۳۱ پاسخ

واااای من بودم صد در صد سکته میکردم،از هیچی به اندازه مار ترس ندارم،اگ عکسش هم ببینم میترسم چه برسه به خودش،خدا بهتون واقعا رحم کرده ،چقدر وحشتناک ،در و پنجره باز نزارید،یا حتما توری محکم بزنید

اصلاااااا همچی ب کنار چطور جرئت کردی عکس بندازی ازش😶‍🌫️

یا خدا 🥲

خدا رحم کرده.نیش هم داشت؟

یا امام
قلبم وایساد

تنم لرزید😢

ولچ چه بزرگه
الان فصل گرماس فقط جونورا حجوم میارن داخل
پسر خواهرم رو۵ روز پیش عقرب زد دیروز مرخص شد

یا خدا باورت میشه من از کرم هم میترسم؟ اگه مار ببینم سکته میکنم

یا خدا اجی حتماً حتما یک خون بریزین حتی شده یک مرغ خداروشکر که بخیر گذشت چقدر بزرگه😱😱😱😱😱😱😱😱

واییی خدااااا
من فوبیای مارو مارمولک دارم حتی نمیتونم توذهنم تصورشون کنم😨
خدا بهتون رحم کرده

باور نمیشه
من بودم حالا هی توهم میزدم
این ماره زهر داره
یا گاز میگیره
به توری کش ببند خودش بسته شه

یه صدقه بده ماه صفر سنگینه خداروشکر بخیر گذشت

وای عزیزم خدا رحم کرده از این درهای توری بزنید بازم میاد؟؟؟

وای😢

وای خدا چه بزرگم بوده خدا واقعا رحم کرده .خداراشکر مشکلی پیش نیومده⚘⚘

من بودم همونجا سکته کرده بودم😵

یاابالفضل

وای همیشه از مار میترسم حتی تو فکرشم میترسم

وااااااے خدا رحم کرده درا را محکم ببند که راهی نداشته باشن به خونه 3 روز پیش داماد خواهرمو مار زده همش بستری فردا هم عمل داره

خاله منم شوهرش تو جاده با ماشین از رو مار رد شد کشتش عکسشو مار گرفته بود فرداش همون مار تو خونه پشته پشتیش بود

وای خدااا

وااایییی خیلی مواظب باش

درهاتونومگه بازمیذارین خیلی هواست بهپسرکوچولوت باشه

یاخدا تو خونه چه ترسناک من سکته میکنم
خداروشکر بخیر گذشته برات

چقد هم‌بزرگه😰😰😰

وای واقعا خدا بهتون‌رحم کرددد من ک‌ حتی از عکسش میترسم 😢😢😢🥺🥺🥺

وووای تموم موهای تنم سبخ شد.خواهرمیگن مار ونبایدبکشی جفت داره جفتش میادواذیت میکنه

وایییییییی خب حیاط نخوابین

واااااااای یا حضرت عباس

یا خداااااااا

چقد ترسناکه

سوال های مرتبط

مامان ارسلان مامان ارسلان ۱۲ ماهگی
دیشب از مهمونی اومدیم شوهرم رفت دست شویی منم نشسته بودم رومبل تا اون بیاد من برم پسرمم طبق معمول داشت بازی میکرد مثل همیشه دستشو گرفته بود رو میز وایساده بود همیشه این کارو میکرد یهو دیدم پسرم ب صورت اومد زمین دوییدم گرفتمش بغل دیدم گریه نمیکنه نگاش کردم دیدم نفسش رفته شوهرمو صدا زدم دویید اومد گرفتش هرچی نگاش کردیم زدم پشتش ماساژش دادم دیدیم کبود شد رففففت لباش شد سیاه دیگه میخواستم جیغ و داد کنم یهو نقسش آمد جفتی ترسیده بودیم دیدم دهنش خونیع دندوناش رفته بود رو زبونش زبونش زخم شده بود ب خون چونشم زیرش سیاه شده یهو شوهرم پرید ب من تقصیر توعه تو حواست نبوده من دست شویی بدم تو باید میگرفتیش تنبلی گشادی خیلی بهم برخورد اولش کلی گریه کردم دیگه گفتم براااااش گفتم ۹ ماه من کشیدمش تو شکمم من زاییدمش دستم تو ع....ناشه غذاش بامنه خوابش بامنه حموم بامنه تو چیکار می‌کنی من تنبلم من گشادم تو بیشتر از من اینو میخوای دیگه جامو جدا کردم با پسرم اومدیم تو اتاق اون خوابیدیم الآنم قهریم اصلنم معذرت خواهی نکرده هنوز ....