۹ پاسخ

همه‌ی ماها توی شهرهای خودمونیم شاید اندک افرادی رفتن روستا و فرار کردن ولی آخه تا کی می‌خوایم آواره باشیم مگه معلوم چقدر میخواد طول بکشه من پنج روز رفتم شمال و اومدم همسرم هرچی میگه بریم شهرستان خونه پدر شوهر میگم آخه تا کی یه هفته دو هفته اصلا دو ماه تا کی بخوام آواره باشم
اول و آخر که باید خونه خودم باشم

عمر دست خداست چه اینجا باشی چه اونجا اگه عمر آدمی نباشه خودش اتفاق میوفته
من هیچ ترسی ندارم سپردم دست خودش خدا خودش بزرگه

جایی هست که نزده باشن؟همه جارو دسترسی پیدا کردن من تو خونه خودم بودم ازدوستام گفتن بیا شهرستان برام ماشینم فرستادن ولی نرفتم دیگه خونم یه قسمتیش تخریب شد اومدم خونه مادربزرگم مرکز شهردیگه هم صداها برام عادی شدن.. کجا بریم خواهر مملکت و زندگیمونو دودستی تقدیمه این نانجیبا کنیم؟؟؟والا که من دلم زوشنه و قطعا برد باماعه

این جنگ ما رو نکشه استرسش ما رو میکشه
لعنت بیاد ب دشمن و وطن فروش‌های کثیف
نزدیک محرمیم ایشالا اباعبدالله کمک حالمون باشه
😭😭😭😭

عزیزم ما هیچ جا نرفتیم حتی میخواستیم بریم مسافرت کنسل کردیم این اتفاق افتاد،هیچ جا نرفتیم و نخواهیم رفت ،توکل به خدا سپردم به خودش دخترمو 🥺

و منی ک عین خیالم نیست🫠
چون به وطنم اطمینان دارم😌
ایران خیلی قدرتمند ار از اون چیزیه ک فک میکنی
روسیه گفت پشت ایرانم
ایران تنها کلاهک اتم رو میخاد و روسیه داره گفته بهش میدم
آمریکا گفته اگ بدی دریایی عمل میکنیم ایرانیم گفته👍😂
اصلا نترس
خدا هوامونو داره

مردا فقط دنبال مقصر میگردن
نترس اصلا نترس
فقط صدایی شنیدی واکنش بدی جلوی بچه هات نشون نده نزار بترسن
تو نترسی اوناهم نمی‌ترسن

انشالله هرچه زودتر اسراییل نابود بشه و جهان به یک آرامش ابدی برسه🤲

دور از خونه ی خود آدم خیلی سخته بالاخره وضعیت جنگیه واسه محافظت از خودت و خانوادت باید بری جایی که امن تره ، درسته مرگ دست خداست و بهترینشم شهادته ولی اینجوری نباشه خودتو بزاری وسط بگی چیزیم نشه 😥

ازچی میترسی عزیزم ،خدایی نکرده دورازجون خودت وعزیزات ازمرگ میترسی ،ببین مرگ توهرشرایطی باشیم سراغمون میادمعلوم نیست سرنوشت چه کسایی خداتواین جنگ براشون رقم زده که باشهادت برن ،مرگ چه توشهرچه توروستامیتونه بیادسراغمون ،سعی کن نترسی خداازشمانسبت به بچه هات مهربونترپس بسپربه همون خدای بالاسری ،کل سال یه طرف محرم امام حسین یه طرف ان شاالله امسالم لیاقت حضورتوروضه های امام حسین داشته باشیم

