۱۶ پاسخ

اشکالی نداره عزیزم موقتیه این دوره.پسرمنم همین طور بود تا چند ماه بعد درست شد

پریسا جان بچه هات حالشون چطوره؟ بهترن؟

وای پسر منم همینطور بود روانیم کرده بود ازوقتی رفت تو۴سال بهترشدمثلا به جای ۷صبح ۹بیدارمیشد🤣🤣

خواب بچه ها تا تنظیم بشه ماها پیر شدیم دیگه 😬

ای جانم ترانه هم هرساعتی بخوابونم 9بیداره
الانم ک دوتا دندون بالاش داره درمیاد از چهار پنج صب همش نق میزنه هی مخوابه بیدار میشه

مادرت نمیتونه بیاد کمکت؟اگه قرص منیزیم داری بخور

پسر منم یکسالشه صبح از همه زودتر بلند میشه برادرشو بیدار می‌کنه همه رو بی‌خواب واذیت بعد میگیره می‌خوابه😂خوب میشه

عزیزم خداروشکر شب زود می‌خوابه بچه های من تا دو نشه نمی‌خوابن

درست میشه...منم تقریبا یه سال و نیم همین وضعیتم بود..با این تفاوت که چهارو نیم صبح بیدار میشدن..همیشه حس میکردم نصف بدنم خوابه...ولی میگذره این روزام..
اگر بتونی یه سرم بزنی،حالت جا میاد

ساعت ده که میخوابه خودتم بخواب که سرصبح انرژی داشته باشی

پسرمنم از بچگی سحرخیز بود ازاین بابت خوشحالم حداقل یه بار صداش کنم ۷ صبح بیدار میشه

بهش شیر و صبحونه بده شاید شکمش سنگین شد خوابش برد

آره واقعا آدم اعصابش خورد میشه 🥲

دختر من هم‌سن نویانه، شب تا صبح هر یک ساعت بیداره. دکتر هیدروکسی زین داده برای خوابش ولی هیچ تاثیری نداره. ما هم داغونیم از بی خوابی

ماهورم همینه بخدا دهنمو صاف کرده چه ده شب خابیده چه ۸ بارم پنجونیم شیش بیداره ینی ب هفت نمیرسه همجینم انرژی داره اگار ن انگار چنساعتو خاب بوده

عزیزم پسرمنم زود بیدارمیشه وسحرخیزه و مباد باسروصداهاش دخترم بیدارمیکنه
براهمین شیفت صبح هم دخترم ثبتنام کردم برا پیش😅

سوال های مرتبط

مامان سیدعلی وآیین مامان سیدعلی وآیین ۵ سالگی
دخترا بیاین یکم دردودل دوستای خوشگلم یکم حرف بزنیم نمیدومم چراابنجوری شدم.توی پیام های قبلم هیتش ک قصدبارداری نداشتم و خدا خوایت و شد و چیاکشیدم توبارداری ازنظرروحی .جسمی هم بماند.پسرم خیلی گریه میکنه گاهی.دوترداروداد خوب بود.امان انقد.اینفاکول تهیه کردم خیلی بهترشد.اما گاه و بیگاه نصف شبا باز گریه میکنه ک اینم بماند چون انقدی نیس و میشه تحمل کرد.مشکل خودمم.بچه تاسه صب هی خواب و بیدار یایدفعه شروع ب گریه میکنه.یا گاهی تاافتاب بزنه بیداره یاحتی شب تافرداصبش ی ریز بیدار.کل این یه ماه و خورده ک دنیااومده یاخونه مامانم اومدم یاخونه مادرشوهرم.چندروز اومدم خونمون.دستام گرفته گردنم.تنهایی ازپسش برنمیام همسرم بنده خدا هم خیلی کمکه.اما کم اوردم همش میتوپم ب نوزاد همش میگم دهنتوببند اه توچرااینجوری هستی و خیلی چیزای دیگه میگم خدایا بسه این چی بود ..دلم همش میره برای گذشتم.حس میکنم دارم نابود میشم.همسرمم میگه بخواب کلی کمکه.بچع نگه میداره صبم میره سرکار.دلم براش میسوزه‌همش گریه میکنم اون بنده خدا هرچی داد میزنم هیچی نمیگه