۱۰ پاسخ

حالا خوابه تازه باید پاشم دستشویی و حمام رو بشورم، شام بپزم...
چقدر دلم‌میخواد با یه خیال راحت حداقل یک ساعتم شده بخوابم

عزیزم من دقیقا همینم با ی دختر ۵ماهه دیگ

وای مامان مهراد پسر منم همین غذا خوردنش دیوونم کرده

حتی تو عکس پروفایلم داره نق میزنه😅

٦ صبح؟؟؟؟ ولوم كن عامو 😂

وای پسز من بخدا من دیگ دارم میمیرم

زندگی منو تعریف کردی انگار

چقدر به خودت سخت گرفتی حتی به اون بچه حالا اینکه بچه یکساعت دیرتر زودتر غذا بخوره چه ایرادی داره یا اینکه بره با آب بازی کنه چه ایرادی داره تو فقط داری با این سخت گیری و نظم اونم برای بچه تو این سن خودت رو اذیت می‌کنی حتی برای غذا خوردنش بزار یکم جلوش با بازی میخوره یکم اون وسط هم یکم تو بده موقع بازی با وسیله هاش بده اصلا ولی اینطور ک بگی بغل به زور بدی فقط خودت اذیت

منم چند روزه اعصابم خورده از غذا نخوردن پسرم اشکمو در آورد دیگه امروز دیگه دست و دلم به آشپزی نمیره

همه اینا به کنار من پسرم ۶ سالشه تمام داخل دهنش آفت زده و بیرونم تبخال
چند روزه با گریه غذا میخوره قلبم داره میترکه

سوال های مرتبط

مامان هیما💕 مامان هیما💕 ۱ سالگی
رفته بودم باغ کتاب هیما رو بردم خانه بازی
همزمان با ما یه پسر بچه اومد ۲ سالش بود تقریبا هم سن هیما
از وقتی اومدم قشنگ نشست یه جا شروع کرد به بازی کردن با اسباب بازی‌ها از جاشم تکون نمی‌خورد مامانشم که یه دور رفت پیشش نشست به مامانش گفت برو می‌گفت نیا پیش من
حالا هیما دائماً دست منو گرفته بود و به من می‌گفت بیا با همدیگه باید بازی کنیم و اصلاً تنهایی بازی نمی‌کرد!
به مامانش گفتم چیکار کردی انقدر راحت با خودش بازی می‌کنه گفت هیچ کار خاصی نکردم ولی از بچگی کلاً خیلی مستقله و خودش بازی می‌کنه به منم میگه دخالت نکن ی می‌گفت من خودم برای اینکه احساس کنه که من پیششم هی میرم پیشش می‌شینم ولی پسرم دائما خودش دوست داره با خودش بازی کنه منم کلی می‌تونم آشپزی‌های رنگی و جالب انجام بدم!!!
یعنی عمیقاً بهش حسودیم شد و اونجا بود که فکر کردم یعنی فقط هیما اینجوریه؟! الان مثلاً نمی‌ذاره من روی مبل بشینم میگه باید روی زمین بشینی کنار من تا من یکم بازی کنم تازه اینکه خیلی خوبه معمولاً همش میگه بغلم کن یا بیا باهام بازی کن🥲