۸ پاسخ

متاسفانه اکثرا همینن😔
بچه های بی زبون

مامان منم ایطوری بود میخام ببخشمش عاشقشم هستم اما نمیتونم حلالش کنم

منم سرتا پام عذاب وجدانه بابت هر رفتاری که با بچه ی طفلِ معصومم میکنم.
همه ی تلاشمم میکنم ولی کوچیک ترین چیز صدامو درمیاره.
در صورتی که خیلی گناه دارن و بی دفاعن، تنها پناهِ امنشون ماییم.😔😔

منم همینم

منم همینجور بودم سعی کردم اون عامل ک باعث بهم ربختنم میشد رو حذف کنم

دقیقا مثل منه دیوونه روان پریش

این مشکل رو اکثر ادما میتونن داشته باشن.راههای کنترل خشم رو یاد بگیر مخصوصا در مواجهه با بچه ها

من ی سال اینطوری بودم خدا لعنت کنه هرکسی باعث ضعف اعصاب آدم میشه ولی دارم خودم و کنترل میکنم بچه چه گناهی کرده

سوال های مرتبط

مامان Ryan مامان Ryan ۵ سالگی
سلام
من بچه دومم بدنیا اومده و بدجور افسرده ام تحملش برام سخت شده پر از حس عذاب وجدانم و از هیچی لذت نمیبرم بیشتر روزا وانمود می‌کنم خوشحالم ، وانمود می‌کنم که از وجود بچه هام لذت میبرم اما تو دلم پر از غمه یه غم خیلی سنگین با وجود اینکه کمکی دارم و مامانم بنده خدا ۲۴ ساعته بهمون رسیدگی میکنه ولی بازم میخوام از غم زار بزنم و گریه کنم
یه چیزی که خیلی آزارم میده اینه که احساس گناه دارم که چرا دخترم اسفند بدنیا اومد همش به خودم میگم دست خودم بوده و میتونستم یکی دو ماه بعد اقدام کنم که آخر سال نباشه ، میارم از تیر شروع شد و خیلی عذاب کشیدم مخصوصا که هوا گرم بود و برق هم میرفت دیگه بدتر می‌شد اوضاعم خیلی خیلی مامانم اذیت شد همینطور پسرم اگه ویارم تو هوای خنک تر بود کمتر می‌شد الان با گریه دارم مینویسم عذاب وجدان اینکه همه رو اذیت کردم داره دیوونه ام میکنه 😔
چرا یکی دو ماه بعد حامله نشدم که دخترم سال جدید باشه مثل پسرم چرا تو اون شرایط که مامانم اینا خودشون درگیر مسایلی بودن من به مشکلاتشون اضافه کردم دارم از خودخوری دیوونه میشم دلم می‌خواد برم روانپزشک بهم دارو بده دیگه تحملشو ندارم
مامان لیانا مامان لیانا ۵ سالگی