سلام مامانی میخوام از ۱۲ هفتگی بگم برات هنوز حالت تهوع دارم و بالا میارم ولی به لطف قرص دمیترون حالم خیلی بهتره این هفته بیشتر باورت کردم بیشتر تو قلبم جا شدی و خیلی میخوامت اون بار اول ک خونریزی داشتم اومدم سونو خیلی ترسیده بودم و وقتی دکتر گفت یه قلب کوچولو تو دلم میتپه اشک شوق ریختم ولی صدای قلب تورو نزاشت چون خیلی کوچولو بودی و وقتی بار دوم رفتم سونو دیدم چقدر بزرگ شده بودی و قلبت برام میتپید حس عجیبی داشتم درصورتی ک قبلش پراز استرس بودم تا اومدم صدا قلبت شنیدم انگار دنیا برام روشن شد خیلی خوشحالم از اینکه تو اومدی تو زندگیمون از وقتی اومدی زندگی منو بابایی خیلی قشنگ شده حتی دیگه باهم دعوا نمکنیم کی بیای و سر اینکه چرا بردی بیرون بچه سرما خورده چرا زیاد بوسش مکنی دعوا کنیم 😍
خدایا مرسی ک همچین هدیه ای بهمون دادی و منو لایق مادر دونستن کردی
همش منتظرم روزها بگذره و دوباره بیام تو سونو ببینمت خوش قلب من

تصویر
۷ پاسخ

خدا برات حفظش کنه عزیزم✨❤️

خدا حفظ کنه نی نی تو،تن خودت سلامت باشه.
ولی عزیزم سعی کن دمیترون خیلی کم استفاده کنی.تو‌هفته های پایین عوارض داره برا جنین

انشاالله به سلامتی بغلش بگیری عزیزم
خدا برات نگهش داره

ازکجایه مشهد هستی عزیزم؟

عزیزم .😍😍

آخیش عزیزم
چ قشنگ خداحفظت کنه برات انشاالله زودتر بیادتوبغلت باکلی خاطرات شیرین 🥰🌹

خدا حافظ و نگهداری باشه و با دلی خوش بغل بگیریش

سوال های مرتبط

مامان جوونه🌱عشق مامان جوونه🌱عشق هفته نوزدهم بارداری
1405/06/07 به وقت سونو گرافی NT… 🥹❤️
قلب مادر امروز ساعت ۸:۳۰ نوبت سونو NT بود و من اونقدر پر استرس بودم که جات تنگ شده بود نمیتونستی تکون بخوری اما وقتی مطمئن شدم حالت خوبه، قلب کوچولوت داره می‌تپه و تو هنوز با تمام وجودت داری توی دلم رشد می‌کنی انگار یه دنیا آرامش ریخت توی قلبم. 🥹💚🌱

نمی‌دونی مامان چقدر با شنیدن اینکه خوبی خوشحال شد…دست به کمر ایستاده بودی و هرچی تلاش کردیم بخوابی تکون نخوردی چقدر دلم می‌خواست بغلت کنم، صورت کوچولوت رو ببوسم و بهت بگم که چقدر دوستت دارم.
هنوز خیلی کوچولویی، هنوز حتی نمی‌تونی بدونی مامانت چقدر چشم‌انتظار دیدنته، ولی من از همین حالا تمام قلبم رو به تو دادم.💚

امروز یکی از قشنگ‌ترین خبرهای دنیا رو گرفتم:
نینیم خوبه… نینیم کاملا سالمه… و قلب کوچولوش می‌تپه. 🥹💓

