۴ پاسخ

خدا رحم کرد بهتون خیلی باید مواظب باشین بچه های الان اینقد شیطونن هرکاری میکنن

ماهم یکبار سر این قضیه ساعت یک شب راهی بیمارستان تهران شدیم چون جای ما قبول نمیکرد،خیلی بد بود

عزیزم الهی بمیرم
درد کلیه حیلی سخته
الهی بمیرم دختر شیطون
خداروشکر دراومد نگران نباش الان فقط بخواب آروم باش

بچه همینه دیگه من بدترم بخدا دیگه مغزم رد داده

سوال های مرتبط

مامان دلیم مامان دلیم ۲ سالگی
دخترم هر بار میگه یه جام درد میکنه دیگه موندم رهست میگه یا دروغ تمام رگ و استخونای بدنم از غصه و حرص درد میگیره خیلی جدی میگه هیچ وقت دروغ ازش نشنیدم نمیدونم یه بار میگه سرم درد میکنه یه بار میگه شکمم درد میکنه یه بار میگه چشمام درد میکنه بخدا دیگه موندم به شوهرم میگم میگه الکی میگه اصلا هیچی باور نمیکنه نمیدونم ببرم دکتر چی بگم آخه خداروشکر سرحاله همه چیزش فقط بخاطر حله هوله که میخوره اشتهای غذا نداره انگار افسردگی گرفتم به هیچکدوم از کارام نمیرسم نه به خودم نه به بچم نه به خونه و غذا و ظرف شستن و هیچ چیزی بخدا کم آوردم با اینکه بازی میکنه هر بار میگه یه چیز امشب میگه چشام نمیبینه بعدش خوب شد بازی کرد الانم میگه شکمم درد میکنه دیشب دست میذاشت رو سرش میگفت سرم درد میکنه خدایا حتی بخاطر بچم نمیتونم نفرین خودمم کنم چون اگه من نباشم بچمو کی بزرگ کنه نمیدونم چرا دوست داره منو عذاب بده این بچه الان من چندتا دکتر ببرم دوماه پیش هم چکاپ کامل ازش گرفتم خداروشکر دکتر گفت ازمایشش خوبه توروقرآن راهکاری دارید بگید صواب کردید خدا خیر و برکت به زندگیتون بده
مامان هانا🧚🏻‍♀️ مامان هانا🧚🏻‍♀️ ۳ سالگی
الان که تاپیکا رو میخوندم دلم خواست یه چیز از تجربه خودم بگم به مامانایی که دارن بچشون رو از پوشک میگیرن.
من خیلی خوب دخترم رو از پوشک گرفتم در کمتر از یک هفته کاملا همکاری کرد. اما نکته اش این بود که اصلا دعواش نکردم. اصلا استرس بهش ندادم. حتی وقتی خونه رو چند بار کثیف کرد و می‌خواست گریه کنه آرومش کردم گفتم اشکال نداره عزیزم الان تمیزش میکنیم و با ارامش بهش گفتم خونه جای جیش نیست جیش باید بره توی دسشویی.
آنقدر خوب یاد گرفت که حتی شبا هم خودش بیدارم میکنه میگه خیلی جیش دارم مامان.
اما.... چند روز پیش که قرص اورژانسی خورده بودم و خیلی عصبی بودم و غذام هم رو گاز بود وقتی هانا رو بردم دسشویی و هی بازی گوشی کرد و من با حرص گفتم نمیخواد دسشویی کنی بیا بریم و گریه کرد و محلش نذاشتم. و چون هورمونهام به ام ریخته بود چند روز بی حوصله بودم. بخاطر این قضیه دوبار پشت سر هم تو خونه جیش کرد. چون دیگه دلش نمی‌خواست بره دسشویی و نمی‌گفت. فقط بخاطر یه بار دعوا کردن و بی‌حوصلگیم بعد از اینکه کامل یاد گرفته بود.
اینهمه تایپ کردم که فقط بهتون برسونم که چقدر بچه حساسه و چقدر باید حواسمون باشه به رفتارمون.