یعنی الان غمگین ترین آدم تو دنیا فقط منم حالم از دنیا ب هم میخوره چرا انقد بدشانس بودم ؟؟ همه غم هام یه طرف پسرمم زندگی رو زهرکارم کرده موندم چیکارش کنم میرم جای یه اسباب بازی گیر بده باید باخودش بیاره وگرنه کلی گریه جیغ میزنه حرف زدن بلد نیس غذاهای عجیب در میاره خودشو میندازه زمین وقتی مثلا یکی میبینه نمی‌دونم حالم حرفام درد دلم رو چطور بگم فردا می‌خوام ببرم پیش دکتر ببینم چی میگه نمی‌دونین چقد گریه کردم از مهمونی اومدم تازه بیست بار بردم دستشویی پی پی نکرد آخر پشت در تو شلوار حس منو فقط یه مادر ک درک فهم داره می‌فهمه بالشم زیر سرم خیس اشک هام شده شاید برای بعضی ها حرف هام چرت پرت بیاد ولی برای من زخم عمیقی رو قلبم هست گریه می‌کنه شوهرم فوشش میده یا سیلی میرنه اونم بدتر جیغ ....امیدوارم خدا خودش کمکم کنه این حرکات و نفهمی و لجبازی و ... از خودت دفاع نکردن حرف نزدنش بعضی از فاکیلا خلاصه دور برایم فک میکنن مشکلی داره در حالی ک فقط شانس کنه ک اینطوریه خدا شاهده کمرم شکسته دیگه دارم با گریه مینویسم سیرم از همه چی ....

۲۵ پاسخ

عزیزم همش بخاطر حرف نزدنه نمیتونه منظورشو برسونه الان توناراحتی من هرچی بگم شاید برداشت خوبی نشه ولی میگم شاید کمکت کنه ازخودت چنتا سوال بپرس درروز چقدر برای پسرت وقت میزاری؟چقدرباهاش صحبت میکنی(دعوا وبحث ونمیگم صحبت دوستانه مثل دوتا دوست)؟چقدرباهاش بازی میکنی؟براش قصه میگی؟شعرمیخونی؟شبها قبل خواب نیمساعت کنارش میمونی تا بخوابه؟باهاش میری بیرون؟پارک وخانه بازی میبری؟باهاش نقاشی میکشی؟دوچرخه؟خمیربازی؟آب بازی؟کف بازی؟دیدن کارتون باهم؟خوراکی خوردن باهم؟اگه میخوای ازخودش دفاع کنه حتما چنتا قصه درمورد این موضوع براش تعریف کن بچه ها ازقصه یادمیگیرن لجبازی توهمه بچه ها هست کم وزیاده اگه نمیتونی صبوری کنی چیزی که میخواد بهش بده ضررش کمتراز کتکه این نظرمنه

عزیز دلم.درکت میکنم.و میدونم این رفتار ها چقدر باعث دلسرد شدنت میشن..اگر شرایط شو دارید ببرید مشاور
گاهی فقط با چند جلسه کار درمانی بچه کلا عوض میشه

نگران نباش عزیزم انشاا... مشکلش صحبت کردن پسرتون حل میشه . در مورد رفتار همسرتون ،پدرها معمولا بی اعصاب هستن و بی صبر . دعا میکنم خدا بحق این ایام عزیز مشکل پسرتون رو حل کنه و دلتون شاد بشه .

اول اینکه تو خیییلی مامان خوبی هستی اینو فراموش نکن .بعدش اینکه آدم ها حتی برای پرورش گل هم کلاس ودوره میرن یعنی بچه های من اندازه گل هم نیستن گل اصلا خشک بشه خراب بشه چی میشه هبچی ولی ما نباید بزاریم با بی علمی ما بچه هامون پرخاشگر وتند خو بمونن دختر منم به شدت لجبازه وبرای هر چی گریه میکرد یه مدت خیلی مدارا کردم خیلی صبوری کردم ولی احساس کردم فقط دارم باج میدم تا ساکت باشه بردمش پیش روانشناس بعد از کلی بحث وصحبت گفتن رگه های خیلی ضعیف از پیش فعالی رو داره من به عنوان مادر امروزی انکار نکردم که بچه ام دچار مشکل شده پس باید برای بهتر شدنش تلاش کنم بهش دارو با دوز خیلی پایین داد یه سری از خوراکی ها رو منع کرد یه سری پیشنهاد ها داد والان مبینم حال دخترم بهتره شما هم به جز گفتار درمانی به نظرم پیش روانشناس هم برید نتیجه ای بهتر خواهید گرفت

فکرمیکنم بخاطر سنشون هست پسرمنم لجبازشده
الان بیشترازقبل به توجه ووقت نیاز دارن منم زیاد حوصله ندارم باهاش وقت بگذرونم خیلی دوست داره باهاش بازی کنم