بمون برای مامان کوچولوی من…
آروم و سالم بزرگ شو و هر روز بیشتر منو عاشق خودت کن.
من تا روزی که تو رو توی بغلم بگیرم، با تمام قلبم منتظرت می‌مونم.
دوستت دارم، بیشتر از چیزی که بشه با کلمه‌ها گفت، نینیم. 🤍👶🏻✨
مامان نورا 🌸🎀 مامان نورا 🌸🎀 ۱۰ ماهگی
چهار ماهگی بارداری🥲🌱
این چهار ماه خیلی عجیب گذشته. از روزی که فهمیدم تو به دنیا میای، همه‌چیز تغییر کرد. هر روز یه حس تازه داشتم، انگار هر لحظه یه اتفاق جدید برام می‌افتاد. وقتی به این چهار ماه فکر می‌کنم، فقط یاد میارم که چقدر منتظر بودم تا تو بیای و حالا هر روز بیشتر از قبل با وجودت پر از آرامش و عشق شدم.
توی دل من همیشه یه حس عجیب دارم. حس می‌کنم داری کم‌کم آماده می‌شی برای اینکه در آغوشم باشی، برای اینکه چشمای من رو ببینی و اولین لبخندت رو به من هدیه بدی. بعضی وقت‌ها که تکون‌های کوچکت رو احساس می‌کنم، قلبم پر از شوق می‌شه.🥹♥️🧿

می‌دونی؟ این چهار ماه برای من یعنی یک دنیای جدید، یعنی یک تغییر بزرگ که تو اون رو به من هدیه دادی. خیلی مشتاقم ببینمت، بغل کنم و با تمام وجودم ازت مراقبت کنم. تو یه دنیای جدیدی رو برای من به ارمغان آوردی که هیچ‌چیز توی دنیا شبیهش نیست.💗✨
خدایا این چندماه هم ب سلامتی بگذره 🥹💚
خیلی دوستت دارم، کوچولوی من. و هر روز بیشتر از قبل منتظرم تا با هم باشیم. 🤱🏻💚👼🏻
منو بابایی خیلی دوست داریم
خدایا شکرت بابت این هدیه 🧿♥️🥹
۱۴۰۴/۴/۷ :)
مامان آریا💙✨️ مامان آریا💙✨️ هفته سی‌وپنجم بارداری
امروز بلاخره دیدمت بعد چندهفته 😍
قبل از اینکه نوبتمون بشه مامان،همش استرس اینو داشتم بگن باید آزمایش دیگه ای بدم همش میگفتم خدایا نینیم سالم باشه🥲
وقتی رفتیم برای سونو و دکتر شروع به سونو کرد اصلا دیگه استرس نداشتم چون روبه روی من بودی داشتی دست و پاهای کوچولوتو تکون میدادی تو دل من نفس میکشیدی
اون لحظه دیگه اصلا مهم نبود دختری یا پسر
هیچی مهم نبود جز اون پرشای کوچولوت که قند تو دلم آب میکرد🥹
صدای تپشای قلبت انگار بهم جون اضافه میداد که مهسا از این به بعد برای این فسقل باید سرپا باشی ..مهم نیست گاهی تهوع امونتو میبره مهم نیست شبا موقع خوابیدن کل تنت درد میکنه و فقط باید به یه سمت بخوابی تا کمتر اذیت شی
دیگه فقط مهم تو بودی مامان
وقتی دکتر گفت میخوای جنسیتشم بدونی؟!
یه لحظه به فکر فرو رفتم که فرقیم داره برام یانه؟!
آخه بابا میگفت دختره همه میگفتن دختره
ولی من از چندروز قبل خودمو آماده کرده بودم:)
وقتی دکتر گفت پسره
انگار یه حس جدید تجربه کردم
عشق کردم ذره ای برام مهم نبود که بقیه یا خودم منتظر چی بودن
مهم تو بودی مهم تو بودی که من با عشق تو دلم نگهت داشتم
باباهم وقتی فهمید پسری مثل من شد
نگفت خدایا چرا پسر نگفت نمیخوام گفت قربونش بشم عمرمه بچمه از جونمه
اون لحظه فهمیدم که چقدر عاشقتیم چقدر میخوایمت و هرلحظه از خدا میخوام سلامت به دنیا بیای❤️
۱۹اردیبهشت ۱۴۰۵
بارداری