۲۱ پاسخ

تنها چیزی که واسم اهمیت نداره

بعضی خونه ها سنگینن

خوبه دیگ
خونه افتاده بهتون😂

سلام عزیزم ... چند تا حالت هست من سه تاشو میگم
اول اینکه اونجا تکراری شده بوده و الان حس تنوع داره براش که البته مردها تنوع دوست دارند
دوم اینکه اونجا همسایه ای .آشنایی چیزی بوده که قبل برسه به تو خالیش می‌کرده و ته مخزن به شما می‌رسیده
سوم اینکه آب تو کمرش رسوب کرده بوده و با اسباب کشی رسوب کمرش شکسته و آبش جاری شده ...
بازم اگر سوال تخصصی داشتی بپرس عزیزم 😋

احتمالاخونه قبلیتون دعایاطلسمی گذاشته بوذن

ماهم میایم خونت

خواهر زود زود خونه عوض کن پس 😂😂

یعنی شما دعوامیکردی نمیومدسمتت؟

مبارکه
خدا بده برکت🤣🤣🤣

چ جالبببب
ینی خونه تاثیر داشته؟؟؟

چه عجیب ما از بعد جنگ هیچ تمایلی ب هم نداریم الان شوهرم یک هفته ازم دور بوده قبلش هم نداشته هیچ براش مهم نی رابطه داشته باشه منم همینطور

این یه قانونه
مردا موقع جنگ و اضطراب بیشتر احساس نیاز دارن برای تولید نسلشون
خانم میلی نداره و هورمونای بدنش باعث پریودی میشه

