# درد دل
سلاام مامانا خوبین؟ اومدم درد دل کنم خیلی حالم بده دارم همی الانم گریه میکنم رادمان خیییلی بد شده تازگیاا ۵ ماهه ک آبجیش ب دنیا اومده دو سه ماه اول خوب بود الان دو ماهه ک دیگ دیوونم کرده حسودی میکنه اما بیشتر اذیت میکنه بهش کرم میریزه وقتایی ک میخابونمش از قصری بلند حرف میزنه یا جیغ میکشه ک بیدارش کنه و موفق هم میشه چون خییلی خواب دخترم سبکه یا دستاشو محکم فشار میده پاهاشو میگیره بالا میکشه و .....در عین حال دوسشم داره اما کرم میریزه بهش تازگیاا منم گاهی خستم دیگ از دستم در میره مثل امروز دو بار زدمش😭😭 بعدش خودم با صدای بلند گرریه کردم خیلی ب خدا رو مخم میره حالا کاش همینا باشه مدااام قیز قیز میکنه در گوشم ک بیا بازی .... حتی از قبل اینکه آبحیش دنیا بیاد الانم همونه میگه آبجی بزار بیا با من بازی کن ب یک ساعت هم قانع نیس مدااام بازی میخاد اصلا تنهایی بازی نمیکنه جتی ده دیقه ب خدا یا گوشی یا تی وی
تی وی هم میزنم براش ایتقدرر غرق میشه ک شاید اصا پلک نزنه خب خوب نیس دیگ زیاد .....
کلا خیلی خستم واقعا دیگ موندم ج کنم مهد هم فک نکنم وایسته وابسته س یکم

۷ پاسخ

اول از همه خدا قوت میگم بهت قطعا مادر دوتا بچه با فاصله سنی کم بودن خیلی سخته ولی حتما مهد رو امتحان کن بنظرم واقعا گزینه خوبیه

عزیز دلم درکت میکنم تقریبا فاصله سنی بچه هامون یکیه پسر منم همین کارها رو می‌کنه اینم حالت عادی نمی‌خوابه آنقدر خوابش سبک کافی یه لیوان بشورم بیدار میشه ، پسر منم همین کارها رو می‌کنه ولی من نمیزنمش عزیز دلم نکن بدتر میکنن توضیح بده بهش نشون بده بهش بازی کردن باهاش رو پسر من اینکار ها رو می‌کنه میگم مامان نه آدم با داداشش این شکلی بازی نمیکنه این شکلی بازی می‌کنه بعد دوتایی با هم میخندن می‌دونم خیلی سخته منم یه روزایی خودم زدم گریه کردم از زور خستگی ریخت و پاش خونه

سلام...بابت همه چیز حق داری...تنها کاری که میتونی بکنی بزاریش مهد..عصر هم خانه بازی ...بزار دخترت هم عادت کنه که تو سروصدا بخوابه....از دیگران کمک بخواه...یجوری نشون بده که پسرتو بیشتر دوست داری...سعی کن باهاش بازی کنی..یا پدرش وقت بزارن...برای مهد عادتش بده هرجور شده

راستی منم هیچکسو ندارم بزارم پیشش 🥲
وقتی دور بودم کسی نبود الان که تایبادم بازم هیچکس نیست دائم دنبالمه حق میدم بهت دلگیر باشی.
یه مقدار هم مقصر خودم بودم همیشه خواستم کنارش باشم وگرنه بچهای کوچیکتر از پسرمنو دیدم صبح تا شب پیش مامانشون میزارن . من هم دلم میسوزه مامانم دیسک کمر داره هم دلم نمیاد جایی بدون نیکان برم و اینکه همین فاصله ی نیم ساعته باعث میشه نتونم بزارم

سلام عزیزم .
نیکان هم گاهی اوقات اینطوری هست بازی فکری میگیرم یکی دو روزی درگیره اما با همونا هم گاهی اوقات عصابشو خورد میکنه .
بنظر من بزار مهد من امسال که کوچیک بود از مهر میزارم مهد ان شاالله .
پیش بچها خیلی کم بهم گیر میده

عزیزم این مال سنشونه من دخترم ب حدی اذیتم کرد و میگفت بیا بازی ک گذاشتمش مهد خیلی بهتر شد

ایتقدر هم پوست کلفت شده ک بزنی هم اصلا تاثیر نداره بدتر شده گ بهتر نشده ب خوبی هم میگم براش میگه باشه دیگ نمیکنم وای باز دوباره تکرار میکنه خییلی درمونده شدم
باباش هم دیگ ب خدا خیلی باهاش بازی میکنه وقتایی ک خونس مدام سرگرمشه ....

سوال های مرتبط

مامان فسقلی🍀⚘🤍 مامان فسقلی🍀⚘🤍 ۴ سالگی
یعنی الان غمگین ترین آدم تو دنیا فقط منم حالم از دنیا ب هم میخوره چرا انقد بدشانس بودم ؟؟ همه غم هام یه طرف پسرمم زندگی رو زهرکارم کرده موندم چیکارش کنم میرم جای یه اسباب بازی گیر بده باید باخودش بیاره وگرنه کلی گریه جیغ میزنه حرف زدن بلد نیس غذاهای عجیب در میاره خودشو میندازه زمین وقتی مثلا یکی میبینه نمی‌دونم حالم حرفام درد دلم رو چطور بگم فردا می‌خوام ببرم پیش دکتر ببینم چی میگه نمی‌دونین چقد گریه کردم از مهمونی اومدم تازه بیست بار بردم دستشویی پی پی نکرد آخر پشت در تو شلوار حس منو فقط یه مادر ک درک فهم داره می‌فهمه بالشم زیر سرم خیس اشک هام شده شاید برای بعضی ها حرف هام چرت پرت بیاد ولی برای من زخم عمیقی رو قلبم هست گریه می‌کنه شوهرم فوشش میده یا سیلی میرنه اونم بدتر جیغ ....امیدوارم خدا خودش کمکم کنه این حرکات و نفهمی و لجبازی و ... از خودت دفاع نکردن حرف نزدنش بعضی از فاکیلا خلاصه دور برایم فک میکنن مشکلی داره در حالی ک فقط شانس کنه ک اینطوریه خدا شاهده کمرم شکسته دیگه دارم با گریه مینویسم سیرم از همه چی ....