۱۳ پاسخ

من موقع زایمان تخت بغلیم اینجوری بود میومدن معاینه اش کنن جیغش گوشمو کر میکرد ولی منو معاینه میکردن دردم میومدا ولی در حدی نبود که جیغ بزنم
به اون همه مینرسیدن دست بزنن چون خیلیی جیغ میزد و گریه میکرد بیچاره
اینم بگم سنش خیلیی بیشتر از من بود

سلام خانوما اصلا از زایمان طبیعی نترسین
دیشب من رفتم بیمارستان واسه قومم منتظر بودم تا زایمان کنه

از ساعت ۱۲بستریش کردن تا تقریبا ۳وده دقه بچه اش به دنیا اومد
رفتم پیش مریض خودش تعجب کرده بود میگه خوابم برده اصلا نفهمیدم که زایمان کردم وبخیه شدم
میگه وقتی بیدارشدم دیدم بچه ام کنارمه گریه میکنه
واقعا تعجب کردم

والا منو بکشن طبیعی نمیارم، چیه همه میان دست میزنن نگاه میکنن، جیغ و داد و پاره پوره شدن

دکترتون کیه ؟

اصلا نترس من نمیدونم خواب بودم یا بیدار ک زایمان کردم بخدا گاز بی حسی ک میزارن نفسش بکشی اصلا فک میکنی خواب دیدی زایمان کردی بخدا 😂❤🥰

ببین اینکه بگیم درد نداره دروغ ولی بعضیا واقعا شورشو درمیارن به قول دکتر چجوری میخواد طبیعی بیاره مثلا من خودم تا جایی که بشه تحمل میکنم اگه نتونم داد و بیداد نمیکنم فقط گریه اونم بیصدا

اگه واقعا میترسی برو سزارین .منم از طبیعی میترسممم

منم حتی تجربه زخم عمیق ندارم نمیدونم چی درپیشمه که حتی بدونم بد زخمم یا نه خدارحم کنه به روز زایمان

من هفته پیش بخاطر درد شکمم رفتم زایشگاه معاینه ام کردن بعضیا استانه تحمل دردشون پایینه ولی من اونقدرام سختم نبود معاینه

والا معاینه درد نداره یه دقیقه اس با نفس عمیق کشیدن تمومه

خب راست گفته نباید خودت سفت کنی .بعضیا اصلا همکاری نمیکنن .حتی سر یک معاینه سادم مطب میزارن رو سرشون .
این ادما که حساسن بدرد طبیعینمیخورن

فقط باید خودتو شل بگیری

چرا میخوای طبیعی بیاری؟

سوال های مرتبط

مامان بی اعصاب مامان بی اعصاب هفته سی‌ونهم بارداری
تجربه زایمان طبیعی من #2

من فکر میکنم زایمان طبیعی خوب به چندتا فاکتور مهم بستگی داره تا اون تجربه برات خاطره خوبی بشه،
1)ژنتیک خانوادگی خوش زایمان بودن
۲)آمادگی ذهنی و جسمی داشتن
۳)انتخاب بیمارستان مناسب و حتی الامکان مامای خصوصی خوب
خب ازین شرایط من تقریبا هیچکدوم رو‌ نداشتم و اشتباهم اینجا بود، تا هفته ۴۰ هیچ دردی نگرفتم و سر یه سانت مونده بودم، همسرم رفته بود شهر دیگه و من از دو هفته قبل زایمان تنها بودم و متاسفانه بیمارستانی که رفتم با اینکه اونجا ماما خصوصی هماهنگ کرده بودم اما گفتن تا وقتی نرسی به ۳ سانت نمیاد، تجهیزاتشونم کامل نبود با اینکه نیمه خصوصی بود، به اصرار خودم برای ۴۰ هفته و ۳ روز نامه گرفتم برای بستری و زایمان با امپول فشار دکتر بهم گفت ناهارت رو‌ بخور و برو بیمارستان، وقتی رفتم نامه رو دادم یه ماما گفت بخواب معاینه ات کنم، معاینه کرد گفت یه سانتی بعد شروع کرد یه مقدار با خشونت ور رفتن و یکمی خون اومد ازم گفت معاینه تحریکیت کردم زودتر باز شی، بعد گفت بخواب رو اون تخت ازت نوار قلب جنین بگیرم، همون حین هم مادرشوهرم که همراهم بود رفت برام وسایل بیمارستانی رو تهیه کرد اورد...