اول که واسه کم حرف زدنش باید زودتر ببریش دکتر. یعدم بچه ی بیزیون رو باهاش لج میکنید و سیلی میزنید دیگه چه انتظاری داری؟!سیلی به بچه ی ۴ ساله؟! آخه چه میفهمه؟! معلومه لج میکنه و پرخاشگر میشه .تروخدا نذار باباش بزنتش دیگه.باهاش صحبت کن

عزیزم هر چیزی راه حلی داره
دختر من زود به حرف اومد اما 19 ماهگیش بخاطر اینکه من از پله ها افتادم و مهره های کمرم شکست مرسانا تو شوک فرو رفت تا سه سالگی درست حرف نمیزد من دست رو دست نزاشتم همه دختر من رو با دخترخاله اش که مثل بلبل حرف می‌زد مقایسه میکردند خدا میدونه من چقدر عذاب کشیدم کامل درکت میکنم
اما بعضی چیزها نیاز به اقدام داره من با گفتاردرمانگر مشورت کردم بردمش مهد تو محیطهای جدید و در ارتباط با آدمها قرارش دادم
مرسانا هم تو اون دوره ای که نمیتونست حرف بزنه اینقدر جیغ می‌زد که خدا میدونه
با مشاور که صحبت می‌کردم میگفت چون نمیتونه منظورش رو برسونه جیغ میزنه و لجبازی میکنه
پسر شما هم همینطوره از اینکه نمیتونه با شما ارتباط بگیره داره اذیت میشه

پسرمنم حرف نمیزنه

عزیزم پسر من خیلی دیر زبون باز کرد و تا زبون باز نکرده بود خیلی مشکلات داشتیم یه مدت یاد گرفت کلا پی پی رو تو دستشویی انجام میداد بعد یه مدت لج کرد همش تو شلوارش میکرد یعنی واقعا میفهممت از ته دل میفهممت خیلی بده چند ماه بعد خود به خود درست شد همش میگذره عزیزم خوب میشه فقط برا حرف زدنش تمام تلاش تو بکن اگه حرف بزنه دیگه فشار عصبی بچه کم میشه خیلی بهتر میشه لجبازیش کم میشه

عزیزم دکتر تغذیه نباید ببری تغذیه به حرف زدن ربطی نداره فداتشم باید بده مشاور روانشناسی و گفتار درمانی همین

مامان جان
پسرت رو یه گفتار درمانی خوب ببر
صحبت کردنش روون بشه خیلی مشکلاتش مرتفع میشه

عزیزم پسر منم همینطوره
فقط کارش شده گریه بهانه گیر دادن به یه چیز
فقط اینکه 8 روزه زایمان کردم و شرایطم شدید سخت تر شده همسرم دیشب وسط مهمونی آنقدر گریه کرد و داد زد چرا موهاتو کوتاه کردی آخر بردش گذاشت تو کوچه با این بخیه ها دو طبقه پله دویدم که نترسه بچم 😭 یا باباش نزندش دلم میترکه یکی بهش حرف میزنه یا بهش برچسب میزنه بخدا سالمه بردمش دکترش دیروز میگم کلافم کرده
میگه این سن سن لجبازی میخواد خودشو ثابت کنه میخواد بگه میتونم مستقل باشم تصمیم بگیرم .... و این رفتارها با لجبازي نشون داده میشه و بقیه پدرومادر تحملشون کم هست گفت بگو به همه ناراحتید قرص اعصاب بخورید اقتضا سنش هست ولی کم آوردم من و باباش خانوادم
تمام گردن و عضله هام بخیه هام درد شدید افتاده ولی مجبورم بجنگم با همه سرش
همسرت عصبی میشه بهش الوپروزلام بده بهش بگو دست بلند نکنه من شوهرم بزندش نصفش میکنم

سلام عزیزم حتما در اولین فرصت پیش یه گفتار درمان برین و مشکل حرف زدن بچه را بررسی کنین

قبل از دوسالگی تلویزیون و گوشی زیاد استفاده کرده؟؟

دختر عموی منم بچش خیلی اذیتش کرد هییییجاااا نمیرفت از ترسش انقدر که آبرو ریزی میکرد پسرش. پارسال میخاست بره مهدکودک دخترعموم باهاش میرفت مینشست پیشش کلاسش که تموم میشد باهم میومدن. الان همش میگه خدایا چیکارش کنم امسال میخاد بره مدرسه دیگه نمیشه که منم برم باهاش.
بنظرم سعی کن بیشتر باهاش صحبت کنی و باهم بازی کنید، براش یه همبازی باش توی خونه . توروخدا نزنیدش ، بازدن درست نمیشه فقط لجبازیش بیشتر میشه.
منم خودم بعضی وقتا که دیگه خییییلی اعصابم خورد میشه میزنم رو دست بچم ، اما بعدش عذاب وجدان میگیرم میشینم یه عالمه گریه میکنم که خدا منو ببخشه...🥺🥺🥺

