۱ پاسخ

یدفه اسم امپول میپرسیدی ماهم میزدیم😂😂

سوال های مرتبط

مامان رادمان👼🏻🩵 مامان رادمان👼🏻🩵 ۶ ماهگی
تجربه سزارین ‌پارت دو####
ی ست لباس اورد گفت کلا لخت شو اینارو بپوش(اونجا رکب خوردم چون فکر میکردم بهم ی اتاق میدن برم موهامو ببافم اما ندادن )گفت لباس ها و زیورالاتت بریز تو نایلون بدیم همرات)خلاصه پوشیدم و ی خانم امد ازم رگ کرفت،البته بسیار مهربون بود و گفت ببخشید ک رو دستت رگ میگیرم واسه اتاق عمل واجبه،بعد همون سوال های تکراری سابقه جراحی داری یا نه و دارو چی میخوردی تو بارداری و …پرسید،اورد سوند رو برام بزاره حقیقتا خیلی ترسیده بودم،ی پماد کوچیک نشون دا‌د بهم گفت جلو خودت همشو میریزم رو این سوند نترس ،تو اتاق دوتا خانم دیگ هم بودن گفتم میشه برن بیرون،گفت بهشون رفتن بیرون برام گذاشت (چه خبره سوند انقدر درازه حالم بهم خورد اه🤮بعد ی سرنگم اب مقطر پرکرد زد توش گفت فیکسش کردم در نمیاد نترس،ی حس این بود ک دستشوییم داره میریزه،فیلمبردار اتاق عمل و دیزاین اتاقمو رو شمارش رو بیمارستان داده بود خانمه توراه پیام دادم گفت ۸ میرسه و نکران نباشم و دکتر ۸ عمل میکنه و ازین حرفا دیزاینم گفت هروقت شماره اتاقت معلوم شد پیام بده ما میایم،من گوشیم دست شوهرم بود گفتم بیچاره شدم رفت،برنامه هام خراب شد😭ی دفعه ی خانم مهربون امد گفت من فلانی ام سر‌پرست فیلمبرداری😻اونجا دیگ خوشحال شدم ،گفتم کاش از خدا ی چیز دیگ میخواستم(اهان این وسط ازم ان اس تی و فشار گرفتن)خلاصه نزدیک ۶ تا خانم ماما امدن اخری سرپرست بود جنسیت بچه واسمش
و رنگ موهام
و …..میپرسیدن ک من نترسم میگفتن خوش امدی و فلان،اون خانم سر‌پرست فیلم گفت بگید شوهرش بیاد تو فیلم میخوام بگیرم(تقریبا ساعت شده بود ۷ و ربع)شوهرم امد تو و ادامه پارت بعدی