۲۴ پاسخ

واااااااای من دیشب داشتم بخاطر این موضوع غصه میخوردم که اگه همراهم مجبور بشه واسم شیاف بذاره یا پوشک چه خاکی به سرم بریزم 🤦🏼‍♀️ دوست داشتم حتی یه کسی مثل ماما همراه یا این خدمه های بیمارستان رو پول بدم اگه کار به جای باریک کشید اونا انجام بدن. نمیدونم امکان همچین چیزی هست یا نه ؟!

من خجالت میکشم از جیغ و داد کردن و اینجوری
ولی ادمیم هیچوقت نتونستم احساساتمو کنترل کنم
اگه خوشحال باشم جوریم همه میفهمن ناراحت باشم همه میفهمن
خیلی زودم گریه میکنم و خیلییی گریه میکنم

منم همینطورم

عشقم اونوقت ک لن گا تو باز کردی سوند بزارن
اونوقت که پشتت باز بود مرد اومد امپول کمرتو زد
اونوقت ک میان بتادین میریزن رو واژنت و میان عملت کنن اینا یادت میره و دردی نمیفهمی از ذوق

گریه و اه وناله هم نداره سزارین تا وقتی نیای تو بخش
تو بخشم دیگه همه خانواده وخودی پیشتن

دقیقا منم همینم ولی توی شرایطش دیگه ادم از خود بی خود میشه😂

کجا قراره زایمان کنی؟

یه چیز دیگه بگم منم خیلی خجالتی بودم سر مدفوع کردن و معاینه کردن و این داستانا... ولی اونجا اصلا همه چی عوض میشه... تا نری اونجا و حس نکنی جو رو نمیفهمی چی میگم... اونجا فقط میخوای تموم بشه و بچت بدنیا بیاد... و اصلا اونا انقدررر همه چی براشون طبیعیه که انگار نه انگار... هر روز دارن چند تا باردار و زایمان میبینن... براشون فوق عادیه گریه و ناله و جیغ و ترس و مدفوع و جیش و خون و بالا آوردن و... همه چی....

منم اینجوریم ، و موقع زایمان درد هم داشتم ولی اصلا داد و فریاد نمیزدم... بعد میگفتن این چقدر خوبه ۸ سانت بازه داد نمیزنه 😆 من حتی زایمان خیلی سختی داشتم و حین زایمان همه داد و فریاد و یا حسین و اینا... از بچه قطع امید کرده بودن و فقط میخواستن منک نجات بدن من از خدا بی خبر فقط نفس میگرفتم و زور میزدم... نه دادی نه جیغی که بچمو نجات بدین... میگفتن این حالت تو خیلی تاثیر داشت تو سالم بدنیا اومدن بچه🥹 اووف... ولی بهت بگم اون اخرا که ۹،۱۰ سانت شدم واقعا درد داشتم و ناله میکردمااا اصلا نمیشه ناله نکرد... ولی خب کلا منم آستانه دردم بالاست

منم مشکل ابراز احساسات دارم ولی ابراز احساسات نسبت به اطرافیانم 😆
وگرنه خودم اشکم دم مشکمه
منم واقعا اعصاب هیچ کس جز شوهرم رو ندارم کنار مخصوصا موقع زایمان ولی خب مشکل اینجاس که شوهرمم اعصاب منو نداره 🤣🤣
یعنی به شدت آدمیه که وقتی یکی درد داره یا مریضه کلا بهم میریزه و با بد اخلاقی به روز میده
حالا واقعا نمیدونم چه کنم

عزیزم تو اگ سزارینم باشی خودت میتونی پد عوض کنی شیاف بزاری فقط اولین پدو تو اتاق عمل واست میزارن بعدش خودت میتونی

خواهر تو بنده برگزیده خدایی که راحت احساساتتو کنترل میکنی.حالا من عین اسب گریه میکنم راحت عین الاغ میخندم.یعنی یه مثقال اراده و کنترل ندارم رو احساساتم🫠

اتفاقا منم این شکلیم ولی اون موقع انقدر داروهای بی حسی و بیهوشی و درد داری تازه دست اونیکه اینکارارو برات میکنه هم میبوسی و زیاد هم هوشیار نیستی وای منم بعد دنیا اومدن بچم گریه نکردم واقعا گریه نداشت که

از نظر ابراز احساسات که دست خودم نیست اشکم دم مشکمه من مرد باشه دلم نمی‌خواد آخ و اوخ کنم
شیاف و اینا هم واقعا من دلم نمی‌خواد کسی انجام بده فقط خودم یا نهایت مادرم کمکم خونه خیلی بدم میاد برای پوشک اینه

هههیییی خواهر تو موقعیتش گیر کنی موهاتو میکشی از درد 🤣🤣🤣

منم مث تو فک میکردم
اما چنان جیغ زدم ک مردم

منم همینطور عصبی میشم اون لحظه کسی بخواد بیاد پیشم چون انتخابم طبیعیه حتی به همسرمم گفتم اوایلش اشکال نداره بیای ولی از ی جایی ب بعد ک دردم شدید شد نمون پیشم دوس ندارم ببینی درد میکشم🫠

هی خواهر منم همین بودم
اون لحظه دیگه خودتو غرورتو همچیت یادت میره

هوفففف خواهررررر دقیقااااا حرف دلمو گفتییییی از طبیعی که میترسم هییییچ از سزارین بیشترمیترسم‌که چون بعدش بایدیکی دیگه بهت برسه یکی دیگه برات نوارعوض کنه شیاف بزاره وای برام کابوسه همون جیغ زدنم من عارم میادشایدبیصداگریه کنم ولی جیغ زدنوعمرا نمیتونم😰

بهش فکر نکن همه مثل هم نمیشن که شاید تو اون لحظه خودت بتونی کاراتو بکنی یا از همسرت کمک بگیری منم پدرمم دربیاد همه کارامو خودم میکنم

زایمان طبیعی؟؟؟
دغدغه منم همین مورد آخر شما گفتی هستش کلا درگیرم باخودم سراین موضوع 😑

منم اینجوریم غصه نخور از خود شیفتگیمونه😂😂

مگ قراره کسی برامون شیاف یا پوشک بزاره؟؟؟؟😥😥😥😥

وقتی اون درد بیاد سراغت همه چی از یاد میره اکه میخای شوهرت پیشت باشه بروبیمارستان خصوصی اونجا اجازه میدن شوهرت پیشت باشه🤰

خخخخخ خودبه خود انقدر دردت میگیره که غرور این چیزا یادت میره فقط هوار میکنی

سوال های مرتبط