۴ پاسخ

منی ک چند ساعته اومدم آرایشگاه و پسرم خونس و دارم اینجا از دوریش جون میدم فکر نمیکردم عشق مادر اینقدر عجیب باشه🥹

واقعاارزش اینهمه سختی رو داره

واقعا که مادرشدن از خود گذشتگی میخاد و مادرانی که انتخاب کردن همه ی این سختیارو به جون بخرن واقعا قابله تحسینه
من به زن بودن خودم به این شجاعت افتخار میکنم چون فقط یه مادر میتونه درک کنه شما چی گفتی آفرین بهت مامان جان

چقدرررر قشنگ بووود🥲🥲آفرین ب تو مادر نمونه .. منم دقیقا همین حسو دارم و قشنگ درکت میکنم 😍

سوال های مرتبط

مامان یونا 🐻🐾 مامان یونا 🐻🐾 روزهای ابتدایی تولد
میخوام مهم ترین تجربه هامو بهتون بگم😇

-اول از همه دکترم، شکوفه حسینی؛
بی نظیر بودن، عملشون فوق العاده سبک بود و از وقتی بی حس شدم حدود ۳ دقیقه بعدش صدای بچمو شنیدم و چند دقیقه بعدشم رفتم ریکاوری، بخیه ای ک زدن هم خیلیییی تمیزه و ردش دیده نمیشه
(دستمزدی ک میگیرن واقعا حقشونه و قطعا هیچ گرونی ای بی دلیل نیست)

-حضور ماما همراه تو سزارین؛
ماما من خانم ارجمند، از تیم خانم حیدرزاده بودن. اگه بخوام تو ی جمله خلاصه کنم، اگه نبودن من از پسش برنمیومدم، شاید ذهنیت همه و حتی خود من این بود ک سزارین نیازی ب ماما همراه نداره ولی ی سری اتفاقات غیرقابل پیش بینی ممکنه بیفته ک اونجا لزومش احساس میشه (مثلا بدن من ب ماده بی حسی واکنش نشون نمیداد و مجبور شدن ۵ بار و چندتا دکتر تزریق انجام بدن و تو اون لحظه ها ب من استرس بدی وارد شد ک ماما مثل ی مادر مراقب و کنارم بود)
مهم تر از اون تایم ریکاوری بود ک بقیه پرستارا و ماماها حدود چند دقیقه کمک می‌کردن ب مادرا ک شیر بدن و میرفتن و ولی تو اون ی ساعت، ماما پسرمو گرفته بودن و کامل شیر خورد.

-بیمارستان مادر؛
بهترین آپشنش تمیزی بود و کادر زایشگاه واقعا مهربون بودن ولی پرسنل بخش رفتار متفاوتی داشتن و من ب شخصه انتظار بیشتری از ی بیمارستان خصوصی با این هزینه ای ک میگیره رو داشتم (اینم تو پرانتز بگم ک من اتاق خصوصی گرفتم ک راضی بودم)
درکل چون تجربه بستری تو بیمارستانای دیگه رو نداشتم نمیتونم مقایسه کنم
مامان ی دخمل🩷 مامان ی دخمل🩷 ۴ ماهگی