ماری ماری چره مره تو بچه به
غم و غصه همه می دیل بچه به
غم و غصه همه مو خورده منم
می جوونه جونکه گل برده منم
.
.
.
.
.چقدر من با این لالایی و دکلمه حال میکنم.الان اینستا دیدمش.نشستم یه شکم سیر گریه کردم.انقدر که امروز فشار عصبی روم بود.بچه هام از صبح هروعده یه قاشق غذا خوردن تا خوده آخر شب که خوابیدم که الان باشه فقط یه سره نق زدن و بهونه دده و بیرون گرفتن.بردمشون آوردم ولی بازم اوضاع تغییر نکرد.دیگه آخرشب موقع خوابشون انقدر گریه میکردن به گریه هاشون توجه نکردم و مشغول شیر درست کردن شدم.الان که این کلیپه رو دیدم یاد اون لحظم افتادم میدونم تلاشم فقط برای کنترل اعصاب خودم بود ولی اونام به من احتیاج داشتن اون لحظه برای دلداری و بغل😔.حالا که خوابن قشنگ خالی کردم خودمو.سبک شدم.توصیه میکنم گریه کنین واقعا جوابه.سبک میشه آدم.همیشه که نباید آدم‌قویه باشیم.آخرشبا میتونیم همون دختر ناز نازیه باشیم و خودمونو رها کنیم.

تصویر
۵ پاسخ

آخ می جون مار😭😭😭🖤🖤🖤🖤

ای کاش هنوز بچه بودیم🥲

آخی لالا لاییییی

شمالی هستی؟؟

عزیزم منم جدیدا خیلی گریه میکنم

منم خیلی وقتا به بچه هام فکرمیکنم وکارایی که باید میکردم ونکردم براشون یادم میوفته گریه میکنم به اینکه اینا به غیرما هیچکسو ندارن اینا معصومن دلم آتیش میگیره به خودم قول دادم مادرمهربون وقوی باشم تا هیچوقت خودمو سرزنش نکنم ولی زود خسته میشم فشارزیاده آدم کنترلشو از دست میده من بیشترمیریزم توخودم تا روی بچه ها احساس میکنم ازتو منفجرمیشم

سوال های مرتبط

مامان nini مامان nini ۱۴ ماهگی
همیشه دلم میخواست یکیو داشتم موقع حال بدیام میرفتم کنارش خودمو خالی میکردم اما نبود یوقتا میام خودمو اینجا خالی میکنم
یکساعته دارم گریه میکنم دخترم امروز خیلی اذیتم کرده چن باری اطرافیان برای اینکه دخترم بره بغلشون گوشی نشون دادن بهش اینم عادت کرده از عصری بخاطر گوشی داره گریه یمکنه که بازش کن منم انقدر فشار رومه سرش بدجور داد زدم بعدش از ناراحتیم فقط گریه کردم راستش من از بعد زایمانم یه ادم دیگه شدم حس میکنم افسرده شدم چون مدام به همه چی عصبانی میشم دخترم که گوشی میخواس سرش داد زدم از حرصم گوشیمو پرت کردم صفحش یکم شکست بعد زدم تو سرخودم و دخترمم گریه میکرد فقط حس میکنم روانم دیگه متلاشی شده کم اوردم دیگه حتی خواب هم ندارم از دستش ناشکری نمیکنم دخترم نباشه منم نیستم اما دیگه خستم نه کمکی دارم نه کسی که درکم کنه فقط میدونم دارم میمیرم یوقتا قلبم چنان تیرمیکشه که حس میکنم از فشار زیاد دارم سکته میکنم تو این یکسالو نیم خوابمم کم شده عصبانیتم زیاد من یه مامان بدیم که انقدر سر بچم داد زدم نتونستم خودمو کنترل کنم که دراینده بچم ضربه میخوره دیگه میخوام هرجور شده شیرخشکیش کنم حتی شده کامل از شیر بگیرم ولی برم پیش روانپزشک شاید ارامبخش داد یکم اروم شدم دخترم بیشتراز شیر به یه مادر با روان اروم نیاز داره...هعععی
فرزندپروری #پوشک #شیرخشک