۶ پاسخ

من شاغلم
و شهر غریبم
خانواده شوهرم هستن
هر روز صبح تا ظهر مادرشوهرم یا خواهر شوهرم میگیرن
اونا خیلی دوس دارن پیششون باشه
و سرش دعواعه بینشون
چون همین یه نوه پسری رو دارن
ولی خودم گاهی معذب میشم
میگم هر چیم باشه اذیتشون میکنه
عصرا هم بخام جایی برم میگن بیارش
گاهی میزارم گاهی میبرم
ولی خداییش سخت ترین کار با بچه بازار رفتنه

ایشونم سنشون بالاست گلم حوصله ندارن به دل نگیر

سلام من سه تا بچه دارم کمکی هم ندارم هرجاهم برم بچه هام با خودم میبرم هر چی باشه اونا هم سنشون بالا حوصله ندارم خیلی سال بچه هاشون بزرگ کردن بچه های قدیم با جدید متفاوتن تربیت و مدل رفتار کم کم هم عادت میکنی اولش سخته ولی بچه ها و هم خودت عادت میکنید بیشتر سعی کن وقتی خواب به کارهای برسی غذا خونه و...بیرونم داخل کالسکه بذار ببر خوراکی و شیرم ببر اذیت نشی

منم همیشه تو دوتا بچه هام تنها بودم اصلا نمیبردم پیش کسی .الانم مگه گاهی دیگع مجبور باشم میرم میدم دست خواهر شوهرم
هنوز تو دوران نامزدیه
اون برام نگه میداره
ولی ب کسی دیگه ندادم تاحالا همیشه باخودم بودن بچه هام حتی اولی عروسی داشتیم همه هم درگیر بودن منم میخاستم برم ارایشگاه باهاش رفتم تا درستم کرد باور میکنی بیزار شدم از بس گریه کرد

عزیزم‌دختر منم همینجوری دقیقا
وقتی میخوابه به کارهای خونه میرسم
چاره ای نیست
دخترت رو هم بزار کالسکه هوا خنک شد ببرش بیرون

زیاد بغلش نکن تا بهانه بغل میگیره با تلویزیونی اسباب بازی چیزی سرگرمش کن که از سرش بیوفته
متاسفانه هم مادر شوهر هم مادر خود آدم همینه بچه زیاد بدی دستشون پشت سر آدم حرف میزنن من دست تنهام ولی تاحالا شاید کلا ۶ بار پسرمو دادم مادر شوهرم

سوال های مرتبط

مامان ایهان و ایلین😘 مامان ایهان و ایلین😘 ۱۵ ماهگی
خیلی حالم خرابه پسرم شیش سالشه خیلی شرهه دوست داره بره همش بیرون تو خونه بند نمیکنه آک هم بمونه لج کاری باهام می‌کنه دخترم یکسالشه بی آرومی می‌کنه هی این ور می‌ره اون ور می‌ره باید بگیرمش یا ب تلویزیون نخوره یا تو آینه نره همش نق نق می‌کنه گریه می‌کنه شوهرمم همش روزتا شب سرکارهه خانواده ام اصلا دلسوز م نیستن مادرم ی کمکی بهم تو زندکیم نداد همش میگه منم شما بچه بودین بدون کمکی بزرگ کردم تو هم بچه هات بزرگ کن خواهرم از روزی عقد بسته ایقد باهام دشمن شده ک میگه دلم نمیخواه اصلا ببینمت ن تفریح دارم ن گردش همش تو خونه ام از روزی عروس شدم ب جای ک بیرون ببینم همش خونه دیدم بچه هام همش مریض هستن حس میکنم واقعا ب ی روانشناس احتیاج دارم اصلا حال روحی ام خوب نیست پرخاشگر شدم وسواس دارم شدید زود عصبی میشم کنار مادر شوهرم اینا زندگی میکنم دوست دارم برم ی جا بتونم ایقد جیغ بزنم خودم خالی کنم خیلی حالم بده کسی مثل من اینجور بوده ولی آرزوم اینه هیچکی مثل من همچین حال بدی رو تجربه نکرده باشه واقعا سخته افسردگی گرفتم از بس تو خونه موندم بچه داری شما بگین چکار کنم
مامان مهران💖😍 مامان مهران💖😍 ۱ سالگی
مامانا خیلی دلم گرفتس‌ 😞من ی بچه دارم ی پسر ناناز.
شهر غریب زندگی میکنم خونم طبقه بالایه 😞❤️‍🩹نه حیاط داره نه بالکن ۵ تا پنجره داره ولی خیلی بالایه پنجره هاش مثل ی زندانه فقط آسمون دیده میشه
😞الان که بچم ی سالش شده خیلی اذیت میشه همش دق بیرون دارع الآنم هوا سرده نمیتونم ببرمش بیرون 😭دنبال خونه ویلایی هستیم ولی پیدا نمیشه
بخدا اینقدر دلم گرفتس‌ بچم همش پشت دره همش میگه دده دده در درا. آن هان. همش می‌ره تو اتاق زل میزنه به پنجره به بیرون 😭😭 همش احساس گناه دارم
تنهاس نه همسایه ای نه فاملیلی
باباشم می‌ره سر کار وقتی میاد می‌خوابه باز می‌ره همش خودمم و پسرم تو خونه 😞😞❤️‍🩹😭😭
واقعا سخته خیلی جوش پسرم میزنم. میترسم آفریده بشه اینقدر که دق برداشته یکم میبریمش بیرون دیگه وقتی میام خونه اینقدر گربه می‌کنه که چرا اومدیم انگار دلش پر میشه
😭برام دعا کنید بتونیم ی خونه ویلایی پیدا کنیم. بچه ها
انشاالله هر کی مشکل داره حل بشه انشاالله