۳ پاسخ

حالا همه این کارا تصور پریود هم باشی

عزیزم سعی کن تو خونه سرگرمش کنی تا بیرون رفتن از سرش بیوفته

عزیزم خدا قوت بده بهت واقعا مادر بودن سخته
سعی کن جلو دست بچه سبد اسباب بازی بزاری تا کم کم خودش با خودش سرگرم بشه

سوال های مرتبط

مامان سیدمهدیار مامان سیدمهدیار ۱ سالگی
بقران از دست این بچه روانیم دیگه تو این سن نمی دونم چطو یادگرفته قهر میکنه لج میکنه اگه گشنش شد شیرشو یکم دیرتر اماده کردم یا گفت بریم بیرون نبردیش یا اگه دراز کشیدم میاد دستمو میکشه گریه و ان ان که بلند شو اگه پانشدم چنان میرنه زیر گریه تا یک ساعت با صدایه بلند گریه میکنه و هرچی بغلش کنی زور میزنه دربیاد عقب عقب میره پای دیوار میشینه رو شکم میخوابه و گریه میکنه دیگه شیرشو نمیخوره میزنه زیر شیر میریزدش بغل ایچکس نمیره هزارتا وسبله جدید بیاری بریزی پیشش میزنه زیرشون
روزی چند بار این کارو میکنه
یعنی طوری میشم که تپش قلب می گیرم چنان فشارعصبی بم میاد سرمو انگار با طناب سفت بستن و فشار میدن میگرنم گرفته دارم میمیرم

بخدا قسم روز به روز داره اعصاب خوردکن تر میشه بس گفتم نکن نکن دست نزن پدرمو دراورد دیگه هیچی تو خونه نیست که نداده باشم دستش همش نق نق نق نق نق گریه گریه گریه گریه گریه دوس دارم تا یه ماه بخوابه بلند نشه یا اصلا روز نشه
پس کی میخواد دیگه درست بشه خدا چه غلطی کردم بچه دوم اوردم


بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
مامان فسقلی مامان فسقلی ۱۷ ماهگی
شما ام از بعد زایمان عصبی شدید، من بچم هرجا میرم همش دنبالمه یا باید بغلش کنم یا بشینم ،تا پا شم سریع میاد همش نق میزنه ، منم عصبانی میشم گاهی ، امروز ام هی نق میزد عصبانی شدم دعواش کردم 😭 دست خودم نیست خیلی عصبی شدم ،من اصلا اینجوری نبودم😭😭
همش تقصیر شوهرمه نزاشت بعد زایمانم خونه مامانم بمونم کلا ۱۲ روز موندم اونم بزور روزی صدبار می‌گفت بیا بیا، دو سه شب اومد خونه مامانم اینا بچه نوزاده دیگه حالیش که نیست گریه می‌کنه همه بیدار میشدن میگرفتنش این انگار نه انگار تازه می‌گفت ساکتش کن دیگه صبح میخوام برم سرکار
خلاصه اومدم خونه خودم با اون همه درد نمی‌تونستم خم بشم کار خونه غذا بچه درد بیخوابی و شوهری که اصلااااا....
با اون همه درد شبا می‌چرخوندم بچه مو هرچی میگفتم انگار نه انگار ،غر ام میزد می‌گفت پاشو برو تو حال ساکتش کن دیگه...
بنظر خودم از اون موقع کم کم شروع شد عصبی بودنم..
خودم حس میکردم..
الانشم بچم گریه می‌کنه میگم خب بگیرش مگه شام نمی‌خوای مگه نمیگی ای گشنمه مگه فلال چیزو نمی‌خوای ..
بجای کمک غر میزنه..
خیلی وقتا خسته میشم دیگه..دیگه کم میارم..
من عاااااشق بچمم جونمم میدم براش ،،ولی خب منم آدمم 😭
فکر می‌کنه فقط اونه می‌ره سرکار فقط اونه خسته میشه..
سرتونم درد آوردم تا حالا اینارو به هیچکی نگفتم
الان اومدم اینا و نوشتم
انقده دلمو شکونده بارها و بارها که.. بهشم که میگم فکر می‌کنه غرِ،،



بچه مای بیبی پوشک شیر مادر تغذیه کودک مولفیکس سایز نوزاد