۱۷ پاسخ

ای ننه عاشق لباس ست پوشوندن به بچه هام

تصویر

ماشالا خدا حفظشون کنه

ماشالله

چقد شبیه خودته آیهان کوچولو

ای جونم چ گل پسرایی🤩🤩
خداحفظشون کنه عزیزم😘😘

ای خدا چه نمکن ماشالله
آرشا بهتر شد؟؟

ماشاءالله 😍
درست میشه
مشکل پسر بزرگترت رفع شد؟

شیما جون شما لباساشون از کجا حریدین؟ پیجی چیزی داره؟

خدا حفظشون کنه
عاشق بچه هایی هستم که ست میپوشن❤️❤️

عزیزم بچه کوچیکت چن سالشه و قد و وزنش میگی ؟

ای جونم شیما جان ماشاالله به هردوتاشون 🧿

سلام عزیزم خوبی

عزیزمممم 😍😘 بوی تمیزیشون تا اینجا اومد شیما

خداحفظشون کنه 😍

هزار ماشالله. خدا حفظشون کنه عزیزم

كوچكه دندون در نمياره؟ عزيزم اون تا دوسالگيش هنوز بغلت ميمونه خوب

عزیزم خدا حفظش کنه نی نی ت به دنیا اومدههههه😍🤌🏻

سوال های مرتبط

مامان آرشا و آیهان مامان آرشا و آیهان ۵ سالگی
میخوام یکم حرف بزنم خالی شم این روزا خیلی دغدغه فکری دارم همش استرس دارم حالم خوب نیس بخاطر رفتاراشتباه مدام خودمو سرزنش میکنم
خیلی خستم روحی ‌جسمی هرروز ساعت۷صبح بیدار میشم ارشارو بیدار میکنم امادش میکنم صبحونه اماده میکنم بعد ک میره مهد نوبت ایهانه پوشک و‌ لباساشو عوض میکنم صبحونه درست میکنم بعدم مرتب کردن خونه و ناهار تا وقتی ک ارشا برگرده باز سفره انداختن ‌‌جمع کردن و شستن و غذا بچه هارو دادن و…از بعدازظهر به بعد انرژیم کم میشه روزا نمیخوابم ایهان همش بغلمه خیلی اذیتم موقع جارو‌کرذن ظرف شستن غذا پختن بغلمه چندبار میذارم زمین گریه میکنه مجبور میشم بغلش کنم کلافه میشم حموم هفته ای دوبار فقط وقتی شوهرم هست میرم سروصدا ‌‌گریه هاایهان خونه شلوغ ظرفا کثیف و لباس شسته نشده همه اینا کنار بخاطر ارشا ناراحتم اون باید بچگی کنه ولی متوجه خستگیام میشه میکه مامان خسته ای میتونی اب بیاری مامان میتونی فلان کارکنی تا نوچ کنم میگه نه نمیخواد انجام بدی شامش رو هی میگم سریع بخور تابخوابیم بعد خوابشونم بقیه کارامو میکنم تا ساعت۱شب ازاین ناراحتم ک براخودم وقت ندارم ایهان همش بغل میخواد دسشویی نمیرم و حدودا دوماه اوضاعم ریخته بهم ت
مامان مهراد مامان مهراد هفته سیزدهم بارداری
پسرم از نوزادی همش گریه میکرد بیش از حد یعنی با بقیه بچه ها فرق داشت هنه میدونستن ک چقد ازیت میکنه یعنی بزور و بدبختی بزرگ کردم اعصاب نمیزاشت برام که....هی گفتم بزرگ بشه خوب میشه الانم همش گریه میکنه برای هر چیز الکی دو ساعت گریه میکنه هر چی اهمیت نمیدم بدتر میاد جلوی گوشم هی گریه میکنه اونم یه گریه های واقعی که انگار ببین مادرش نرده چیشده اینجوری گریه میکنه بخدا...مثلا بگه تلوزیون خاموش کن دو ساعت گریه میکنه حتی بحرفم گوش بدی یا ندی کلا برای همه خواسته هااااش....بخدا دیگه اصلا اعصاب نمونده برام خودشم ضعیف و لاغر انقد گریه میکنه جون نمیگیره ک...یماهه ک هی دیگ نمیتونم کنترل کنم خودمو وقتی گریه میکنه ازش دور میشم ک اعصابم خرد نشه یا حواسم پرت میکنم بدتر میاد سمتم صداش میره تو مغزم میگم نیا اعصابم خرد نشه میاد باز منم کتکش میزنم دیگه نمیتونم خودم کنترل کنم بخدااا خودمم دلم میسوزه نمیخام اینجوری بشه ولی خب چیکار کنم همش تو مغزم صدای گریس...شما باشین چیکار میکنین...پاره تنمه بچه نمیخام بزنمش ولی خب دیگ هیچ جوره آروم نمیشههه دیونه شدم از دستش