۱۴ پاسخ

منم همینم
کمالگراییم

منم دقیقا صفرو صدم و اکثر اوقات کاری انجام نمیدهم😁

هر کاری رو در حد ۳۰/انجام میدم و تمام😜🤭

منم همینم متاسفانه

منم همینطورم

منم همینم....

منم همینطورم

عیب ما ایرانیا همینه بعد چن سال هم پوستمون خراب هم همه بدنمون از کار میفته بعد میگیم خدایا چرا من اینجوری شدم هنوز که جوونم من مثل شما بودم ولی دیدم اصلا فایده نداره همش ضرر به خودمه وبس الان چن سالی هس خوب شدم وخیلی هم راضیم چون دیگه بدنم واقعا کشش نداشت اگه ادامه میدادم نابود میشدم پس وسواسی رو گذاشتم کنار وتمام

چقدر منی

منم مثل شمام واقعا بده

اصلا شبیه نیستن 😍

تولدشون مبارک
ان شاالله همیشه سایشون بالاسر تون باشه🍀🍀🍀
دقیقا منم همینم مثل خوره میفته به جونم واسه همین نتونستم لذت ببرم

منم اینطوریم.
وسواس یا کمال گرایی افراطی

ممم همین جورم مثلا خونخ را میخوام تمیز کنم تا جای وسایل جا به جا نکنم یه تمیز کاری،اساسی نکنم اصلا نمیشه و ترجیح میدم سطحی نکنم

سوال های مرتبط

مامان رایبد💙 مامان رایبد💙 ۳ سالگی
دیروز صبح از مرکز بهداشت باهامون تماس گرفتن که رایبد بیارید برای مراقبت، تعجب کردم، آخه وقت بوده تا روزها بعد تولدش من نبردمش اما کسی پیگیر نشده الان ۵۰ روز مونده تا ۴ سالگی پسرم، چطور شده اینا اینقدر پیگیر شدن🙄
حالا بیخیال، چکاپشو انجام دادن و این فلوراید دادن که شب بعد مسواک بزنم تا صبح روی دندونش بمونه، شما تا حالا از اینا برای کوچولوتون استفاده کردین؟ اذیت کننده که نیست؟
آخه قبلاً یسری مامانا میگفتن از بهداشت یه محلولی دادن به دندون بچه زدن خیلی بچه اذیت شده، این فلورایدِ، از اونا که نیست؟
اگر قراره اذیت بشه استفاده اش نکنیم😐

بعد یه سوال دیگه شما هم بچه رو ببرید مراقبت از خودتون و همسرتون هم مراقبت انجام میدن؟
مثلا از من، فروردین که پسرمو بردم انجام دادن، این سری از همسرم ...
نمی‌دونم چرا اینقدر کارمون طول کشید اصلا یادم رفت راجع به مصرف ویتامین و آهن و این حرفا سوال کنم، آخه قبلاً به دستور پزشک و همین کارشناس بهداشت بهش دو ماه یکبار ویتامین D 50000 میدادم اما یسری مامانای اینجا گفتن خیلی زیاد و بچه کبدش از کار می‌ندازی و این حرفا، والا ترسیدم دیگه بدم با وجودی که حتی دکترشم همین روال توصیه کرده بود🤔
ببخشید طولانی شد🤗
مامان قندلی🐣♥️ مامان قندلی🐣♥️ ۴ سالگی
خسته ترینم🥲

امروز از ۸ صبح بیدار شدم و متوجه بیحالی پسرم شدم😮‍💨
صبحانه خوردیم و دیدم نخیر تک سرفه هایی داره🙃
حالا من ساعت ۹ صبح نیرو کمکی هماهنگ کرده بودم که بیاد🙂
دیگه به همسرم گفتم نمیشه کنسل کنم و هزار تا کار دارم گفت خودم میبرمش دکتر🙂‍↔️
خلاصه از روز قبل هم یه کار مهم قول داده بودم روی سایت انجام بدم😟
یه لحظه احساس درماندگی که کردم که الان چرا باید پسرم مریض بشه و دغدغه به دغدغه های دیگه م اضافه بشه، اولش یکم دور خودم پیچ خوردم و رفتم تو فکر 🤔
بعد یه نیم ساعتی و کمی غر زدن به همسرم که چرا من همیشه اینقدر کارام بهم گره میخوره😐
بعدش به خودم اومدم و گفتم چه فایده فقط دارم وقت رو از دست میدم، شده دیگه فایده نداره مهمونی شنبه رو که نمیتونی کنسل کنی روز قبل کلی خرید انجام داده بودم که روی دستم میمونه🫠
خلاصه خانم کمکی اومد و کارای خونه رو بهش توضیح دادم و این بخش رو سپردم به ایشون 😌
بعد پسرم و همسرم رو راهی کردم برن دکتر🙃
خودمم بدو بدو رفتم سراغ لپ تاپ کاری که قول داده بودم رو انجام دادم خیالم از بابت اون راحت شد🤨
رفتم سراغ کمکی و کلی بهش کمک کردم که کارا زودتر بره جلو😩
در مجموع الان خسته ترینم و یه پسر کوچولو مریض هم روی دستم مونده🥺
البته مهمونی شنبه دورهمی دوستانه بدون بچه هاست و گرنه اگر قرار بود بچه ها هم باشن قطعا کنسلش میکردم که خدای نکرده بچه ای مریض نشه😓
این بود امروز ما 😱
شما چه خبر؟!
مامان قندکوچولو🙆🏻 مامان قندکوچولو🙆🏻 ۳ سالگی