۱۱ پاسخ

به پدرش بگو اگه ی روزی تو خیابون دیدیش با پسر غریبه ک داره میگه و میخنده گه میخوری بیای اعتراض کنی و بزنی تو دهنش....
وقتی تو محبت نکنی تو آغوش غریبه دنبال محبته

خودت با دخترت صحبت کن بگو این دیگه تربیت خانوادگیش هست نمیشه ازش انتظار داشت فقط بیخیالش بشه انگار وجود نداره انشاالله که اونم درست بشه ،

اونوخ محبت رو تو آدم های غریبه میگرده که ممکنه خیلی اتفاقای بد تری پیش بیاد با یه محبت کوچیک به پسرا دل ببنده خیلی سخته دختر داشتن

خدایا توی این گهواره چه آدمایی میبینی میشه به اینا گفت پدر واقعا متاسفم براش خواهر

عزیزم
کم نیستن مردایی که مثل گاو می‌مونن
نمونش شوهر خود من

با پسرت چطوره اخلاقش؟

ای خدا
بخدا قسم واسه هر نره خری بچه آوردن گناهه

دلم میخوادکل فوش های دنیارونثارهمسرت کنم بگوآخه گاودختربیشتربه محبت پدرنیازداره نه مادرخداوندبایدبه همچین مردی اصلابچه نمیداد

خودت بهش محبت کن عزیزم

منم شوهرم با پسر بزرگم نمیسازه اینقدر حرص میخورم گیرای الکی میده همش میگه تو چیزی نمیشی هر چی حرف میزنم ی مدت خوبه باز دوباره همونه بهش اتمام حجت کردم گفتم دفعه بعدی گیر دادی باید بیای بریم مشاوره

چ شوهر گاوی
خودت ب دخترت محبت کن .بگو اخلاق گوهشه ب دل نگیر

سوال های مرتبط

مامان عروسکِ من مامان عروسکِ من ۳ سالگی
بیدارید دخترا یسوال ذهنمو مشغول کرده
ما پایین خونمون پارکه و دخترمو اکثرا میبرم پارک حالا یه دختر هست از دختر من بزرگتره و اینجور ک چن نفر میشناسنش تو بچگی تشنج میکنه و الان متوجه نمیشه و هر یکساعت قرص میخوره.. حالا این دختر بچه رو پدرش هر روز میاره پارک و هروقتم میان پدره یا میشینه رو صندلی مشغول گوشیه یا حرف زدن با دیگران.... دختر من تو پارک بازی میکنه با دوستاش این بچه هم میره بازی میکنه باهاشون بحدیکه بچه ها نمیخان با این دختربچه بازی کنن میگن اذیتمون میکنه اما من میگم اشکال نداره بازی کنین باهم.. چن بار خودم دیدم دختر منو از سرسره هل داد و بهش تذکر دادم.. دیروز دخترم داشت با دوستاش مامان بازی می‌کرد و چمن ها رو می‌کندن مثلا غذا درست میکنن این بچه درکنار بازی با اینا رفت همشو لگد زد و چمنها رو پخش زمین کرد دختر منم میخاست حمله کنه بچه رو بزنه ک اجازه ندادم و دخترم جیغ میزد.. دوباره دخترم رو سرسره بود اومد گفت مامان این دختره دماغمو زد منم ب دختره در حالیکه باباش میدید گفتم برا چی میزنی؟ نباید بچه ها رو بزنی و ب دخترم و دوستاش گفتم خب جدا بازی کنید و باهاش بازی نکنید پدره اومد ب دخترش گفت زدی؟ اون گفت نه در حالیکه دختره من اصلادروغ نمیگه و پدره گفت دخترم حالیش نمیشه و فلان و نزده. در حالیکه روزای قبل بچه های دیگه میرفتن پیش بابای دختره و شکایت میکردن👇👇