۶ پاسخ

بچن دیگه درکی از کلماتی که میگن ندارن
با اینکه دخترم بهم وابستس ولی یه بار گیر داد باید از خونه بری بیرون نمیخوامت میخوام با بابام بمونم منم کم نیاوردم لباس پوشیدم گفتم باشه .یه جوری چسبیده بود به بپام گریه میکرد مامان منو ببخشید .
اینو گفتم بدونی که نمیدونن چی میگن خودتو ناراحت نکن

منم هر وقت دخترم را یه کم دعوا کنم میگه بمیری راحت شم .

توجه نکن پسر منم متنفره از اینکه از لباسش بکشی بغل کنی از یه جایی پیاده اش کنی یا سوارش کنی

وای دختر من هرروز ک‌عصبی میشه بمن میگه بمیری بابا بمیره 😂😂😂

بچه ها تو این سن از این حرفا زیاد میزنن اهمیتی نده اون هنوز مفهوم مردنو درک نمیکنه

خوب تو عصبانیت بود .اینا درکی ندارن از کلمه میمیرم ک

سوال های مرتبط

مامان گل پسر👶
ایران مامان گل پسر👶 ایران ۴ سالگی
سلام امشب با داداشم رفتیم پارک شوهرم نبود بعد ی دوتا پسر که چند سال از پسر من بزرگتر بودن هیکلی جلو سر به پسرم گفتن برو پی کارت برو خونتون پسرم ناراحت اومد به من گفت منم گفتم برو بازی اگه بازم گفتم بگو خودتون برید منم میخواهم بازی کنم پسرم رفت من زیر نظر داشتمش که پسرم از سراسر رفت بالا اومد پایین باز جلوش گرفتن من فوری بلند شدم خودم به پسرم برسون تا رسید ن من بزرگ زد تو کمر پسرم محکم طوری که پسر افتاده با صورت تا منو دیدن دویدن واقعا مادر چیه و منی که هرگز همچین روی از خودم ندیدم یعنی تو شوکم که این من بودم این رفتار کردم خلاصه منم دویدم دنبالشون شاید اگر دستم بهشون می‌رسید تکیه پارشون میکردم رفتن پیش پدر مادرشون منم رفتم بالاش.ن اومده میگه چته خانم خجالت نمیکشی با این هیکلت افتادی دنبال بچه ها منم گفت که اینجوری البته با عصبانیت زن برگش گفت خوب مواظب بچت باش دیگه نفهمیدم هرچی فحش به دهنم اومد براشون کردم اومدم خونه هنوز اون منی که تا امشب ندیده بودم جلو چشم باور نمیکنم من بودم دیگه بماند داداشم رفت صحبت کرد اینا نمیدونم ی جوری حالم تو شوکم😥🥺