یعنی ابجی این بچه بشدت لجباز شده باید دلیلش بدونی باید راهش بلد باشی ببینی چکاری کنی خوشحال بشه یا عصبی میشه ازچیه

عزیزدلم میفهمم چی میگی . کلا ک بچه با بچه فرق می‌کنه. الان از هیئت اومدیم دو تا پسر بچه ی هفت هشت ساله جلومون وای نمیدونی چه کارایی میکردن سر درد گرفتم . هی همو میزدن جیغ می‌کشیدم دعوا میمردن بازی می‌کردن واقعا خیلی اذیت کردن. ماشاالله ماماناشونم ریلکس. پسر شما هنوز کوچیکه. سعی کن عزیزم‌ متوجه عصبانیتت نشه. میدونم سخته. من خودم صبرم کمه‌. اما بچه‌ها خشم مارو خوب میفهمن بیشتر لجبازی می‌کنن. بیشتر بهش محبت کنید. واسه حرف نزدنش هم ببر گفتار درمانی کمک بگیر. از مشاور هم در کل میتونی کمک بگیری . سعی کن اول حال خودتو خوب کنی عزیزم. بخدا خیلی دختر بچه ها هم همینجوری هستن. دوست من دخترش سه سال و نیمشه میگه پیر شدم از دستش .انقد لجبازه . توکل بخدا

عزیزم بنظرم بچه س شاید باهاش لج میکنین یا میزنینش همین طوره ، بچه ها همه همینن ولی حالا ی دکتر ببرش بیشتر برا حرف نزدنش باید پیگیری باشی

عزیزم ناراحت نباش ان شاالله درست میشه

چرا حرف نمیزنه

عزیزم حق داری ،برای حرف زدنش نبردی دکتر؟حتما باید زودتر ازینا گفتار درمانی میرفت

نمیتونه منظورش برسون

شاید براهمین ک نمیتونه حرف بزنه عصبی شده

بخدا دختر منم هرجا میریم میگه همچی مال منه باید بیاره خونه

چند سالش

خواهر زاده منم خییییلی خواهرمو اذیت کرد از بچگی
الان ۸سالشه ولی واقعا پیرش کرده دیگه خیلی سخته بچه اذیت کنه

