۱ پاسخ

احتمال زیاد برا آب یخ بوده براش ماساژ بده با روغن چیزی و گرم نگهش دار، حالا پسر من یذره ب پاهاش آب یخ بخوره ب این صورت پادرد میشه ☹️

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی🍓 مامان توت فرنگی🍓 ۶ سالگی
فرزندپروری
فرزندپروری
فرزندپروری




سلااممممم مامانای گل 😍
خدا قوت قشنگا 🌟


میان وعده امروز
دخترا، لقمه ها یکیش نون جو هست با عسل و کره
یکیش نون سبوس دار پنیر و گردو

سیب هم امروز به محض اینکه برش زدم رنگش تغییر کرد 😒
حالا باید بندازم تو اب یخ ( طبق اموزش کلیپ های اینستاگرامی😂😂) ببینم سفید میمونه یا نه 🥴
دیروز که کلا هیچکدوم از میوه هاشو نخورده بود
ایشالا ک امروز میخوره🥴


دیروز اومده بود تا یک ساعت بعد فقط گریه میکرد
باهاش همدلی کردم تا اروم شد
دیگه تا عصر واسم تعریف کرد که نماینده هایی که معلمشون گذاشته
واسه ساکت کردن بچه ها ( وقتی خودش حضور نداره) هی میکوبن رو میز و هی میگن ساکت 😏 گویا اینقد داد زدن بچه مغزش رگ به رگ شده 🫣
چند بار دیگه هم گفته بود که هی سر همه بچه ها داد میزنن که بشین ساکت باش
منم بهش توضیح دادم مثل همیییییشه که هیچ کس حق نداره سر کسی داد بزنه
حالا باید برم با معلمش صحبت کنم توجیهشون کنه خیلی جوگیر نشن هی داد بزنن سر دوستاشون 😂



فرزندپروری
فرزندپروری
فرزندپروری
مامان عشقام مامان عشقام ۶ سالگی
دیروز تو خانه بازی یه پسر بچه قدش کلی از بچه ی دوسال و یازده ماهم من بلندتر و تپلی به مامانش گفتم چندوقتشه گفت دوسال و پنج ماه انقدرم روان حرف میزد دختربزرگم بهش گفت میشه بری اونورمنم بشینم عین یه ادم بیست ساله موقع دعوا گفت برو بابا پس اونوقت من کجا بشینم بچه جون؟ اصلا هیچ جوره بهش نمیخورد دوسال و پنج ماهش باشه میخورد پنج سالش باشه بعد مامانش بیخیال یه وری نشسته بود سرش تو گوشی بود این بچهم این بستنیای الکی خانه بازیو تاحلقش میکرد تو دهنش تندتند از شکلاتای روی میز برمیداشت مامانش میگفت هرچی برداشت اخر حساب میکنم دوتاابمیوه برداشت خورد تو اون تایم یکی اخریرو نمیدونم چجوری خالی مرد رو لباسش مامانش یه لباس اضافه هم براش برنداشته بود کلا بیخیال و راحت بود بعد من میرم بیرون برای دختر شش سالمم بیرون میریم اب و لباس احیانابرمیدارم حتی تو کل خانه بازیدنبال بچم میوفتم یه بار همین پسره داشت ته یه تابلو که مثل سیخ بودو میکرد تو چشم کوچیکم که نزدیک سه سالشه شوهرم نمیذاره بیشتر از یه تعدادی تو روز بچها شیرینی جات و شکلات بخورن البته میخورنا اما مثلا نه مثل این پسر بچه تو یه ساعت بیست تا صبح تا شب درگیرم که با بچهام بازی کنم سرکله بزنم میوه پوست میکنم نمیخورن همش سرپا دنبالشونم غذای بیرون نمیگیرم مثلا مثل دیروز که میخواستیم بچهارو ببریم بیرون من اول غذامو میذارم بعد میام بیرون که اومدیم شامشون حاضر باشه بعد سه سالهم یازده کیلو قد نود شش ساله م ۱۶کیلو خواهرمم بیخیاله کلا اسباب بازیارو جمع کرده انداخته انبار میگه من پا ندارم هرروز جمع کنم ولی من دلم نمیاد میگم خریدیم تا بچه اندبازی کنن هرروز یه عالمه میریزن میپاشن من جمع میکنم اینکه میگن هرکسی تلاش کنه نتیجه تلاششو میبینه چرت به نظرم