😂😂پس منم بفکر عوض کردن خونه باشم

😂😂پس منم بفکر عوض کردن خونه باشم

😂😂پس منم بفکر عوض کردن خونه باشم

من شوهرم میخواد نزدیکم شه میگم جنگه اعصاب و روح و روانم بهم ریخته

تاثیر جنگ

خب خداروشک خوبه مواظب باش حالا اجی یا داداش واسه مهرسام نیارین😅😅

انشالله زیاد ترم بشه😁

انشالله زیاد ترم بشه😁

چ جالب 😅😂😂

سوال های مرتبط

مامان ߊ߬ܧߊ ܭߊ‌ܝ‌ܔ 💙 مامان ߊ߬ܧߊ ܭߊ‌ܝ‌ܔ 💙 ۲ سالگی
سلام.
پسرم از وقتی ک ۴ دستو پا رفت خیلی ب پا یا انگشتای پا علاقه داشت. همش باهاشون بازی می‌کرد. یا صورتشو می‌مالید ب پاهامون بعد خودشو لوس میکرد‌ کم کم ک بزرگ تر شد می‌نشست رو پامون خودشو میمالید‌ .بعد ما دعواش کردیم ک این کار بدیه این بیشتر انجام داد‌ بی توجهی کردیم بازم انجام داد‌‌‌. الان دیگه عروسک یا پتو یا بالش هر چی ببینه خودشو میماله بهش‌ رسما میخوابه روشون بعد جای خصوصیش رو میماله بهشون. 😭. شوهرم بهش گفته این کار عیبه‌ . وقتی بهش میگم کارن بابا چی گفت میگه عیبه . میگم پس چرا این کارو میکنی میگه دو. دول‌😭 آخه چیکار کنم این کارو ترک کنه خسته شدم. جلو هر کی انجام میده می‌فهمن. ب ما میگن مگه شما رو تو رابطه دیده ک اینکارو میکنه؟رسما آبرومون داره میره 😔. ب شوهرم میگم ب دکترش بگو نمیاد ک بگه منم روم نمیشه ب دکتر بگم نمیدونم چیکار کنم. بهش میگم کارن این کارو کی یادت داده میگه آقا کارن ‌ یعنی خودم یاد گرفتم. چیکار کنم ب نظرتون کسی از بچه اش اینجور بوده ک ترک کرده باش؟؟؟
مامان ماهلین 🥰👶🏻 مامان ماهلین 🥰👶🏻 ۲ سالگی
مامان مهرسام مامان مهرسام ۲ سالگی
این تاپیک حاوی مقدار زیادی غر میباشد، پیشاپیش عذرمیخوام
خدایی ماها که بچه کوچیک داریم باید خونمون ویلایی باشه، واقعا به درد آپارتمانی نمیخوریم
مهرسام به شدت بچه گریه کنیه، یعنی از زمانی که بیدار میشه سر چرت و پرت داره گریه میکنه تا بخوابه، تایم خوابشم کوتاهه
همسایه پایینی ما از روزی که بچم به دنیا اومده هر چند وقت درمیون داره اس ام اس میده، یه بار میگه شب صدای ننوی بچت میاد خونه ما بچتو تو ننو نذار، مهرسام راه افتاد،میگفت به بچت بگو آروم تر راه بره صدای پاش میاد پایین، یه بار ما خواب بودیم اس ام اس داد آخه اینموقع صبح وقت تمیزکاریه که شما سرو صدا راه انداختین؟ درصورتی که اصلا ما نبودیم،بهم میگه صبح تا ساعت ۹آروم باشین ما خوابیم، عصر از ۲تا ۴ آروم باشین وقت استراحته
بابا مسلمون مگه من دوست دارم بچم سرو صدا کنه که بهم اینجوری میگی؟ بچه مگه حالیشه که الان چه موقعست آروم تر بازی کنه یا نه، مهرسام مام هر روز ساعت ۷صبح بیداره،امروز دیگه مهرسام منو به جنون کشوند سرش یه داد زدم، عصر داشت بازی میکرد بهمون پیام داده سر و صداتون خیلی زیاده
بابا من بابت بچه داری به اندازه کافی تحت فشار هستم، کاش یکم درک کنن با کوچکترین صدا پیام ندن منو استرسی نکن، اونم حق داره دوست داره آرامش داشته باشه ولی منم نمیتونم یکسره بگم نکن نکن نکن
کاش یه خونه ویلایی داشتم نه من تحت فشار بودم نه کس دیگه ای
به خدا ما قبل بچه اینقدر بی سر و صدا بودیم اینا انتظار دارن بچه هم به دنیا اومده روال همون باشه، مهرسام کولیکی بود شب تا صبح داشت گریه میکرد منم باهاش راه میرفتم، اونموقع هم یکسره اس میداد چرا بچه گریه میکنه ساکتش کنین
پوووف آخرش من از دست مهرسام و این همسایه پایینی دیوانه میشم🤦🏻‍♀️
مامان لیموشیرینم👶 مامان لیموشیرینم👶 ۲ سالگی
بچه ها ما اول ازدواجون یه خونه که داشتیم نسبتا کوچیک‌بود
که من خدا خواست و مجدد که باردار شدم تصمیم گرفتیم خونمون رو عوض کنیم و بزرگتر کنیم پسرم راحت باشه و بتونه موتور و ماشینش رو راحت برونه خلاصه.....
دیگ داشتیم خونه رو جمع میکردیم اکثرا هم مامانم خونه ما میشد
منو و شوهرم ک اتاق خواب مبخابیذیم
هی ب این مورد کلید میکرد( 🔞🍑) ی روز شرط بندی کردیم شوهرم گف اگ ببری هرچی بخای میخرم منم ببرم هر چی بگم باید انجام بدی
منم چون خیلی از خودم اطمینان داشتم قبول کرد
زد اون برنده شد
این مورد رو خاست
دیک منم گفتم این خونه نمیشه بریم خونه جدید اونجا روحیم ساز بشه بعد
وای هر شب بخدا میگف🤣( یعنی الان تعریف میکنم مردم از خنده) حتی روزا هم پیام مبداد ک نتیجه بردم یادت نرفته
زیرش نزدی
فکر زدن ب زیرش رو نداری
دیک تا تو خونه جدید جابجا بشیم و خودمونو پیدا کنیم بارداری من ماهش زیاد شد
گفتم انصافا دیگه نمیشه ی چیزی برام میشه میمونم
وای تا زایمان هی میگف ک یعنی نمیشه
( منم موقع بارداری دخترم هم خیلی چاق شدم
کلا هم میگن بارداری دختر باسن بیشتر بزرگ میشه) بعد زایمان کردم
دو ماه هم صبر کرد بعد دوماه گف چی شد
دیگ با دبدبه و کبکبه و رو‌ چشم گذاشتنش
شد
خوووش بی حالیت بیلاخره
#اما الان ک بخاطر پیشگیری سفت و سخت از کاندوم استفاده میکنیم انصافا خیلی سخت میشه
هی شوهرم میگ اون مورد خیلی خوب میشه بدون کاندوم
گاها وسوسه میشم 🤐