اشتباهه نباید آیت چیزارو بدی دستش ولی اون خیلی بد رفتار کرد جلو همه واقعا قلبم شکست خیلی ماراحت شدم البته دفعه اولش نیستا همیشه بخاطر آراد هرچی میرسه بمن میگه اگ گریه کنه میگل هیچی نگو بهش ک گریه نکنه انگار من مامانش دیشب خونه آبجیم دعوت بودیم بعد شوهرم رفته بود ی سوسک داده بود دست پسرم و اونم باهاس بچه هارو میترسوند بعد خواستیم بیایم خونه من ب آراد گفتم مامان دیگه کثیفه بندازش دور بریم دستاتو بشوریم مریض میشی هرکار کرد نمیداخت بیرون منم گرفتم ازش و رفتم دستشو شستم و آراد خیلی گریه کرد یدفعه شوهرم جلو همه هرچی رسید بمن گفت ک چرا بچه رو ب گریه انداختی و ازش گرفتی خودم دادمش منم گفتم کارت اشتباهه نباید آیت چیزارو بدی دستش ولی اون خیلی بد رفتار کرد جلو همه واقعا قلبم شکست خیلی ماراحت شدم البته دفعه اولش نیستا همیشه بخاطر آراد هرچی میرسه بمن میگه اگ گریه کنه میگل هیچی نگو بهش ک گریه نکنه انگار من مامانش نیستم مثلا آراد رفته آب گرفته تو خونه و فرشارو خیس کرده میگه ولش کن چیز خاصی نشده ک 😔😔😔نمیدونم دیگه چ کنم ...نیستم مثلا آراد رفته آب گرفته تو خونه و فرشارو خیس کرده میگه ولش کن چیز خاصی نشده ک 😔😔😔نمیدونم دیگه چ کنم ...