۸ پاسخ

واااای دخار منم اینشکلی بچه یه دونه باشه بازی میکنه چند تا باشن بازی نمیکنه استرسی میشه میگه مامان خجالت میکشم حتی بخواد به یکی بگه بیا بازی کنیم روش نمیشه میگه مامان خجالت میکشم تو بگو منم نمیگم میگم خودت باید بگی .. از خودشم نمیتونه دفاع کنه خیلی شدید وابستمه برای مدرسه نگرانم حالا ما شهرستانیم بازی درمانی و روانشناس درست و حسابی هم نداره

یه مهد خوب پیدا کن که مربی هاش بلد باشن و کم کم پسرتون رو جدا کنید از خودتون یادمه یه بلاگری بود دو تا مهد عوض کرد و هر کاری می‌کرد بچه اش جدا نمیشد ولی خب تا ماه ها صبر و حوصله بخرج داد و کم کم جدا شد تا مدتی تو کلاس می‌نشست و بعد میرفت تو حیاط ... اگر شاغلین تایم مخالف خودتون بره مهد و اینکه اصلا به روش نیارید که الان این یه مشکلیه منظورم وابستگی هست که وابسته تر بشه

منم یه جور خستم اگه بریم پارک بچه نباشه بازی نمیکنه 😭😭😭

نه بازی میکنه البته اول نه یکم بگذره آشنا بشه بازی میکنه
طبیعیه به مرور بره مدرسه خوب میشه

عزیزم نگران نباش دختر منم همینطوره ولی میبینم که روز به روز داره بهتر میشه دختره من عمه هاش باهاش صحبت میکنن جواب نمیده جدیدا کلاس موسیقی گذاشتم بهتر شده دختر جاریمم اینجوری بود کلاس مهارت های اجتماعی گذاشت خیییییلی تاثیر مثبتی داشت

هفت جلسه بازی درمانی خیلییی کمه
من پسر خودم تقریبا اینطوریه یه ذره کمتر شدت ش
پسر دخترخاله م همینطوری بود ولی تقریبا چهار پنج ماه رفت بازی درمانی هفته ای سه جلسه الان عالی شده با همه حرف میزنم کلی هم دوست پیدا کرده
پسر منم بازی درمانی می‌ره هفته ای یه جلسه الان از تابستون می‌ره یکم بهتر شده
هنوز اولش جایی میریم با هیچ کس حتی حرف هم نمیزنه اما قبلا اگر نصف روز طول می‌کشید با بقیه اوکی بشه الان دو ساعت طول می‌کشه
بازی درمانی خیلی خوبه ولی با چند جلسه واقعا تاثیری نداره

پسر من که عاشق ارتباط گرفتن با بچه و بقیه ادمهاست

عزززیزم😔اگر شرایطشو داری مهد بنویسی عالیه خوب اخلاقش اینجوریه دیگه دیر جوش میخوره نگرانی نداره ک

سوال های مرتبط

مامان ارین کوچولو مامان ارین کوچولو ۴ سالگی
سام خانما خواهش میکنم جواب بدین
میخوام بدونم بچه های شما تو سن پسر من هنوز این کارو انجام میدن یا نه پسر من هنوز هر چی دم دستش میاد پرت میکنه سمتمون دیگه تموم بدنمون کبوده بعد مثلا صب چشم باز میکنه میگه تاب تاب سرسره هر چی میگم مثلا صبونه بخوریم الان سرده اصلا نمیفهمه فقط هی تکرار میکنه و گریه میکنه دیگه میریم کمی بازی میکنه میگم بریم خونه صبونه بخوریم مثلا یک ساعت بازی کرده هنوز نرسیدیم خونه میگه سرسره دیگه به بدبختی میارمش خونه به زور تا وقتی یه صبونه یه ناهار هول هولکی درست کنم میمونه خونه بعد پارک تا وقتی میریم دنبال خواهرش یک میاد خونه بازم هی گریه میکنه هی بهونه میگیره بازمیریم پارک ۴ میریم تا ۶ و ۷ دیگهخسته شدم به خدا از زندگی افتادم یا در خونم خاک بازی کنه یا تو پارکم همش گریه میکگه جیغ میزنه بعدم کلمه هر چی بگی تکرار میکنه و میگه جمله هم چند تایی میگه مثلا در حد اب بده بریم بیرون بابا رفته سر کار آجی رفته ندرسه اما خیلی جاها نمیتونه منظورشو برسونه بعدم مثلا میگم اسمت چیه نمیگه آرین با اینکه بلده اسم خودشو بعدم باور کنید صبونه ناهار شامشم دوتا لقمه اونم سر پا حتی نمیشینه یا تو بغل من منم سر پا یا من نشستم این سرپا نه کارتون میبینه یا گوشی از صب تا شب بدو بدو تو خونم که میارمش فقط باید بدوم دنبالش یا با توپ بازی میکنیم
شما تو سن پسر من بچه هاتون اینجوریه یا نه بعد اصلا هم نمیفهمه چی میگم هر چی میگم حرف خودشو میزنه