سوال های مرتبط

مامان رادمان و دختری مامان رادمان و دختری ۴ سالگی
# درد دل
سلاام مامانا خوبین؟ اومدم درد دل کنم خیلی حالم بده دارم همی الانم گریه میکنم رادمان خیییلی بد شده تازگیاا ۵ ماهه ک آبجیش ب دنیا اومده دو سه ماه اول خوب بود الان دو ماهه ک دیگ دیوونم کرده حسودی میکنه اما بیشتر اذیت میکنه بهش کرم میریزه وقتایی ک میخابونمش از قصری بلند حرف میزنه یا جیغ میکشه ک بیدارش کنه و موفق هم میشه چون خییلی خواب دخترم سبکه یا دستاشو محکم فشار میده پاهاشو میگیره بالا میکشه و .....در عین حال دوسشم داره اما کرم میریزه بهش تازگیاا منم گاهی خستم دیگ از دستم در میره مثل امروز دو بار زدمش😭😭 بعدش خودم با صدای بلند گرریه کردم خیلی ب خدا رو مخم میره حالا کاش همینا باشه مدااام قیز قیز میکنه در گوشم ک بیا بازی .... حتی از قبل اینکه آبحیش دنیا بیاد الانم همونه میگه آبجی بزار بیا با من بازی کن ب یک ساعت هم قانع نیس مدااام بازی میخاد اصلا تنهایی بازی نمیکنه جتی ده دیقه ب خدا یا گوشی یا تی وی
تی وی هم میزنم براش ایتقدرر غرق میشه ک شاید اصا پلک نزنه خب خوب نیس دیگ زیاد .....
کلا خیلی خستم واقعا دیگ موندم ج کنم مهد هم فک نکنم وایسته وابسته س یکم
مامان ارین کوچولو مامان ارین کوچولو ۴ سالگی
سام خانما خواهش میکنم جواب بدین
میخوام بدونم بچه های شما تو سن پسر من هنوز این کارو انجام میدن یا نه پسر من هنوز هر چی دم دستش میاد پرت میکنه سمتمون دیگه تموم بدنمون کبوده بعد مثلا صب چشم باز میکنه میگه تاب تاب سرسره هر چی میگم مثلا صبونه بخوریم الان سرده اصلا نمیفهمه فقط هی تکرار میکنه و گریه میکنه دیگه میریم کمی بازی میکنه میگم بریم خونه صبونه بخوریم مثلا یک ساعت بازی کرده هنوز نرسیدیم خونه میگه سرسره دیگه به بدبختی میارمش خونه به زور تا وقتی یه صبونه یه ناهار هول هولکی درست کنم میمونه خونه بعد پارک تا وقتی میریم دنبال خواهرش یک میاد خونه بازم هی گریه میکنه هی بهونه میگیره بازمیریم پارک ۴ میریم تا ۶ و ۷ دیگهخسته شدم به خدا از زندگی افتادم یا در خونم خاک بازی کنه یا تو پارکم همش گریه میکگه جیغ میزنه بعدم کلمه هر چی بگی تکرار میکنه و میگه جمله هم چند تایی میگه مثلا در حد اب بده بریم بیرون بابا رفته سر کار آجی رفته ندرسه اما خیلی جاها نمیتونه منظورشو برسونه بعدم مثلا میگم اسمت چیه نمیگه آرین با اینکه بلده اسم خودشو بعدم باور کنید صبونه ناهار شامشم دوتا لقمه اونم سر پا حتی نمیشینه یا تو بغل من منم سر پا یا من نشستم این سرپا نه کارتون میبینه یا گوشی از صب تا شب بدو بدو تو خونم که میارمش فقط باید بدوم دنبالش یا با توپ بازی میکنیم
شما تو سن پسر من بچه هاتون اینجوریه یا نه بعد اصلا هم نمیفهمه چی میگم هر چی میگم حرف خودشو میزنه
مامان فندوق مامان فندوق ۴ سالگی
سلام . حالم گرفتس . ی کاری کردم بدونه منظور بخدا . فقط ترس داشتم نوزادم مریضی نگیره . ولی باعث شد خالم از دستم ناراحت بشع و گریه کنه . روز زایمان خالم همراهم بود تو بیمارستان . پسرم هم سه سالشه با بچهای خالم پیش مامانم بودن تا من مرخص بشم . خلاصه ما مرخص شدیم با نوزاد بعد دو روز متوجه شدم پسرم بیماری دست و پا و دهن از بچهاش گرفته. منم بردمش دکتر از دکتر هم پرسیدم امکان داره نوزاد تازه متولد شده هم بگیره ک گفت بله منم بچه رو گذاشتم تو اتاق جدا و هر کسی ک میدونستم ارتباطی با این بیماری داره رو نزاشتم زیاد نزدیک نوزاد بشه . حتی شوهر و پسرمو هم دو هفته نزاشتم بچه رو بگیرن . خب حق دازم نوزاد چند روزه خدایی نکرده میگرفت چ خاکی تو سرم میکردم مخصوصا با حال پسرمو ک میدیدم تو حلقش هم افت زده بود و از درد فقط گریه میکرد . خلاصه خالم اومد ک بغلش کنه منم با حالت شوخی و اینا گفتم ک ن نمیدم بغلت و هر چی هم اسرار کرد بهش ندادم . الان خواهرم زنگ زد گفت خالع خیلی گریه کزده میگه این همه تو بیمارستان بالا سرش بوذم حالا بچه رو بهم نداده😞
#پوشک
#فرزند پروری
مامان حسین مامان حسین ۵ سالگی
یعنی این بچه یه کارایی میکنه که من تو هیچ بچه ای ندیدم اذیتاش آزار دهنده اس نمیدونم چیکار کنم ...
همش میگم کاش شیطنت می‌کرد بدو بدو می‌کرد بپر بپر می‌کرد ولی این کارارو نمیکنه مثلا یه نمونش اینه که مثلا سفره میندازیم غذا بخوریم انگار که یه بچه ی دو سالس میاد سفره رو به هم میریزه دیشب کاهو آورده بودم کنار غذا اومد نشست همه رو پخش خورد کرد و پخش کرد این ور اون ور نزاشت بخوریم، تخمه میاریم بخوریم نمیزاره میاد پخش میکنه تو خونه، از سر و کول همه بالا میره میزنه، خواهر کوچیکم رو میزنه حتی میره رو دوش شوهر خواهرم میشینه یعنی یه کارایی میکنه عجیب غریب اصلا با اسباب بازی‌اش بازی نمیکنه میره جعبه دستمال کاغذی برمی‌داره خالی میکنه تو خونه کارایی که تو دو سالگی هم دیگه بچه ها انجام نمیدن میره آب برمی‌داره میریزه رو مبل ها
همش هم حرف میزنه و میپره وسط حرف دیگران مثلا من و همسرم اصلا نمیتونیم دو کلمه با هم حرف بزنیم یه جا مهمونی هستیم اجازه نمیده هیچ کس با من یا باباش حرف بزنه
نمیدونم دیگه چیکار کنم