۸ پاسخ

ناراحتی نداره تو باید شرایط رو بپذیری مادر باید زحمت بکشه بهشت زیر پای مادر هست حرص خوردن و گریه معنی نداره خوددار باش عزیزم

حالا دخترای من بر عکس بخدا من دعا میکنم یکی چند دقیقه بگیرتشون بابا یکمم خوشحال باش بسپر بهشون کارتو بکن عشقو حالتو بکن
بخدا بچه های من بغل مامانمم نمیمونن

دقیقا درکت میکنم

بابا بچس ،چه انتظاری داری ازش،بچه ی منم همینه بغل خیلیا میره بغل هرکی که ببره بچرخونتش رو ترجیح میده،حتی بغل کسایی که من شاید خوشم نیاد ازشون میره،اونا که حالیشون نیس هنوز،قطعا بزرگتر که بشه متوجه میشه،هیچ بچه ای عمه رو به مادر ترجیح نمی ده

بچش بابا چ می فهمه جالا عمشم دوس داشت باشه
متلا مها بغل کسی بره اول نمی یاد ولی بد دو سه دقیقه گریه می کنه پیاد پیش خودم

ول کن بابا بزرگ بشه دیگ محلِ عمه نمیده غصه نخور😁😁

عزیزم بچس هیچ درکی نداره وگرنه هیچ بچه ای مامانشو به عمه ترجیح نمیده الکی خودتو اذیت نکن

بچس گلم تو چرا جدی میگیری فقط میخواسته به نفر بغلش بگیره سرپا که عمش رسیده اونم بخاطر همین از اون لخظه عمشو دوست داشته😁

سوال های مرتبط

مامان 💙ویهان💙👶🧿 مامان 💙ویهان💙👶🧿 ۱۰ ماهگی
من از دیروز بخدا ده سال پیر شدم دیروز پسرم حالش خیلی خوب بود بازی می‌کرد شوهرم گفت یک ساعت ببرم خونه مامانم باهاشون بازی کنه چون تو یک حیاطیم‌گفتم‌باشه بعد که رفته اونجا شوهرم تو حیاط بود بعد نیم ساعت مادر شوهرم با جیغ خدایا مرد خدایا مرد من همون لحظه بخدا مردم فقط درو وا کردم خودمو انداختم بیرون دیدم پسرم تو بغلش همونجا انگار فلج شدم افتادم زمین آورد بهم گیره تو گلوش گید گرده کبود فقط این یادمه سرشو دادم پایین با وسط دستم ۴ بار بار به پشتش زدم بعد با دستم درآوردم گیره گیره های رنگی که کوچلو واس طر دختر میزنن از اون بود بزور آرومش کردم بعد میگه عموش سوارش کرده بود رو گردنش دستش خیس بود دستشو دراز کرده بود به سیم که روش بازه جیغ زدم دستشو کشید از شب بخدا هر ده دقیقه پسرم با گریه و جیغ از خواب بیدار میشه بزور آرومش میکنم میخوابونم بعد دوباره جوری گریه میکنه هق هق معلومه ترسیده دیگه من غلط بکنم به حرف شوهرم گوش کنم این بشه برام درس عبرت
مامان رادین مامان رادین ۱۰ ماهگی