سوال های مرتبط

مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام
تا با توجه به سوال قبلم ، همسرم دید ناراحتم و اعصاب ندارم ، گفت بیا سرویس بگیریم براش ، بالاخره روز به روز شکمت بزرگتر میشه و سختت میشه و هوا سرد بشه تو زمستون و یخبندان بشه ، چجوری میخوای ببری و بیاری و امسال هم پیاده ببری و بیاری ، سال دیگه باید با سرویس بره ، پس بیا از الان بگیریم و عادت کنه و منم فوقش تا آخر اسفند می‌تونستم ببرم ، چون زایمان ۲۲ فروردین زده و دیگه زنگ زدیم و گفت ماهی ۸۰۰ تومن ، حالا الان چون چیزی نمونده تا آخر ماه ۲۰۰ تومن بدین ولی از ماه دیگه ۸۰۰ تومن هست و بعد گفت کلاس کدوم معلم هست و گفتیم فلان معلم و گفت از اون کلاس ۲ یا ۳ نفر سوار میکنم و دیگه به مدیر شون هم خبر دادم که سرویس گرفتیم و از این به بعد سرویس میاد دنبالش و همین طور میارش پیش دبستانی ، چون به هیچ کسی جز خودم بچه رو تحویل نمیدن حتی شوهرم و باید خودم به مدیر اطلاع بدم
حالا پسرم هم خوشحاله که با ماشین میره و میاد و دیگه پیاده نمیره ، آخه میگه خسته میشم و حوصله پیاده رفتن ندارم ، چون با ماشین همه جا رفتیم و یا شوهرم بغلش کرده و یا مسافت خیلی کوتاه پیاده رفته ، الان دوست نداره پیاده روی
حالا من عذاب وجدان گرفتم ، با خودم فکر میکنم که وظیفه ی من بوده که ببرم و بیارم و کوتاهی میکنم تو حقش
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام
دیروز غروب یک حموم پر چالشی رفتم که تهش هم سرما خوردم و کلا افتادم و همش دراز کشیدم و استراحت میکنم
یکی اینکه دو هفته حموم نرفته بودم و باید کلی اصلاح میکردم و یکی اینکه آب حموم هی سرد و گرم میشد و با یک مکافاتی خودم رو شستم و یکی اینکه سر دوش حموم آشغال گیر کرده بود و می‌خواست بشکنه و میترسیدم یهو بشکنه و بره تو چشمم و باز به شوهرم گفتم و اومد کلا سردوش رو باز کرد و یک دیگه اینکه شوهرم همش می‌گفت زود باش ، یه ربع شد باز دو دقیقه بعد می‌گفت زود باش بیست دقیقه شد و سریع بالاخره شستم و اومدم بیرون و پنجره ها باز بود و سرد هم بود و بعدش بیرون هم رفتیم و از بس شوهرم عجله کرد ،نشد موهام خشک کنم و سرماخوردم گلوم یکم درد می‌کنه و هر از گاهی سرفه هم دارم و تب هم دارم یکم و از اون سمت هم حالت تهوع چند روزه باز شروع شده و نمیتونم چیزی بخورم
بیشتر نگران بچه ی تو شکمم هستم که بخاطر سرفه اذیت میشه و یا نمیتونم زیاد چیزی بخورم
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
مامان boys مامان boys ۵ سالگی
مامانا میشه برای حال پسرم یه دونه صلوات بفرستید دارم دیونه میشم حدود سه ماه پیش فهمیدیم چشمش تنبلی داره عینک و چسب میزد موقع چسب زدن خیلی گریه میکرد که نمیزنه به زور میزد از دو هفته پیش رفتیم خونه مامانم برگشتیم هی کم و بیش میگفت سرم درد میکنه من گفتم از چشمشه که صبر کنیم آخر ماه باید بریم چکاپ چشمم دندوناشم خرابه گفتم شایدم از دندونه که یهو سه روز پیش تب کرد همراه سردرد بردیم دکتر گفت گلوش و گوشش خوبه احتمالا ویروس جدیدست سردرد داره گفتم نگرانم ازمایش خون نوشت دادیم گفت جوابش خوبه و بیشتر بخاطر ویروسه فقط پاراکید داد در صورت تب بخوره که دادم پسر نوزادم تب کرد به اونم پاراکید دادم اون چون شیر میخوره بهتر اثر میکنه این یکی یه مدتی آب کم میخوره این سه روز کمتر و کمتر به زور حالا سردردش از سر شب بیشتر شد و بعد گفت گلو
م بعد گفت گوشم درد میکنه بعد کمرم بعد به زور دارو و آب دادم حالا سرش میتونه از کم آبی باشه تبش هم کمتر کنترل میشه فردا صبح مییبرم دکتر میگم سرم بنویسه بزنه ایشالا دیگه نگه سرم درد میکنه من دارم سکته میکنم از نگرانی
مامان آرتین مامان آرتین ۶ سالگی
سلام خانوما لطفا کمک کنید، پسر من اصلا و به هیچ وجه حاضر نیس درس بنویسه و بخونه اسم درس که میاد عصبی میشه و میگه دوس ندارم برم مدرسه اکرم برم میخوام شلوغ کنم و گوش نمیدم، معلم هم به شدت از دستش کلافه شده و میگه نمیشه کنترلش کرد اصلا گوش نمیده سرکلاس، حالا به نظر شما امسال که پیش دبستانی هست میشه بجای اینکه بره پیش دبستانی براش معلم خصوصی بگیر؟؟
انقد که من دارم از دست این بچه حرص میخورم و استرس میکشم که نگم هر روشی رو برای اینکه بره سرکلاس امتحان کردم ولی جواب نمیده، راضی میشه بره مدرسه ولی انقد که تو کلاس شیطونی میکنه و انجام نمیده تکالیف رو معلم از دستش شاکی هست، انگار با معلم لج کرده و معلم هم همش میگه دکتر بردینش؟ دکتر گفته میتونه بشینه تو کلاس مشکلی نداره؟؟ دیگه واقعا با این سوالاش اعصابم رو بهم ریخته، اینم بگم که من دکتر بردمش و گفت که این بچه از نظر هوشی جزء بچه های باهوش خیلی بالا حساب میشه ولی علاقه نداره به درس، لطفا نظر بدید چیکار کنم، ممنون میشم.