۲۳ پاسخ

الهییی این صورت مظلوم‌رو منم دیدیم عذاب وجدان گرفتم خدایا😂🥹

عیب نداره عزیزم سیر شده اگ گرسنه بود خوابش نمیبرد که

الهییی بگردم براش
من این قیافه ی مظلوم دیدم گریه م گرفت ک شام نخورده خوابیده چ رسد به شما ک مادرشی🥺🥺
عوضش یه صبحونه ی توپ براش آماده کن

اشکال نداره شیر خورده ،منم پسرم شام نخورد شیر خورد ،در صورتی ک من ساعت ۴عصر شامم پختم و ۹صبح ناهار آماده، خیلی پیش میاد

خب شیرخورده دیگه عزیزم

الهی عزیز دلم اینجور مواقع یا نیمرو درس کن یا سیب زمینی آبپز کن بده بخوره

عزیزم چقدم ناز خوابیده اشکال نداره واسه منم پیش اومده صبح ک بیدار شد صبحانه 2تا تخم مرغ خورد با نون

منم اینجوریم یه شب پسرم خوابید بعد تو خواب غذا گذاشتم دهنش اونم میخورد۱🤣

فدا سرت تو شرایط اینجوری به شوهرت بگو حلیم بگیره یا شیربرنج دیگه شامم نپزی😄

عیب نداره گلم غصه نخور سیر شده که خوابیده اگه گرسنه شد بیدار میشه

اگه نگرانی سیر نشده یک ساعت دیگه تو خواب شیشه بزار دهنش گشنه باشه میخوره آنقدر خودتو اذیت نکن

آره واس منم خیلی پیش اومده ک دخترم ناهار نخورده خوابید هر چیم مقاومت میکردم ک نخوابه ولی گریه میکرد ک خوابش میاد منم غذام حاضر نبود با سینه می‌خوابید بعد وقتی بیدار شد بهش میدادم

منم همینجورم چقدر عذاب وجدان میگیرم اشکال نداره عزیزم خودتو ناراحت نکن

حالا امشب اگه بیدار شد بهش شیرخشک بده تا یکم گرسنگی شو برطرف کنه

بگردمش

ای جونم. چ خوب ک خودش میگه غذا . ایشالله صبحونه مقوی بده

عیبی نداره عزیزم خیلی گشنه بشه بیدار میشه پیش میاد دیگه

ایراد نداره نگه دار واسه فردا ناهارش از فردا شام و زود درست کن

الان دیگه میخابه تا صبح؟

اشکال نداره شیر خورده سیر شده من همیشه نهارشام خیلی زود درست میکنم که هروقت گشنه بود بهش بدم

واقعا حس بدیه واسع منم پیش اومده

عیب ندارد دیگه شیر خورده
حتما خسته ای دیگه

اشکال نداره عزیزم

سوال های مرتبط

مامان دلوین و رادین مامان دلوین و رادین ۹ ماهگی
خدا منو بکشه بچمو دعوا کردم 😔😔😔دارم میمیرم از عذاب وجدان
دیشب حالش خوب نبود گربه میکرد ک میخابم حالا گرسنه هم بود .. سر سفره شده سفره انداختم غذا آوردم با اینک خیلی گشنش بود گفت بریم بخابیم با کلی گریه گفتم مامان غذا بخور بعد بریم گفت نه میخابم ....
گف رو تاب میخابم
بردمش رو تاب بهش غذا دادم بعد کلی سرحال شد خبری از گریه نبود کلی انرژی داشت و حسابی بازی کرد اصلا از این رو ب اون رو شد ن خوابش میومد ن خیچی فقط گشنش بود ...
حالا امروز صبونه سه چهارتا لقمه خورد میدونستم واس ناهار حسابی گشنش میشع مثل همیشه ناهارشو قشنگ میخوره ...
منم سفره انداختم گفتم مامان غذا امادس اولش خوشحال شد اومد فقط یه لقمه خورد و گریه کرد بریم بخابیم ینی گریه هااااااا خودشو میمالید ب زمین تا من میگفتم الان وقت غذا خوردنه گربه هاش بیشتر میشد ... منم گفتم الان اگ ب گریه هاش بخا بدم همش میخاد غذا نخورده گریه کنه ک خوابم میاد و از سفره بلند شه بره ... چند بار گفتم مامان الان وقت غذا خوردنه غذا میخوریم بعد میخابیم هی میخاس کار دیشبشو تکرار کنه و براش بشه یه عادت ... منم کنترلمو از دست دادم وقتی گریه میکرد دعواش کردم 😔 گفتم بشین سرجات غذا میخوریم بعد هر جا دوس داری میری 😔😭 بد دعواش کردم اصلا دست خودم نبود
اونم داشت میون گریه هاش میگف غذا میخورم 😭😔 الان دارم تعریف میکنم اشکام میاد
الان ک اومدیم تو اتاق بخابه باهاش حرف زدم گفتم ببخشید دعوات کردم بوسش کردم و علت دعوامو بهش گفتم اونم یه لبخند شیرین زد و چشاشو بست قلبم داره تیکه تیکه میشه 😔😔 از وقتی باردار شدم خیلی حوصلم کم شده سریع کنترلمو از دست میدم 😔