۹ پاسخ

به نظرم درست نیست این مادر رو قضاوت کنید. داره میگه شوهر قبلیش نمیذاره پسرشو ببینه. مطمئنا با کلی سختی دوباره ازدواج کرده الانم بارداره. داره میگه چی به پدرم بگم که داره زندگیمو خراب میکنه با استوری گذاشتن. خوب راست میگه بنده خدا حالا واجبه استوری بذاره. خیلی دلش برا نوه اش تنگ شده بره از نزدیک ببینه به کسی هم چیزی نگه. دخترش که از پسرش بدش نمیاد فقط نمیخواد زندگیش خراب بشه به خاطر یه استوری همین

من اصلا موافق نیستم زندگیتو خراب کنی
ولی راجع به بچه ت هم اینجوری حرف نزن چون آدمی که مادر میشه حتی اگه تااخر عمر محکوم به ندیدن باشه بازم بچشو دوست داره 💔

یعنی بعد۸سال که ازدواج کردی حالا بابات ب او بچه علاقه پیداکرده؟؟یهویی یاازاول بچه رو میخاسته و استوری میزاشته زمانیکه محرد بودی
عکساشو ازکجاداره

به یکی بگو با پدرت صحبت کنه یا مادرت به بزرگتری بگه صحبت کنه که پدرت قبولش داره شرایط زندگی خودت هم کامل به اون بنده خدا بگه تا به پدرت بگه که می خوایی دوباره یک بچه دیگه با پدرش بره دخترت برگرده خونه تو وقتی اون بچه زندگی خودشو داره و پدرش اجازه دیدن نمیده اگر اونقدر دلسوز بود زمان جدا شدن حرف می‌زد بچه را می‌گرفت برای شما یا کار دیگه ای می‌کرد الان بعدد۸ سال واقعا جای تامل داره کار پدر شما ولی حتما یکنفر جدی ومحکم باهاش صحبت کند

کاش اون بچه ای که الان هشت سالشه حداقل پسر باشه گرچه فرقی نداره ولی باز بهتره عزیزم چه سختی کشیدی حداقل به مادرت بگو پدرتو حالی کنع که باز زندگیت بهم نخورع

من شرایطم‌مثل شماس دوتا بچه را ۱۰ ساله ندیدم چون پدرشون نذاشت بعد طلاق والان ازدواج مجدد دارم و باردارم ولی از اول شرطم این بود و تو عقدنامه هم ذکر کردم هر زمان اون دوتا بیان باید با من زندگی کنن و من ازادم هر وقت خواستم ببینمشون
مگه میشه پاره تنمو بذارم کنار فقط به خاطر اینکه زندگی کنم جونم هستن اون دوتا هر تولدشون استوری میذارم عکساشون به دیوار خونمه

چطور میشه اینجوری حرف زد؟ 😐😐 دوست ندارم قضاوت کنم و نمیکنم اما اسم مادر رو یدک نکش که خیلی مقدسه

عزیزم...به نظر من زندگیت مهم تر از این رفتار غیر منطقی.
به فکر بچه تو شکم و همسرت باش.

چطور میشه بیخیال بچه شد؟دلتون براش تنگ نمیشه؟

سوال های مرتبط

مامان هدیه حضرت رقیه مامان هدیه حضرت رقیه هفته سی‌وپنجم بارداری
سلام به همه 💖
من یه مامان اولی هستم مثل خیلیاتون، یه مامان اولی دهه هشتادی☺️ با کلی استرس واسه زایمان که روز به روز داره بیشتر میشه و سعی میکنم کنترلش کنم‌🥴.
یه مامان با کلی برنامه واسه بعد زایمان. خیلیا میگن بعد زایمان نمیتونی و وقتش رو نداری به کارای دیگت رسیدگی کنی🙃. حرفشون بیشتر از اینکه منو بترسونه عصبیم می‌کنه. من یه مادرم اما دلم میخواد در کنارش شغلم رو داشته باشم من یه مادرم و می‌خوام با ارشد بخونم من یه مادرم و دلم میخواد بعد زایمان به اندام مناسب برسم و کلاس های ورزشی برم . من یه مادرم اما در کنارش یه آدمم یه زنم یه دخترم😇. من یه مادرم و دوست دارم پیشرفت کنم . من یه مادرم که کلی ترس توی وجودم دارم از درد زایمان گرفته تا هزینه هاش . مخصوصا از این پوستم شل بشه یا حتی نتونم از دست زایمان بر بیام. فارغ از همه ی این ها من هم آینده ای دارم که دوست دارم پیشرفت کنم دوست دارم به خودم برسم و این به این معنی نیست که مادر بدی باشم یا کم کاری کنم. من یه مادرم و پسرم رو خیلی دوست دارم و پیشرفت من به پیشرفت پسرمم کمک می‌کنه و مطمئنم در آینده بابتش ازم تشکر می‌کنه 🤍💖🩵
مامان سورنا مامان سورنا ۱ ماهگی
تجربه سزارین اولم پارت ۶:
وقتی رسیدیم خونه دیگه من تو خودم مچاله شده بودم و مادرم تعریف میکنه که شوهرم اومد تو خونه و با یه پوزخندی گفته که من تو ماشین از هوش رفتم و پدر شوهرم تو سرش میزنه و میاد تو کوچه و با وجود اندام ریز و قد کوتاهی که داره منو بغل میکنه و میاره تو خونه
زنگ زدن اورژانس اومد خونه و گفتن سریع باید بره بیمارستان و‌ من تو بیمارستان به هوش اومدم،
اون کش هایی که مثلا باید جلوی لخته شدن خون رو میگرفتن به هیچ دردی نخورده بودن و خون تو بدنم لخته شده بود و به ریه م رسیده بود
من اون شب باید میمردم،معجزه ای شد که این بیهوشی تو خواب یا نیمه شب اتفاق نیافتاده بود،همین الان دکترم بهم میگه تو دیگه علائم آمبولی رو میدونی و میخوام باهات روراست باشم که آمبولی کشنده س و اگه اتفاق بیافته منم کنارت باشم نمیتونم برات کاری کنم🥺
بعدها متوجه شدم که یکی از عوارض زایمان همین آمبولی هست و خیلی ها در موردش هیچی نمیدونن😢
خلاصه که بستری م کردن بدون اینکه بگن چه مشکلی پیش اومده،و منه خوش خیال که فکر میکردم یه تب و لرز ساده بوده همش فکر میکردم چند ساعت بعد مرخصم میکنن